وبلاگ نویسی و روزنامه نگاری: آیا این دو با یکدیگر ارتباط دارند؟

وبلاگ نویسی و روزنامه نگاری: آیا این دو با یکدیگر ارتباط دارند؟

حامد کاظم زاده خوئی روزنامه نگار            hamed.khoei@gmail.com

 

مادر حال ورود به عصر جدید دسترسی به اطلاعات و انتشار آن هستیم؛ استفاده ازابزارهایی که امکان انتشار اطلاعات را در اینترنت آسان کرده اند برایمیلیون ها نفر حکم دستگاه چاپ را دارند. دستگاه چاپی که روی میز کار آن ها وحتی داخل جیب شان قرار می‌گیرد. تا هنگامی که ما تفاوت بین گزارش نویسیآماتوری و انتشار شخصی اطلاعات را درک نکنیم و وبلاگ را به عنوان قالبیبرای این فعالیت ها در نظر نگیریم نقش آن ها را در عرصه های روزنامه نگاریفرهنگ و جامعه به طور کامل درک نخواهیم کرد.

بگذارید با وبلاگ شروعکنیم. وبلاگ نوعی وب سایت است که دائماً به روز می شود و مطالب ثبت شده درآن با ترتیب زمانی معکوس (از حال به گذشته) در پی هم قرار گرفته اند. بهنحوی که مطالب جدید همواره در بالای صفحه و جلوتر از مطالب قدیمی  قرار میگیرند. وبلاگ های اولیه به مطالب خبری و صفحات وب (وب صفحه قابل گسترشاینترنتی است) خاص و انتخاب شده‌ای متصل (لینک) می شدند و معمولا اظهار نظریا توصیفی موجز و کوتاه در ادامه مطالب مشاهده می‌شد. تهیه نرم افزاری کهبه کاربران این امکان را می‌داد تا مطالب خود را به سرعت در قالب های ازپیش تعیین شده قرار دهند، منجر به رواج گسترده و فراگیر یادداشت نویسی دراینترنت شد. اما ترتیب زمانی معکوس همچنان بدون تغییر باقی ماند. ترتیبزمانی معکوس است که مشخص می‌کند یک صفحه اینترنتی وبلاگ محسوب می‌شود یاخیر. باید به خاطر داشت که قالب و فرم وبلاگ بر نرم افزار آن ارجحیت دارد. استفاده آسان و ساده از نرم افزار وبلاگ، امکان انتخاب سریع قالب را به شمامی دهد. اما یک وبلاگ ممکن است بدون استفاده از این نرم افزار هم ساختهشود. وبلاگ احتمالا اولین شکل و قالب اصیل وب (صفحه قابل گسترش اینترنتی) محسوب می شود. واحد پایه ای وبلاگ مطلب ثبت شده است نه مقاله یا صفحه. وبلاگ نویسان متناسب با یک موضوع و در حد آن می نویسند و اگرچه مطالب وارد (پست) شده به صفحه به دنبال یکدیگر قرار می گیرند، هر کدام لینک جداگانه ایدارند. از این رو می توان به هر مطلب وارد (پست) شده به صورت جداگانه رجوعکرد.                     

 

متن فشرده (Hypertext) در وبلاگنویسی اهمیتی بنیادین دارد. هنگامی که وبلاگ نویسان می خواهند به اطلاعاتیکه به صورت آنلاین وجود دارد اشاره کنند به آن متصل (لینک) می شوند. متنفشرده به نویسنده اجازه می دهد که مطالب پیچیده را با استفاده از لینکگذاری و ارجاع به منابع اولیه بی شماری خلاصه کند و به صورت یک متن درآورد. از همه مهم تر لینک شفافیت و صراحتی را به مطلب می بخشد که در صفحهعادی امکان مشاهده آن غیر ممکن است. لینک به نویسنده اجازه می دهد کهخواننده را مستقیما به هر منبع آنلاینی ارجاع دهد و وی را قادر سازد که  بفهمد آیا نویسنده مطلب مورد اشاره را به دقت ارائه یا حتی درک کرده است یاخیر. وبلاگ نویسانی که خواننده را به منبعی ارجاع می دهند اما آن را لینکنمی‌کنند، ممکن است افرادی فریبکار و دغل باز تلقی شوند چرا که  مخاطب درصورت دسترسی نیافتن به منابع ارجاعی احتمالا در صحت مطالب موجود در وبلاگتردید خواهدکرد.                                                             

  

آیا وبلاگ شکلی از روزنامه نگاری است؟

 

درسال های اخیر، به موازات گسترش وبلاگ نویسی، این سوال مطرح شده که آیاوبلاگ نویسی، روزنامه نگاری به حساب می آید؟ تجربه نشان داده که کارکردوبلاگ نویسی منحصر به فرد است؛ هر چند این کارکرد از آنچه ما از روزنامهنگاری برداشت می کنیم، جدا و متفاوت است. وبلاگ، خود را به ارائه ی مستندواقعیات مانند مشاهده، تحلیل و ارائه ی سابقه خبر (که تحلیل و درک اطلاعاتخام را در بردارد) ملزم نمی داند. وبلاگ ها از آنجا که تعاملی آنی و لحظهای با مخاطبان خود دارند، بهتر از رسانه های گروهی موجب برقراری دیالوگ وتبادل دو سویه می شوند. با توجه به این که چند فکر هنگامی که با هم جمع میشوند، به درک بهتر یک موضوع کمک می کنند، وبلاگ ها می توانند به پرسش هایروزنامه نگاری (عناصر خبر) از جمله چرا، چگونه، کجا و چه زمانی و رسیدن بهعلل موضوع پاسخ دهند.

 

آیا وبلاگ نویسان، روزنامه نگار محسوبمی شوند؟ قطعا می تواند چنین باشد. روزنامه نگاران متعددی وبلاگ دارند،اگرچه تعداد اندکی از آنان برای راه اندازی و حفظ وبلاگ های شان از سازمانخبری خود پولی دریافت می‌کنند. در عین حال بیشتر روزنامه نگاران وبلاگندارند. طی چند سال اخیر، جواب تعدادی از روزنامه نگاران که چرا آن هاوبلاگ ندارند، این بوده است که راه اندازی وبلاگ، جزو شرح وظایف شان نیست وانجام این کار در چارچوب اهداف حرفه ای آن ها قرار نمی گیرد. آن ها بهترینکارشان را در قالب گزارش های خبری که برای روزنامه ها می نویسند، ارائه میکنند. پس دیگر چه چیزی برای ارائه در وبلاگ باقی می ماند؟

 

بیشاز صدها هزار وبلاگ نویسی که در سراسر جهان فعالند (برآورد دقیق جمعیت آنها کار دشواری است)، خود را روزنامه نگار نمی‌دانند. بسیاری از آناننوجوانند و با اسم و عنوان و موقعیت واقعی خود با سایر همتایان شان مرتبطمی شوند. بیشتر وبلاگ ها در واقع، وب سایت هایی شخصی اند که به لطف نرمافزار وبلاگ نویسی که کار ثبت مطالب را خودکار و آسان کرده است، هر روزمطالبی در آن ها ثبت می شود. جذابیت استفاده از این نرم افزار ساده موجبشده تا برخی صاحب نظران پیش بینی کنند هنگامی که دسترسی به پردازشگرهایکلمات و تصاویر زنده به صورت گسترده ای رواج یابد، رسانه ها محو خواهند شد.

 

شایدبهتر باشد پرسش ابتدای این مقاله را این گونه مطرح کنیم: \"آیا وبلاگنویسی، روزنامه نگاری محسوب می شود؟\". به عنوان مثال، وقتی یک نوجواناسترالیایی گروه های موسیقی مورد علاقه ی خود را در محل زندگی اش در وبلاگخود دسته بندی می کند، آیا کار او به نوعی گزارشگری محسوب می شود؟ یاهنگامی که یک مدیر فناوری اطلاعات در یک شرکت برای استفاده ی نیروهای خود،مطلبی را در وبلاگ خود ثبت می کند، آیا کار او به نوعی روزنامه نگاری است؟

 

اگرچهمطالب گزارش مانندی توسط نسل وب ارائه شده، درست آن است که بگوییم بیشتروبلاگ ها در حیطه ی روزنامه نگاری قرار نمی گیرند. اگر روزنامه نگاری را «انتقال اطلاعات قابل اثبات به مخاطبان عام از طریق یک رسانه گروهی» تعریفکنیم، در این صورت، بیشتر وبلاگ ها فاقد شرایط و معیارهای روزنامه نگاریاند. بسیاری از وبلاگ ها بر موضوعات ظریفی متمرکز می‌شوند که مخاطبان آن هانخبگانی خاص و البته محدودند و وبلاگ هایی که فاقد اخبار واقعی و تولیدینویسندگان شان هستند، تا حد زیادی اقتباس شده از سایر منابع اند و به سایروبلاگ ها و در موارد بسیاری به رسانه های مکتوب، لینک می شوند. وبلاگ مهم \"نیوز\" - سایت جیم رومینسکو (jim Rominesko)-  در واقع ترکیبی است ازمنابع خبری لینک شده. موتور جستجوی گوگل را در نظر بگیرید؛ هنگامی که شمااز طریق آن به جستجوی موضوعات خبری روز می پردازید، با سایت های روزنامهنگاری پرآوازه و مهم مواجه می شوید. اما برای جستجوی موضوعات پیچیده ومبهم، گوگل عمدتاً شما را به سوی وبلاگ ها هدایت می کند.

 

اگرفعالیت روزانه ی رسانه های مکتوب متوقف شود، این سئوال مهم مطرح می شود کهآیا وبلاگ های متمرکز بر اخبار، خبرهای واقعی را برای بررسی در اختیارخواهند داشت یا خیر؟

 

 

در این ادعای اولیه که \"وبلاگسبک جدیدی از روزنامه نگاری است\"به تدریج تجدید نظر شده است و اینک موضوعبه این شکل مطرح می شود که \"برخی وبلاگ ها - حداقل گاهی اوقات- کارروزنامه نگاری انجام می دهند\". همچنان که علاقه مندان پرشور وبلاگ نویسیاینک می پذیرند که وبلاگهایی که به ثبت خاطرات می پردازند، برای مراسمازدواج برنامه ریزی می‌کنند یا به هماهنگ کردن گروه های کاری می پردازند،با هیچ تعریفی نمی توانند در حیطه روزنامه نگاری قرار گیرند. از این رو درهر بحثی درباره وبلاگ ها و روزنامه نگاری-  نخستین پرسش این است که: کداموبلاگ ها در حیطه روزنامه نگاری قرار می گیرند؟

 

چهار نوع وبلاگی که در این باره بیش از همه مورد اشاره و استناد قرار می گیرند عبارتند از:

 

وبلاگهایی که توسط روزنامه نگاران نوشته می شوند. وبلاگ هایی که توسط افرادحرفه ای و درباره حیطه کاری آنها نوشته می شوند. وبلاگ هایی که توسط افرادمختلفی که در صحنه یک رویداد مهم قرار می گیرند نوشته می شوند. وبلاگ هاییکه بیشتر به اخبار مربوط به وقایع روزمره می پردازند.    

 

وبلاگهاییکه تحت پوشش سازمان های خبری قرار دارند چنان چه معیارها و استانداردهایسازمان متبوع خود را رعایت کنند قطعاً در حیطه روزنامه نگاری قرار میگیرند. هر چند برخی افراد استدلال می کنند که سایت های مستقلی که توسطروزنامه نگاران اداره می شوند، نیز خود به خود در این چارچوب قرارمی‌گیرند؛ به این دلیل ساده که نویسندگان آن ها خود روزنامه نگارند. اما درواقع وبلاگی که توسط یک روزنامه نگار نوشته می شود لزوماً در حیطه روزنامهنگاری قرار نمی گیرد همانطور که یک رمان (novel)  نوشته شده توسط یکروزنامه نگار کار روزنامه نگاری محسوب نمی شود. در این عرصه، خود نوشته واثر است که مولف خود را معرفیمی کند نه هیچ وسیله دیگری. مورد «جیسون بلر» که اخیراً به خاطر گزارش های ساختگی خود از نیویورک تایمز اخراج شد نشانمی دهد که هر چقدر هم که یک روزنامه نگار پر آوازه و مرتبط با یک سازمانخبری معتبر باشد، روزنامه نگاری فقط بر اساس اصول و معیارهای پذیرفته شدهکاملاً مشخصی تعریف می شود نه بر اساس عنوان یا موقعیت حرفه ای یک فرد.

 

بهباور برخی افراد که از قرار گرفتن وبلاگ ها در حیطه روزنامه نگاری حمایتمی کنند وبلاگ هایی که توسط افراد حرفه ای  درباره حیطه کاری شان نوشته میشوند، تضمین کننده آینده روزنامه نگاری تجاری  خواهد بود. آنان استدلال میکنند در حالی که گزارشگران هنگام ارائه یک گزارش پیچیده تمایل دارند کهتنها به چند منبع خبری انگشت شمار اشاره کنند، وبلاگ هایی که توسط افرادحرفه ای درباره حیطه کاری شان نوشته می شود، طبعاً ارائه کننده روایت وگزارش کامل تری از اخبار مربوط به حیطه کاری آن هاست، اما کسانی که نمایندهدرک عمومی از یک موضوع می باشند ـ مانند حرفه ای های شاغل در یک حیطه ـافرادی می باشند که  ما می توانیم برای رسیدن به یک چشم انداز و درکبی‌طرفانه از موضوع به آنان اعتماد کنیم. اظهارات چنین افرادی که توام باصداقت است، می‌تواند منبع مهمی از اطلاعات دقیق، نکات حساس و ظریف و تحلیلهای آگاهانه باشد، هرچند این اظهارات هیچ گاه جای مهارت و اختیارات حرفه اییک روزنامه نگار را برای گرد آوردن یک گزارش منصفانه، دقیق و کامل نمیگیرد.گزارشی که می تواند برای عموم مخاطبان قابل درک و فهم باشد.

 

دراین حال گزارش های شخصی دردسر سازترند: آیا گزارش شاهد عینی یک ماجرا درحیطه روزنامه نگاری قرار می‌گیرد و اگر چنین است در چه مواقعی؟ آیا اینموضوع به نوع واقعه گزارش شده بستگی دارد؟ آیا ارزش چنین گزارشی به خاطرناتوانی افراد دیگر در تهیه روایت پیچیده تری از واقعه مورد نظر است؟ یا بهمهارت و یا آموزش فرد برای گزارش نویسی ارتباط دارد؟ معیارهایی که تعیینمی کنند یک جمع آوری شخصی اطلاعات می تواند در حیطه گزارش های روزنامهنگاری قرار گیرد، بر حسب موقعیت های مختلف متفاوتند.

 

اینموضوع به سایت هایی که برای انعکاس وقایع روزمره از طریق لینک به یکدیگرمرتبط می شوند، بستگی دارد.  قطعاً بین فعالیت چنین وبلاگ هایی با اقداماتروزنامه ها یا خبرگزاری ها برای ارائه گزارش های حرفه ای شباهت هایی وجوددارد. درست همان طور که سردبیر یک روزنامه تشخیص می دهد چه گزارش هایی بایدانتخاب و منتشر شوند، نویسنده یک وبلاگ نیز گزارش هایی را که باید لینکشوند مشخص می کند. هرچند وبلاگ نویسان هرگز در موقعیتی قرار ندارند کهتعیین کنند چه وقایعی باید گزارش شوند و درست همان طور که ستون نویسان ازگزارش های خبری به عنوان سکوی پرتابی برای ارائه تحلیل ها و تفسیر های خوددرباره وقایع استفاده می کنند، وبلاگ نویسان نیز بسیار خوشحال می شوند کهبه شما بگویند درباره وقایعی که به آن ها لینک شده اند چه نظری دارند.

 

 

 

اما آیا وبلاگ نویسی شکل جدیدی از روزنامه نگاری محسوب می شود؟

 

درواقع چنین نیست. اگر من به یک مقاله خبری گزارش شده توسط فرد دیگریمتصل(لینک) شوم و نظرم را درباره آن بیان کنم کار روزنامه نگاری انجامنداده ام، من در حال انجام کاری شبیه کار آب سرد کن بوده ام. هنگامی کهبرای اظهار نظر درباره موضوعی به جستجوی اطلاعات تکمیلی در شبکه می پردازم- با تحقیق سر و کار دارم نه با روزنامه نگاری، ممکن است گزارشگران هنگامنوشتن به همین شکل به تحقیق بپردازند، اما تحقیق به تنهایی یک فعالیتروزنامه نگاری محسوب نمی شود. وبلاگ نویسان ممکن است اظهار نظرات خوانندگانرا به عنوان منبع اطلاعات درباره موضوعی که آن را در وبلاگ ثبت کرده انددر نظر بگیرند اما این اظهار نظرات حکم نامه هایی را دارند که سردبیر یکروزنامه دریافت می کند و گزارش محسوب نمی شوند.

 

از نظر منگسترش وسیع وبلاگ ها به معنای برخاستن نخستین  موج در عصر انتشار مطالبشخصی به صورت آنلاین است. همچنان که نرم افزار وبلاگ به سوی نرم افزارمدیریت محتوا و مضمون اطلاعات تکامل می یابد، باید منتظر افزایش قریبالوقوع سایت های انتشار آنلاین اطلاعات بود، که بسیاری از آن ها به جای آنکه مرتباً به روز شوند، گاه و بیگاه به روز خواهند شد. چنان چه این سایتهای انتشار اطلاعات از وبلاگ ها استفاده کنند، این وبلاگ ها بیشتر به عنوانفهرستی مشروح از مطالب خواهند بود تا آن که مرکز و  کانون سایت محسوبشوند.

 

گزارشگری آماتور با توجه به گسترش دستگاه‌های موبایلکه می توانند متن و عکس را بطور مستقیم در سایت ثبت کنند، بیش از پیشفراگیر خواهد شد. استفاده از تلفن همراه گسترش خواهد یافت، هر چند بخشاندکی از اطلاعات به دست آمده توسط آن ها به صورت وسیع استفاده خواهد شد کهتا حدی به خاطر حجم انبوه اطلاعات به دست آمده از طریق آن هاست. چنیناطلاعاتی تنها در صورتی به صورت وسیع منتشر می شوند که همانند فیلم ویدیوییضرب و شتم رادنی کینگ (Radni king)  و حوادث پس از آن مهم باشند.

 

دربهار سال 1992 ضرب و شتم رادنی کینگ ((Radni king راننده متخلف یک کامیوندر ساعات بعد از نیمه شب در خیابانی در لس آنجلس توسط پلیس منجر به آشوبیفراگیر و بی سابقه شد. رادنی کینگ که با سرعت غیر مجاز کامیون خود را درخیابان ها می راند به دستور ایست پلیس بی توجهی کرد و پس از متوقف شدن موردضرب و شتم آنان قرار گرفت. این حادثه توسط فردی در محل به صورت مخفیانه وبا یک دوربین ویدیویی ضبط و به سرعت منتشر شد. انتشار این فیلم کوتاه آتشیبود بر باروت خشم و یاس فرو خورده سیاه پوستانی که از موقعیت اجتماعی پایینخود ناراضی بودند. به مدت چند روز لس آنجلس در آتش خشم نفرت های قومی میسوخت و میلیاردها دلار کالا از مغازه ها و مراکز تجاری غارت شد تا آن کهبنا به دستور بی سابقه جرج بوش پدر رئیس جمهور وقت آمریکا ارتش این کشوروارد محدوده لس آنجلس شد و شورش فرو خوابید.

 

وبلاگ ها بدونهیچ تردیدی در روزنامه نگاری مورد استفاده قرار خواهند گرفت، اما بیشتروبلاگ نویسان همچنان رویه ای کاملاً متفاوت با روزنامه نگاران خواهند داشت. استفاده از معیارهای روزنامه نگاری برای وبلاگ نویسانی که وقت کافی یامنابع لازم را برای ارائه گزارش های خبری در اختیار ندارند، غیر واقعبینانه است.

 

 

 

تاثیر وبلاگ نویسی بر روزنامه نگاری

 

اینباور وجود دارد که وبلاگ ها در حال دگرگون کردن کارکرد فعلی روزنامه نگاریامروزاند و به نهاد های جدید روزنامه نگاری که هنوز موقعیت آنها برایافکار عمومی روشن نشده است، انگیزه می بخشند. «البرت هوبارت»، Albert Hobart  نویسنده ی سرشناس زمانی گفته بود که سردبیران رسانه ها، گندم را ازسبوس جدا و سپس سبوس را منتشر می کنند. اما اینک وبلاگ نویسان، گندم رامنتشر می کنند، به آن لینک می دهند و درباره اش اظهار نظر می کنند. آن هابرای این کار، رسانه های مکتوب را ترغیب به ارائه ی منابع غنی تر و متوازنتر در خارج از راهروهای نهاد های دولتی و شرکت ها می کنند. مورد جدیدی کهدر این زمینه می توان به آن اشاره کرد، موضوع احتمال تقلب در دستگاه رایگیری انتخابات (دارای صفحه قابل لمس) است، موضوعی که وبلاگ نویسان و فهرستکنندگان ایمیل مدت هاست که به آن پرداخته اند. اما می بینیم که رسانه هایقدرتمند و قدیمی به تازگی به آن توجه نشان می دهند. مهم تر از این موارد آناست که وبلاگ به صورت مکانیسم اصلاح کننده ی روزنامه نگاری بی کیفیت (گزارش های سرهم بندی شده و پر اشتباه) در آمده است. یک وبلاگ نویس بهمیزان اطلاعاتی که از یک موضوع خاص دارد، می تواند یک گزارش خبری را باجزئیات بیشتر و روشنگرانه تری ارائه کند. ارائه ی دیدگاه شخصی که جزءلاینفک کار وبلاگ نویسی شده، همیشه نقش مهمی در روزنامه نگاری (از ستون هایثابت گر

/ 1 نظر / 52 بازدید
حامد کاظم زاده خوئی

سلام از انعکاس مطلب اینجانب تشکر می کنم موفق باشید