روزنامه نگار

آموزش روزنامه نگاری و یادداشت های یک روزنامه نگار

 
آزادی مشروط
ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ خرداد ۱۳٩٤  

 

بعد از سهمیه‌ای شدن بنزین در دولت نهم ، این روزها شاهد هستیم دولت یازدهم خیلی زیر پوستی و نرم قیمت بنزین را آزاد کرد. شکی نیست  مصرف بنزین در ایران بالاتر از حد استاندارد جهانی و حتی منطقه‌ای آن است. اما آیا دولتمردان ایرانی تاکنون با خود اندیشیده‌اند که مردم در این زمینه بی تقصیر هستند. اگر مردم ایران همانند سایر کشورهای دنیا این اجازه را داشته باشند که از خودروهای با کیفیت و ارزان قیمت جهانی که مصرف سوخت پایینی ( حدود یک سوم خودروهای داخلی) دارند استفاده کنند بی شک مصرف روزانه آنها حداقل یک سوم مصرف فعلی خواهد شد. با این فرض همه‌ی مردم حاضرهستند بنزین لیتری 3000 تومانی مصرف کنند مشروط به آنکه اجازه داشته باشند خودروی کم مصرف خارجی را هم سوار شوند.

به نظر می‌رسد این چماق حمایت از تولید داخلی که سی و اندی سال است بر سر ملت کوفته می‌شود کم کم دارد قدرت خودش را از دست می دهد. آیا سی و چندسال فرصت کمی است برای تولید کننده داخلی که خود را به استاندارد های منطقه ای و جهانی برساند.  باید طور دیگری به این موضوع نگاه کرد. اکنون چماق آلودگی هوا و سرطان ناشی از بنزین و وسیله نقلیه بی کیفیت در دست مردم است و این متولیان صنعت و دولت هستند که باید پاسخگو باشند.

حکایت معادله قیمت بنزین در ایران خیلی ساده تر از این است که دولتهای قبلی و فعلی متوجه آن نشوند. این معادله خیلی ساده است. اگر قیمت بالای بنزین در جهان را توی سر ملت می زنید ،‌آنها هم حق دارند قیمت بالای خودروهای بی کیفیت داخلی را( که سودهای هنگفت شرکت های تولیدی آن به جیب مردم نمی رود) را  آن بر سرتان بزنند.

می‌گویند فردی با کشاورز پیازکاری دعوایش شد. پیش حاکم رفتند. حاکم گفت برای جریمه یا 50 سکه بده ، یا 50ضربه چوب بخور و یا 50عدد پیاز را نوش جان کن. مرد اول خواست پیاز بخورد بعد از خورد 20تایی دیگر نتوانست ادامه بدهد. گفت: چوبم بزندید. ضربات چوب را هم تا 30 تحمیل کرد و گفت اصلا بی خیال این هم 50 سکه. نتیجه اخلاقی اینکه هم چوب خورد و هم پیاز و هم جریمه را پرداخت کرد.

 

این هم مطلب قبلی من در این زمینه

بوی بنزین بوی اعتراض

بنزین ایرانی گران یا ارزان



 
بنزین ایرانی ارزان یا گران!
ساعت ٩:٤٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٥ آذر ۱۳٩۳  

چندی پیش تابناک در مطلبی تحت عنوان"ارزان ترین و گران ترین بنزین های جهان "به مقایسه قیمت بنزین در کشورهای مختلف پرداخته و نتیجه گرفته که بنزین ایران پنجمین بنزین ارزان در دنیاست.

نکته ای که نویسنده مقاله فراموش کرده در معادلات خود بیاورد میزان مصرف بنزین خودورهای داخلی است که حدود سه برابر ماشین های سایر کشورهای دنیاست.

اینکه مردم ایران مجبور باشند از خودرویی که سه برابر استاندارد جهانی بنزین مصرف می کند را باقیمتی چند برابر خریداری کنند در این معادله دیده نشده است.

در کامنتی زیر مطلب تابناک نوشتم:

اجازه بدهند ماشین کم مصرف بیاریم یک سوم مصرف بنزیمان کم می شود. با تعرفه کمتر این ماشینها را وارد کنیم میشه گفت مصرف بنزین ما تا یک چهارم کم میشه.
این یعنی الان قیمت بنزینی که ما مجبوریم توی باک خودروهای بی کیفیت داخلی بریزیم چهار برابر حساب میشه چون مجبوریم چهار برابر مصرف کنیم.
با این حساب قیمت بنزین توی ایران و نروژ تفاوتی نداره..اون که تفاوت داره حقوق کارمندان و درآمد مردم این دو کشور نفیته..



 
تنهایی
ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ شهریور ۱۳٩۳  

تنهایی در حریم شخصی خوشایندترین نوع تنهایی است.که معمولا از سوی دولتهای توتالیتر و خودکامه نقص می شود. اگر کسی در حریم خصوصی بتوان اخلاقی زندگی کند در میان اجتماع هم می تواند اخلاقی باشد. با این حساب مردم جامعه های توتالیتر که حریم شخصی و خصوصی ندارند مشکل بتوانند اخلاقی زندگی کنند.

یادداشت های من از نشست رستخیز ناگهان با موضوع «تنهایی: واقعیت یا توهم؟ تنهایی از نظرگاه مولانا» که روز دوشنبه 27مرداد 1393 به همت مؤسسه فرهنگی هنری سروش مولانا  در  تالار ایوان شمس تهران برگزار شد.در این نشست دکتر استاد مصطفی ملکیان و دکتر مهدی معین‌زاده سخنرانی کردند و دکتر ایرج شهبازی به خوانش داستان«وکیل صدرجهان بخارا» از دفتر سوم مثنوی پرداخت.



 
همه‌کارمزدهایی‌که‌بانک‌هاازجیب‌تان بیرون‌می‌کشند
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۳ خرداد ۱۳٩۳  

با اضافه شدن یک ردیف جدید به کارمزد دریافتی بانک ها، حالا بیش از 70 مورد خدمات بانکی وجود دارد که برای انجام شان توسط بانک ها، باید دست به جیب شوید.

مجله مهر: یک درآمد دیگر از جیب مردم در جیب بانک ها. با دستور بانک مرکزی، قرار است از 20 خرداد بانک‌ها کارمزد خدمت اعلام موجودی دستگاه‌های خودپرداز از کارت‌های خودشان را دریافت کنند.

اداره نظام‌های پرداخت با ابلاغ بخشنامه‌ای به مدیران عامل بانک‌ها اعلام کرده که بانکدار‌ها از 20 خرداد بابت مانده‌گیری دستگاه‌های خودپردازشان از مشتری‌ها کارمزد بگیرند. قبل‌تر این کارمزد فقط در صورتی که کارت شتاب بانک با دستگاه خودپرداز متفاوت بود این مبلغ دریافت می‌شد اما از این به بعد قرار است بانک‌ها از کارت‌های خودشان هم کارمزد بگیرند

طبق این بخشنامه در سه ماهه پایانی سال 92 مقدار ۱.۶۷۳.۵۷۱.۹۸۲ تراکنش در سه نوع خرید اعلام موجودی، خرید شارژ و پرداخت قبض ثبت شده است که از این مقدار تعداد ۴۵۸.۳۴۴.۵۰۴ تراکنش مربوط به مانده‌گیری یا همان اعلام موجودی است

نکات قابل توجه :

-اینکه تراکنش مانده گیری مردم از حد متعارف بالاتر است شاید به دلیل عدم اطمینان آنها به سیستم و نظام بانکی باشد نه چیز دیگر

-بنا به گزارش حدود70 نوع خدمت بانکی است که مردم باید درقبال آن هزینه پرداخت کنند. سوالی که پیش می آید اینست بانک ها در قبال پولهایی که از مردم می گیرند (و صد البته یا با بهره بیشتر به خودشان وام می دهند و یا در امور منفعت زا سرمایه گذاری می کنند که آن هم اگر مردم نباشند هیچ سودی ندارد) چه خدمتی به آنها ارایه می دهند

-دوستی می گفت در یک کشور مسلمان مثل مالزی رقابت بانک  بیشتر در خدمت رسانی بهتر و وام های کم بهره است. برای مثال بیشتر وام هایی که پرداخت می شود (آن هم بدون ضمانت های قرون وسطایی) حدود 4 درصد است. حال باید پرسید نظام بانکی ایران چه گلی به سر مردم زده که توقع دارد هیچ خدمتی انجام ندهد.

-اصولا هزینه واقعی یک مانده گیری با دستگاه خود پرداز چقدر است. آیا چیزی بیشتر از سرانه نرم افزاری و دستگاه خود پرداز و کاغذ و مواد مصرفی است. بعید می دانم این سرانه به بیش از 100ریال برسد که با گذشت زمان حتما کاهش خواهد یافت.

-در بیشتر مواقع حکایت کشور ما حکایت یک بام دو هواست نگاه کنید به گران شده ماشین بعد از گرانی بنزین-یا رفتن جوانان ذکور به خدمت اجباری در حالیکه حدود 3میلیون نیروی نظامی و انتظامی از جیب مردم و مالیات ها دریافتی و فروش نفت ، حقوقهای بالاتر از حد معمول دریافت می کنند-یا دریافت هر دو شکل مالیات از مردم هم مالیات ارزش افزوده و هم مالیات بر درآمد و......

-یک محاسبه سر انگشتی نشان می دهد که سود! قعطا سود نظام بانکی از این دستورالعمل حدود ماهیانه15میلیارد تومن خوهد بود.

اگر سال قبل در سه ماه ۴۵۸.۳۴۴.۵۰۴ تراکنش داشتیم ساده شده ان می شود ماهی 153.000.000 تراکنش

حال این عدد را در 100تومان به ازای هر تراکنش  ضرب کنید

153میلیون ضرب در 100تومان می کند به عبارت 15میلیارد تومن.

حالا شما هی بروید مانده حساب بگیری و هی بروید در بانک های مختلف حساب باز کنید و با خودتان بگویید 100تومن که چیزی نیست.....

 



 
مرگ از نظرگاه مولانا در سخنان مصطفی ملکیان
ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩۳  

امروزدوشنبه 29 اردیبهشت به همت موسسه  سروش مولانا نشست  رستخیز ناگهان با سخنرانی  استاد مصطفی ملکیان با موضوع «مرگ: پایان بخش یا ارزش بخش؟ مرگ از نظرگاه مولانا» بر پا شد.این نشست از ساعت 17 تا 20 در تالار ایوان شمس واقع در تقاطع بزرگراه‌های کردستان و شهید گمنام برگزار شد.

خلاصه آنچه از گفتار استاد دستگیرم شد به قرار زیر است:

نظر مولانا در خصوص راهای کاهش ترس از مرگ
1برای کم شدن تر س از مرگ دلبستگی ها را کم کنید
2از دنیا و زیبایی ها و لذات آن چشم بپوشنانیم
3دچار خودشیفتگی"نارسیسیسم " نشویم
4با تحمل زنج ها کوچک و دردهای حقیر خود را برای تحمل درد بزرگ یعنی همان مرگ اماده کنیم
5هر چه اخلاقی تر زندگی کنیم ترس از مرگ کمتر خواهد شد
6تا وقتی بدنبال تبدیل ندانسته ها به دانسته ها هستیم ترس از مرگ همراه ماست...باید تلاش کنیم دانسته هایمان را به کرده ها و عمل درآوریم
7 عشق به خدا
8باور به وجود جهان دیگر




 
یک پیام قانونی تهدید آمیز
ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۱ امرداد ۱۳٩٢  

ماجرای ارسال  پیامکهای تهدید آمیز راهنمایی و رانندگی برای شهروندان  در ساعات سحر و دم صبح ماه رمضان

 

قرآن را سر گرفته بود و از تلویزیون داشت برنامه شب قدر را گوش می‌کرد که صدای رسیدن پیامک به گوشی تلفن حالش را دگرگون کرد. حتما یکی از آشنایان بود که از او التماس دعا داشت. نخواست نا امیدش کرده باشد گوشی را برداشت . پیامک از یک شماره ناشناس بود.

« مالک محترم پلاک شخصی ایران  شماره  ..............  از ثبت تخلف شماره  ...............  مورخ  .................  بیش از جهار ماه گذشته و نسبت به پرداخت و یا اعتراض اقدامی ننموده‌اید. از امروز یکماه فرصت دارید مبلغ جریمه را پرداخت نمایید تا مشمول ضبط گواهینامه و توقیف پلاک وسیله نقلیه نگردید.

پلیس راهنمایی و رانندگی ناجا»

«ناجا» را که خواند «جا» خورد !!!!!!!  «ناجا»  آیا این پیام از «جایی» قانونی آمده بود؟

قرآن را زمین گذاشت. یکبار دیگر کلمات پیام را مرور کرد؛ تخلف؛ یکماه فرصت دارید؛ ضبط گوهینامه، توقیف پلاک وسیله نقلیه

شوخی نبود پیام از شماره‌ای ارسال شده بود که به هیچ یک از اپراتور‌ها مربوط نمی‌شد. به ذهنش فشار آورد که بیاد آورد در آن تاریخ کجا بوده و جه تخلفی مرتکب شده. شب قدر و التماس دعا را فراموش کرد و آماده شد تا یک نفرین از ته دل برای ارسال کننده پیام بفرستد.

کمی بعد بدون اینکه نفرین کند با خودش گفت: فحش نمی‌دهم ؛ نفرین نمی‌کنم اما شک نداشته باشید در این شبهای سراسر معنوی قدر برای سلامتی هیچیک از شما دعا نخواهم کرد. بعد آهی کشید و دستش را بطرف قرآن دراز کرد.

 

****

در ماده 5 قانون جدید رسیدگی به جرایم رانندگی آمده « در صورتی‌که متخلف در مهلت قانونی مذکور اعتراض خود را تسلیم کند یا ظرف بیست روز پس از ابلاغ رأی واحد جریمه را پرداخت نکند، موظف است جریمه را به مأخذ دوبرابر مبلغ مندرج در قبض جریمه بپردازد.»  

حال نحوه اجرای  این بخش از قانون دارد اعصاب برخی از شهروندان خراب می‌کند.  هر چند به قول ظریفی برخی اوقات بهترین روش عذاب دادن شهروندان در ایران اینست که  برابر قانون با آنها رفتار شود. حال این بدلیل مشکل قوانین است یا عادات قانون شکنی شهروندان امر دیگری است.

اینکه اطلاع رسانی از وضعیت تخلف های رانندگی هر شهروند به وسیله پیامک امری قانونی است یا خیر  موضوع بحث نیست.مسئله اینجاست اعمال قانون هم تابع شرایط فردی و اجتماعی است. شاید به همین دلیل است که شرع اسلام اجازه بی احترامی به دشمن و یا فرد در آستانه اعدام را نیز نداده است.

اگر اینگونه پیامک های نصف شبی و دم سحری در ایام پس از ماه مبارک رمضان نیز ادامه یابد ، نشانه وجود یک کج سلیقگی بی‌حد و حصر در« اعمال قانون» است.

گفتم « اعمال قانون» به یاد آوردم ابتدای نام سازمانی که اینگونه با شهروندان خود برخورد می‌کند کلمه «راهنمایی» است. از آنجا که احتمال می‌دهم  مردم عزیز میهن اسلامیمان ( و ایضا تعداد محدود و ناجیزی از مسئولان نا جا) معنی کلمه«راهنمایی»  و اختلاف فاحش آن را با کلمه «اعمال قانون» و یا همان «برخورد »  را ندانند می‌خواهم مصداقی توضیح بدهم شاید بهتر متوجه شوند.

«راهنمایی»  یعنی پلیس محترم پشت درخت و یا زیر پل مخفی نشود و منتظر ارتکاب خلاف توسط شهروندان باشد بلکه باید در جایی قابل دیده شدن و قبل از اماکن حادثه ساز حضور یابد تا شهروندان «راهنمایی»  شوند و بدانند خطر در کمین آنهاست. به این ترتیب شهروندان  کمتر مرتکب تخلف  خواهند شد و صد البته درآمد خزانه نیز از محل جرائم رانندگی به مراتب کمتر می شود..  به عبارت دیگر نحوه برخورد همکاران «راهنمایی» و رانندگی (حداقل در مواردی که خودم با آن برخورد داشته ام )اینطور تداعی می‌کند که آنها  بیشتر ترجیح می‌دهند شهروندان مرتکب تخلف شوند تا بتوانند آنها را «اعمال قانون» کنند.

سوال بی اهمیتی هم که در این رابطه مطرح است ، پرداخت  کننده هزینه این پیامک‌های تهدید آمیز دم صبح است. امیدوارم حد اقل هزینه این پیامک ها روی قبض موبایل فرد متخلف نیاید.

از سوال فوق بی اهمیت تر که همیشه ذهنم را درگیر خود کرده اینست که : چرا نه من و نه هیچ شهروند دیگر اطلاع دقیقی از میزان درآمد سالانه خزانه ملی بابت جرایم پرداختی نداریم. احتمالا در قانون شرع و قوانین دیگر شهروندان فقط اجازه دارند  از تعداد برگه های صادر شده خبر داشته باشند..

 البته (تا حدودی) می‌دانم بر اساس قانون این درآمد چگونه و بین چه سازمانهایی تقسیم می‌شود. بیشترین سهم هم با 70 درصدبه شهرداری های می‌رسد تا زیر ساختهای لازم را برای حمل و نقل عمومی مهیا کنند.حالا یک نفر نیست  از این سازمان بپرسد با این 70 درصد( از نمی دانیم چقدر! پول مردم ) جکار کرده اند. البته و صد البته که فقط در جامعه مدنی اسلامی شهروندان حق دارند این سوالها را بپرسند...



 
پلیس آهنی!
ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ آبان ۱۳٩۱  

 ماشین را پارک کرد و رفت سراغ دستگاه پارکومتر تا آن را شارژ کند. کارت مترو خالی بود، مغازه­­ های سرکوچه کارت نداشتند کسی هم نبود تا برای شارژ دستگاه کمکش کند. برگشت تا یک جای پارک مناسب و بدون پارکومتر در کوچه های اطراف پیدا کند . پلیس محترم قبض بدست ایستاده بود و بیست هزار تومان ناقابل برایش بریده بود. کارت متروی خالی را به پلیس نشان داد و گفت : تو رو خدا ننویس  رفتم شارژ کنم نشد برگشتم. افسر پلیس با قیافه­ای حق به جانب گفت : ببخشید نوشتم نمی توانم کاری بکنم . گفت: دارم می­رم حداقل کمتر بنویس افسر در حالی که قبض را نشان می­داد گفت : مبلغش را هم نوشته بودم کاریش نمیشه کرد. سوار ماشین شد، در حالی که به زمین و زمان فحش می داد در ماشین را محکم بست.

 این تصویر شاید آشنای هر روز افرادی باشد که در خیابان های تهران با وسیله نقلیه خود عبور و مرور می کنند. آنچه برای مردم سوال است فلسفه نصب این پارکومترها در خیابان های شهر و حتی کوچه های فرعی است.

از قرار این به اصطلاح  پلیس آهنی­ها برای جلوگیری از افزایش ترافیک در خیابان های شلوغ و مرکزی شهر، تاسیس و راه اندازی شده اند . اما به نظر می­رسد این هدف با نوع استفاده از پارکومترها نسبت چندانی ندارد.

محمدجواد فینی که چند سال پیش به عنوان پارکبان یکی از خیابان های پایتخت را اجاره کرده بود می­گوید : خیابان را ماهیانه دو میلیون تومان اجاره کرده بودیم.  دو نفری حدوداً سه میلیون تا چهارمیلیون درآمد داشتیم . فینی که هنوز خاطرات تلخی از درگیری با رانندگان برای پرداخت هزینه پارک دارد اضافه می­کند : آن روز­ها مردم  هنوز با این شیوه دریافت هزینه پارک آشنا نبودند اما حداقل فایده های آن شیوه ایجاد فرصت شغلی برای ما دو نفر و نیز هزینه پایین آن  برای رانندگان وسایل نقلیه بود.

حمید باقری که در یک مجموعه دولتی کارمند است با گلایه از نصب این دستگاه ها در خیابان های فرعی می­گوید : محل کار من در یک کوچه فرعی است . چون مشکل جسمی دارم ناچارم ماشین بیاورم.  با توجه به اینکه ساختمان ادارای ما پارکینگ کافی ندارد ناچار هستم ماشینم را کنار خیابان بگذارم . اما باید ساعتی 700 تومان برای گذاشتن ماشینم کنار خیابان بپردازم . تازه با همین مشکل جسمی باید هر سه ساعت بیایم پایین و پارکومتر را مجدداً شارژ کنم . به عبارت ساده­تر روزانه تقریباً 6000 تومان باید برای گذاشتن ماشینم در حاشیه یک خیابان فرعی که هیچ پارکبانی هم از آن مواظبت نمی­کند بپردازم. مگر حقوق یک کارمند روزانه چقدر است که 6000تومن آن را بابت پارک خودرو بدهد.

دوستی می‌گفت اغلب تصمیم‌های مدیریتی ما برای رفع مشکلات یکشبه گرفته می‌شود. به نظر او بیشتر اوقات مسئولان بدون در نطر گرفتن تبعات تصمیم خودشان بر انجام آن به هر شکل ممکن اصرار دارند.

او که در گذشته دور کار خبرنگاری کرده است اضافه می کند: اصلاح کار هیاتی برای فعالیتهای بدون

 



 
سقوط اخلاقی جامعه ایران
ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ امرداد ۱۳٩٠  

مطلب زیر توسط آقای جعفر محمدی در عصر ایران نوشته شده و چون تعداد نظرات این مطلب زیاد بود بد ندیدم در اینجا هم بخشی از آن را بیاورم. به نظر شما دلایل سقوط اخلاقی در جامعه ایران چیست.

عصر ایران : " وضعیت حاضر هم مربوط به این دولت و آن دولت نیست . کلیت جامعه ما با شیب قابل ملاحظه ای دچار سقوط اخلاقی شده است. خانواده به ویژه در شهرهای بزرگ ، آن جایگاه سابق خود را از دست داده است و هم از این روست که حدود یک پنجم ازدواج ها به طلاق حقوقی می انجامد و بخش عمده باقی مانده هم دچار اختلال و طلاق عاطفی اند. احترام والدین مانند قبل نیست. حرمت زنان در جامعه محفوظ نیست و جامعه ای که تا دیروز زنان و دختران را ناموس خود می پنداشت ، با شگفتی می بیند که جوانش در خیابان بر سر زن مردم عربده می کشد یا در حضور بانوان ، از گفتن رکیک ترین دشنام ها ابایی ندارد

پزشکی قانونی اعلام کرده که طی 10 سال اخیر به طور متوسط هر 8 ساعت یک نفر با سلاح سرد کشته شده اند و هر روز به طور متوسط 1600 پرونده نزاع در این نهاد قانونی تشکیل می شود (خبرگزاری مهر).
این ها که آمار ساختگی بی بی سی و رادیو اسرائیل نیست.واقعیت های تلخ و گزنده جامعه امروز خود ماست. کجای تاریخ ایران ، هر روز خدا 3 نفر فقط با سلاح سرد در این مملکت کشته می شدند. چه زمانی در این سرزمین طلاق این همه گسترش داشت؟ چه زمانی این همه جوان معتاد داشتیم؟خیانت های خانوادگی و تن فروشی و دختران فراری ، کی در این کشور تا بدین حد رواج داشت؟  همین الان با  75 میلیون جمعیت 13 میلیون پرونده قضایی داریم! که اگر برای هر پرونده حداقل 2 نفر طرفین دعوا را در نظر بگیریم ، معنایش این است که همین الان 30 - 20 میلیون نفر از جمعیت ایران در حال نزاع قضایی با یکدیگرند! وحشتناک نیست؟! کجاست آن دوستی ها و صداقت ها و گذشت هایی که جامعه ایران را در جهان ممتاز می کرد؟!



 
انقلاب به روایت ضد انقلاب
ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٧  

درباره تاریخ شفاهی

اصطلاح Oral History تاریخ شفاهی  در حقیقت  روشی است که در آن  با استفاده از  ضبط روایت  های شفاهی به عنوان سندی برای روایت و تحلیل تاریخ در کنار اسناد مکتوب اصالت می‌دهد. سابقه این روش مطالعه تاریخ به دهه 1940م و   سال های نخستین بعد از جنگ جهانی دوم بر می گردد . دانشگاه کلمبیا در نیویورک برای نخستین بار در سال 1948 م  آغازگر تاریخ شفاهی به شیوة امروز بود  که در طرحی به ضبط خاطرات تعدادی  از شخصیت های سیاسی آمریکا پرداخت . در دهه 1970 میلادی، «جامعه بین المللی تاریخ شفاهی» (International Oral History Association) تأسیس شد

اولین طرح تاریخ شفاهی ایران

پس از پیروزی  انقلاب اسلامی و ایجاد ضرورت بررسی ریشه های انقلاب و پیامدهای آن شامل وقایع سیاسی چند دهه اخیر، اهمیت ابزار تاریخ شفاهی  برای ثبت و ضبط این ریشه ها بیش از پیش نمود پیدا کرد . ضرورت ثبت تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی سبب شد واحد تاریخ شفاهی مراکزی مثل  حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی ، سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی و  نیز گروه تاریخ شفاهی  موسسه مطالعات تاریخ معاصر ،و تاسیس گردد.

علاوه بر سازمان‌هایی که بعد از انقلاب به روش تاریخ شفاهی توجه نشان دادند، پروژه‌هایی هم در خارج از کشور برای مطالعه تاریخ این دوره شروع به کار کردند، که از جمله آن‌ها می‌توان به پروژه تاریخ شفاهی دانشگاه هاروارد به عنوان اولین طرح تاریخ شفاهی ایران اشاره کرد، که شباهت‌هایی با طرح تاریخ شفاهی انقلاب روسیه دارد.

این طرح  تاریخ شفاهی ایران عمدتاً گفتگو با سردمداران حکومت ایران در دوران پهلوی ها بود و با ضبط حدود 800 ساعت مصاحبه تاریخ شفاهی با استفاده از ضبط صوت به مدت 6 سال از سال 1360 تا 1366 شمسی به مدیریت حبیب لاجوردی در  دانشگاه هاروارد آمریکا به اجرا درآمد. در این  طرح از هر راوی به طور متوسط شش ساعت و نیم مصاحبه روی نوار ضبط صوت ضبط شده است.  هدف از اجرای طرح به گفته مدیران آن جمع آوری و حفظ خاطرات شخصی افرادی که در وقایع و تصمیم های مهم سیاسی ایران از دهه 1920 تا پایان دهه 1970 میلادی ( 1299 -  1349 شمسی )نقش عمده بازی  کرده اند بوده است . آنطور که در وب سایت این پروژه آمده تاکنون ۱۸ هزارصفحه  از حدود ۹۰۰ ساعت نوار ضبط شده گردآوری شده است. همچنین دو حامی آمریکایی و انگلیسی پروژه به ترتیب ۳۰۰ و ۸۰۰ هزار دلار به آن کمک کرده اند

 

.

پروژه تاریخ شفاهی ایران دانشگاه هاروارد را می توان  روایت ضد انقلاب از تاریخ انقلاب دانست . در هنگامی که موضوع تاریخ شفاهی و اهمیت آن برای خیلی از دست اندرکاران و  مسولان اسنادی و سیاسی ایران روشن نیست افراد درگیر این پروژه با ۱۳۴ نفر از سیاسیون قبل انقلاب گفتگو کرده اند.

آنچه باید برای محققین و دست اندرکاران و  مسولان اسنادی و سیاسی ایران  اهمیت  داشته باشد تلاش برای تبدیل این تهدید به یک فرصت طلایی است. چرا که قسمت اعظم اطلاعاتی که مصاحبه شوندگان در این پروژه داده اند می تواند مورد استفاده قرارگیرد . نکته دیگر اینکه تعداد زیادی از افرادی که با آنها مصاحبه شده در حال حاضر در قید حیات نیستند و کسب اطلاعات تازه از آنها غیر ممکن است.نگاهی به ارقام بودجه ای پروژه هم برای مسولان اسنادی و سیاسی ایران خالی از فایده نیست.

در یادداشتهای دیگر بخشی از این اطلاعات را روی وبلاگم می گذارم



 
نسل جدید تروریسم جهانی در راه است
ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ آذر ۱۳۸٧  

 حملات تروریستی اخیر به شهر بمبئی هند و نیز حوادث دیگر در پاکستان ، عراق ، افغانستان ، سومالی و ... نشان می دهد که  نسل جدید  تروریسم جهانی در راه است.  اینکه در قرن 21  میلادی و در زمان فراگیر شدن  دنیای ارتباطات و اطلاعات و در دورانی که کوچکترین اتفاقات جهان از نگاه دوربین های جاسوسی و حتی ماهواره های تبلیغاتی پوشیده نمی ماند ، چند نفر دزد دریایی (دقت کنید در قرن 17 و 18 میلادی نیستیم که واژه دزد دریایی را می شنویم در آستانه سال 2009 میلادی هستیم )بتوانند به راحتی از یک کشور باج خواهی کنند و یا تعدادی آدم مسلح به تشریفاتی ترین هتل های هند حمله کنند و در جایی دیگر یک گرو آدم ربا با ربودن چند سرباز  نیروی انتظامی از دولت باج خواهی کنند و ... چندین و چند حادثه دیگر در جای جای جهان حوادثی نیست که بتوان بدون ربط دادن آنها به ، از کنارشان گذشت.

 

نکته جالب توجه اینشت که تمامی این اتفاقات چند عنصر مشترک دارند ، افراد مهاجم جملگی آموزش دیده هستند، از هیچ دولت و سازمان جهانی واهمه ای ندارند، مذهب و دین قربانیان برایشان تفاوت ندارد ، معمولا یا هیچ رد پایی از خود باقی نمی گذارند و یا با ارسال انبوه اطلاعات ره گیری افراد پشت پرده آنها سخت می شود، اغلب حوادث تروریستی بعد از یک تصمیم و یا اجرای یک فرمان دولتی که مخصوصا مخالفان خارجی زیادی دارد اتفاق می افتد،  انجام فعالیت های ترورسیتی در تمام نقاط این کره خاکی صورت می گیرد و هیچ کشور یا دولتی از این حملات در امان نیست ،

به نظر می رسد شعار های زیبای ، نظم نوین جهانی ، ائتلاف کشور ها برای سرکوب تروریست  و حضور سازمان های بین المللی نیز نتوانسته  جلوی حملات این گروههای را که دارای وجه اشتراک های فراوانی با هم هستند بگیرد.

 



 
مسابقه‌ی وبلاگ نویسی «نیایش کلمات»
ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸٧  


  مسابقه‌ی وبلاگ نویسی «نیایش کلمات»  از سوی معاونت هنری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و موسسه‌ی فرهنگی هنری اردی‌بهشت برگزار می شود .
برای شرکت در این مسابقه به مراحل و امتیازات زیر توجه فرمایید :
1- وبلاگی مستقل با موضوع نیایش ، معنویت و رمضان بسازید 25 امتیاز
2- در این وبلاگ مطالب‌تان را در قالب نثرا
دبی(شاعرانه) بنویسید 35امتیاز
3- وبلاگ را حتی‌الامکان با استفاده از انواع امکانات (رنگ ، فونت،گرافیگ، صدا و تصویر) کامل و متمایز کنید 15 امتیاز
4- تا 25 رمضان 1429 قمری (امسال) حداقل 10 مطلب تازه در وبلاگ‌تان بارگذاری کنید. 15 امتیاز
5- لینک وبلاگ‌های شرکت‌کننده در مسابقه‌ی«نیایش کلمات» را در وبلاگ‌تان قرار دهید هر 5 لینک 2 امتیاز ، مجموعا 10 امتیاز

برای شرکت در این مسابقه باید به  آدرس  مسابقه  مراجعه کنید

 



 
رنج دوران برده ایم
ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸٧  

از سریال آتش بدون دود فقط سکانس فرار عروس و داماد جوان را با اسب به یاد دارم و از سفرهای دور و دراز هامی و کامی در وطن نیز صدای دلنشین مخمد نوری را بخاطر دارم ،شاید بتوان گفت تمام خاطرات کودکی من از نادر ابراهیمی در همین دو خاطره صوتی و تصویری خلاصه می شود . بعد ها وقتی بخش هایی از رمان سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما می آمد او را در ماهنامه سوره خواندم فهمیدم ابراهیمی تا چه حد حدی تحت تاثیر امام خمینی بود .

نادر ابراهمی در طول ٧٠ سال زندگی پر بار خود  106 کتاب منتشر کرد و بیش از چند فیلم مستند و سریال ساخت. مراسم تشییع پیکر نادر ابراهیمی - نویسنده و سینماگر - صبح امروز  در حالی با حضور تعداد زیادی از هنرمندان، مسئولان و مردم از مقابل خانه هنرمندان به سمت بهشت زهرا تشییع شد که ایران در سوگ یکی از مفاخر ادبی و هنری نشسته بود.

شاید ترانه زیبای "ما برای آنکه ایران کشور خوبان شود / رنج دوران برده ایم"   که سروده نادر ابراهمی است با صدای محمد نوری بهترین سرود برای وداع با نادر ابراهمی باشد.



 
ورود به منطقه ممنوعه
ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ مهر ۱۳۸٥  

 برای ورود ورود به منطقه ممنوعه باید شرایط زیر را داشته باشید

۱-برگه معاینه فنی

2  -برگه عدم خلافی 

3- داشتن پلاک جدید 

 ۵- داشتن رایانه و سواد کار با اینترنت برای ورود به سایت  مربوطه

 4-داشتن صلاحیت ورود

این موارد ورود شمار تهسیل می کند

۱- سوابق ایثار گری ۲-داشتن منزل در منطقه ممنوعه  ۳-داشتن محل کاری  در منطقه ممنوعه

مراحل در یافت مجوز ورود به محدوده طرح

۱- دریافت برگه معاینه فنی با حضور در صف

2- دریافت برگه عدم خلافی از مراکز پلیس + ۱۰

3- در یافت پلاک جدید از مراکز مربوطه(واریز ۲۵ هزار تومان )

۴-پرکردن فرم مربوطه از طریق سایت

۵- انتظار برای دریافت مجوز

تبصره : احتمالا در کمتر از ۲ ساعت پس از تکمیل فرم شخص رییس پلیس آرم طرح را درب منزل شما تحویل خواهد داد.



 
سهم فرهنگ ایثار از جشنواره مطبوعات
ساعت ٦:٢٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۳۸٢  

 

 نگاهی به جایگاه آثار دفاع مقدس در جشنواره مطبوعات

 

اشاره:

هنگامی که در اواسط سال 1372 طرح اولیه جشنواره مطبوعات در معاونت امور مطبوعاتی و تبلیغاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تدوین و با نقطه‌نظرات اصحاب قلم تکمیل گردید، مقدمات برپایی اولیه جشنواره مطبوعات در اردیبهشت ماه 1373 نیز مهیا شد. هرچند قدردانی و ارج نهادن به تلاش‌های اصحاب مطبوعات و ارتقای سطح تولیدات مطبوعاتی کشور از طریق معرفی توانمندی‌ها و نیز ایجاد رقابت سالم جزو مهم‌ترین سیاست‌ها و اهداف جشنواره مطبوعات عنوان شد، اما به نظر می‌رسد نویسندگان و هنرمندان عرصه دفاع مقدس و تولیدات این وادی جز در چند دوره خاص مورد بی‌مهری جشنواره مطبوعات قرار گرفته‌اند. البته نباید از نظر دور داشت حتی در دوره‌های بعد از سال 1377 که دفاع مقدس جزو گرایش‌های اصلی بخش مسابقه جشنواره مطبوعات نبوده، نویسندگان این عرصه در سایر گرایش‌ها موفق به دریافت جوایزی شده‌اند. 

l  شهید آوینی الگوی شایسته                            

در اولین جشنواره مطبوعات (1373) هیأت داوران بخش مسابقه شهید سیدمرتضی آوینی را به عنوان بهترین سرمقاله‌نویس و الگوی شایسته عرصه مطبوعات معرفی کرد. هیأت داوران همچنین روزنامه کیهان را به دلیل مطالب دفاع مقدس و نیز توجه به مسأله تهاجم فرهنگی برگزیده انتخاب سید شهیدان اهل قلم به عنوان الگوی شایسته عرصه مطبوعات آن هم در اولین دوره جشنواره مطبوعات آغاز خوبی برای این حرکت فرهنگی بود.

یکی از ملاک‌های پذیرفته شده توسط هیأت داوران در دومین دوره جشنواره مطبوعات 1374 برای انتخاب آثار برتر «آرمانی و ارزشی بودن و ترویج ارزش‌های نظام اسلامی، احترام به فرهنگ خودی و پرهیز از ترویج فرهنگ‌های بیگانه» بود. بر این اساس هیأت داوران دومین دوره از مدیرمسؤول روزنامه کیهان به دلیل فعالیت در حوزه مقابله با تهاجم فرهنگی تقدیر کرد. در این دوره همانند سال گذشته «دفاع مقدس» به عنوان یکی از گرایش‌های اصلی دارای کمیته تخصصی بود که این کمیته روزنامه جمهوری اسلامی و علیرضا قزوه را به ترتیب به عنوان برگزیده و تقدیرشده انتخاب نمود.

دفاع مقدس در بخش مسابقه سومین دوره جشنواره مطبوعات (1375) با مسؤولیت مرتضی سرهنگی نیز حضوری پررنگ داشت. رضا رئیس و حمید داوودآبادی نفرات اول و دوم گرایش «توجه به دفاع مقدس» در این دوره بودند. علاوه بر این در گرایش قطعه ادبی نیز شطحیات سید ضیاالدین شفیعی در نشریه طلایه که بوی فرهنگ ایثار داشت نیز به عنوان برگزیده انتخاب شد.

بیشترین تعداد رشته‌ها را چهارمین جشنواره مطبوعات 1376 با 50 رشته و گرایش ـ به همراه دفاع مقدس ـ به خود اختصاص داد. در بخش مسابقه این دوره نشریه کمان علاوه بر انتخاب آثار هدایت الله بهبودی در کمیته دفاع مقدس توانست در گرایش طرح داخلی مجلات نیز با آثار کورش پارسانژاد جایزه اول را به خود اختصاص دهد.

 l  خودکرده را تدبیر نیست

اولین دوره‌ای که گرایش دفاع مقدس از بخش مسابقه جشنواره مطبوعات حذف شد، پنجمین دوره (1377) و زمانی بود که انتخاب آثار برگزیده به انجمن صنفی روزنامه‌نگاران واگذار گردید. هر چند نفس واگذاری انتخاب‌ آثار برگزیده مطبوعاتی به یک تشکل صنفی امری قابل تقدیر است اما به نظر می‌رسد در این دوره عدم سیاست‌گذاری مناسب و نیز عدم توجیه هیأت داوران سبب شد فرهنگ ایثار؛ دفاع مقدس و نیز نویسندگان این وادی به فراموشی سپرده شود. البته نباید از نظر دور داشت که علی‌رغم این شرایط نویسندگان و هنرمندان عرصه دفاع مقدس از جمله هدایت‌الله بهبودی در سایر گرایش‌ها موفقیت مالی کسب نمودند.

در ششمین جشنواره (1378) نیز علی‌رغم عدم شرکت برخی از نشریات در این دوره کورش پارسانژاد در گرایش طراحی روی جلد جزو برگزیدگان بود. آثار دفاع مقدس، در هفتمین جشنواره مطبوعات (1379) نیز به عنوان گرایش مستقل مورد بررسی قرار نگرفت. در این دوره برای اولین بار کار داوری آثار به دلیل عدم برپایی جشنواره مطبوعات و توقیف موقت شماری از روزنامه‌ها و نشریات با سه ماه تأخیر در 17 مرداد ـ روز خبرنگار ـ برگزار شد. در این دوره هم مانند سال قبل کورش پارسانژاد در دو گرایش طراحی و گرافیک و نیز صفحه‌آرایی توانست به ترتیب به عنوان نفر اول و دوم گرایش‌های یاد شده انتخاب شود.

عدم انتخاب دفاع مقدس به عنوان یکی از گرایش‌های اصلی و حتی جنبی جشنواره مطبوعات در دوره‌های بعدی نیز تکرار شد. آنچه باید در این خصوص مورد توجه متولیان برگزاری نمایشگاه و جشنواره مطبوعات قرار گیرد در نظر داشتن هدف اولیه از برگزاری جشنواره مطبوعات است. بی‌تردید هنگامی که سیاست‌هایی نظیر ارتقای سطح تولیدات مطبوعات کشور، تبادل تجربه و تقویت جایگاه مطبوعات در کشور و نیز قدردانی و ارج نهادن به تلاش اصحاب مطبوعات به عنوان مهم‌ترین محورها و اهداف برگزاری جشنواره مطبوعات ذکر می‌شود، باید این اهداف را برای مهم‌ترین و سرنوشت‌سازترین مقطع از حیات سیاسی ـ فرهنگی نظام جمهوری اسلامی یعنی دفاع مقدس در نظر گرفت. 

l  مشکل کجاست مطبوعات یا دست‌اندرکاران

اینکه دفاع مقدس از پنجمین دوره جشنواره مطبوعات به بعد کنار گذاشته می‌شود و یا تحریم جشنواره ششم توسط برخی نشریات و حتی عدم انتخاب آثار تأثیرگذار این فرهنگ در سایر گرایش‌ها معلول چه شرایطی است به دو شکل عنوان می‌شود. گروهی اعتقاد دارند به دلیل کاهش تعداد آثار این حوزه و نیز ضعف تکنیکی آثار از گنجاندن این گرایش در بخش مسابقه صرف‌نظر شده است. که به این ترتیب مشکل اصلی در حقیقت ضعف عملکرد هنرمندان و اصحاب قلم وادی دفاع مقدس تلقی می‌شود.

اما برخی دیگر عدم حضور فرهنگ ایثار در بخش مسابقه آثار مطبوعاتی را توجیه نبودن هنرمندان و دست‌اندرکاران جشنواره می‌دانند. همانطور که پیشتر اشاره شد ارتقای سطح تولیدات مطبوعاتی یکی از اهداف اصلی برگزاری جشنواره مطبوعات بوده و هست. به این ترتیب یکی از راه‌های صیانت از فرهنگ ایثارگری (با کمک این جشنواره) تقدیر از نویسندگان و خبرنگاران این حوزه خواهد بود.

شاید یکی از دلایل عدم توجه به دفاع مقدس توسط نویسندگان و دست‌اندرکاران را بتوان فاصله گرفتن از این حادثه دانست. اما آیا دور شدن از این مقطع سرنوشت‌ساز می‌تواند دلیلی قانع‌کننده برای عدم پرداختن به آن باشد. حمیدرضا شکارسری در این باره می‌نویسد: هر چه از پدیده‌ای فاصله بیشتری می‌گیریم،آن را درست‌تر می‌بینیم و فرصت و امکان بیشتری برای تأمل و تفکر پیرامون آن می‌یابیم و نسبت به تأثیرات احتمالی هیجانات حسی، عاطفی ناشری از آن مصونیت بیشتری پیدا می‌کنیم. از سوی دیگر این امکان را می‌یابیم که از زوایای مختلف به آن نگاه کنیم و به کشف‌های تازه‌ای نایل گردیم».(۱) 

در همین ارتباط هدایت الله بهبودی که خود در چندین دوره جشنواره مطبوعات برگزیده بخش دفاع مقدس بوده با اشاره به اهمیت ادامه فعالیت نویسندگان این عرصه یادآور می‌شود که فرهنگ پایداری (ادب و هنر برآمده از انقلاب و دفاع هشت ساله) پس از گذشت دو دهه به دوره بلوغ خود رسیده است. وی می‌افزاید: «پانزده سال فاصله از پایان جنگ، زمان مناسبی است که قلم زنان این حوزه ادبی، به دور از شعور و هیجان طبیعی گذشته، دست به بازآفرینی آن رویداد بزرگ بزنند. در چنین مرحله‌ای نویسنده بیشتر با تکیه بر رابطه علت و معلولی خاطره داستان و نشر می‌آفریند. دخالت جدی این رابطه متنی به دست می‌دهد که تفاوت‌های آشکاری با دوره پیش از خود دارد».(۲)

با توجه به نقطه‌نظرات اصحاب قلم و نیز با نگاهی به آثار ارایه شده در این حوزه می‌توان گفت اکنون و در شرایطی که از آغاز دفاع مقدس بیش از دو دهه گذشته است. آثار حوزه ادب پایداری به مرز پختگی خود رسیده‌اند چاپ و انتشار ماهنامه‌ها و فصلنامه‌های تخصصی از جمله کمان، فرهنگ پایداری، فکه، شاهد، یاد ماندگار، پاسدار اسلام وحتی ضمیمه‌های جذابی از روزنامه‌ها نظیر ویژه‌نامه سرو روزنامه جوان و چندین و چند نشریه دیگر حاکی از فراوانی آثار این حوزه دارد. در چنین شرایطی که هم از لحاظ تعدد آثار و هم از جهت غنای تکنیکی مطالب فرهنگ دفاع مقدس شاهد ارتقا و افزایش محصولات این حوزه می‌باشد به نظر می‌رسد تقدیر از دلسوزان این فرهنگ حداقل کار ممکن باشد.

 l  قدردانی از نویسنده؛ قدردانی از فرهنگ

دفاع مقدس ما از آن جمله حوادث و پدیده‌هایی است که قدرت فرهنگ‌سازی دارد. فرهنگ پایداری که با شکل‌گیری انقلاب اسلامی آغاز شد و در دفاع مقدس هشت ساله ملت ایران رشد یافت اکنون می‌تواند به عنوان عرصه‌ای انسان‌ساز در مقابل تهاجم فرهنگی دشمن عمل نماید. بدون تردید تنها چاره رهایی جوانان این مرز و بوم از خود باختگی در مقابل هجمه همه‌جانبه و ضدفرهنگی استکبار؛ ترویج فرهنگ ایثارگری و شهادت‌طلبی خواهد بود. در همین ارتباط روزنامه‌نگاران و نویسندگان مطبوعات می‌توانند به عنوان سرداران فرهنگی این جبهه تمام تلاش خود را معطوف روایت این حادثه بزرگ نمایند. مرتضی سرهنگی که سال‌هاست در واحد ادبیات مقاومت حوزه هنری به تدوین خاطرات جنگ پرداخته است. در این باره می‌گوید: «جنگ حادثه بزرگی است. ما این حادثه را می‌بایست ببینیم و درباره‌اش بخوانیم. ما باید بدانیم که چه بر سر این مملکت در زمان جنگ گذشته است. بدانیم، نسبت به آنچه که داریم وفادار خواهیم ماند. به آنچه که در این مملکت هست وفادار خواهیم بود، قدر آنچه را که در این مملکت باقی مانده خواهیم دانست».(۳)

به نظر می‌رسد با توجه به آنچه گفته شد بهترین و اصولی‌ترین شیوه جهت حفظ دستاوردهای فرهنگ دفاع مقدس تقدیر از نویسندگان این حوزه خواهد بود چرا که تقدیر از نویسندگان فرهنگ ایثار در حقیقت و ارج نهادن به فرهنگ ایثار و شهادت است. بدون شک فرهنگ ایثار و پایدرای حضوری همیشگی در رگ  و ریشه مردمان این سرزمین دارد و این حضور همیشگی بایستی در تمامی رخدادهای فرهنگی نظام اسلامی ما وجود داشته باشد.


(۱)- فرهنگ پایداری شماره 2

(۲) - کمان شماره 167

(۳) - بخشی از سخنرانی مرتضی سرهنگی در کنگره ادبیات شهادت



 
گزارش نویسی
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٢  
گزارش‌نویسی، مهم‌ترین عرصه مطبوعاتی است و ورود به این عرصه تنها از عهده خبرنگارانی برمی‌آید که توانایی‌ها، ویژگی‌ها و صلاحیت خود را طی سال‌ها فعالیت مطبوعاتی نشان داده‌اند، چون برای نوشتن گزارش ابتدا باید به ممتازترین قابلیت‌های روزنامه‌نگاری دست یافت.در حقیقت گزارشگر یک روزنامه‌نگار تمام عیار است.گزارشگر علاوه بر انتقال اطلاعات به مخاطبان خود بایستی بتواند آنان را نسبت به واقعیت‌های زندگی اجتماعی آگاه کند به طوری که امکان مشارکت فعال و آگاهانه مردم در تعیین سرنوشت‌شان فراهم شود.
تعریف گزارش
برخی کارشناسان گزارش را شکل بسط یافته خبر به منظورنمایش جزییات و مسایل دور از دسترسی یک خبر می‌دانند. تعاریف دیگر گزارش عبارت است از: «هنر بیان غیرمستقیم واقعیت‌ها»، «بیان توصیفی، تشریحی وتصویری یک رویداد یا واقعه یا موضوع اجتماعی» و «تلفیق خبر همراه با بازسازی هنرمندانه صحنه‌ها، موضوعات، حوادث و واقعیت‌های مهم زندگی اجتماعی است».
نکته‌ای که همین جا باید یادآور شویم این است که هر یک از این تعاریف فقط به بخشی از زوایای گزارش نگاه کرده‌اند به طوری که می‌توان گفت هر کدام از تعاریف فوق بیشتر به توصیف یک نوع گزارش پرداخته‌اند و هیچ یک نتوانسته‌اند تعریف جامع و مانعی از گزارش ارایه دهند
کارکرد گزارش
طرح نیاز‌های اساسی مردم به شکل مشکلات و تنگناهای اقتصادی و معیشتی و حتی معضلات اجتماعی که جامعه با آن درگیر است نیز تنها در قالب گزارش‌های خبری جذاب ممکن است.حتی می‌توان گفت عمده‌ترین کانال ارتباطی مردم، رسانه‌ها و مسؤولان، گزارش‌های مختلف خبری است. به این ترتیب مردم دیدگاه‌ها و نظرات خود را در خصوص مسایل فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی به گوش مسؤولان می‌رسانند و مسؤولان نیز از برآیند افکار عمومی در خصوص مسأله‌ای خاص آگاه می‌شوند.
مراحل تهیه گزارش
حتماً به خاطر می‌آورید که در مورد مقاله‌نویسی گفتم شباهت زیادی بین این فعالیت مطبوعاتی و داستان‌نویسی وجود دارد. اصولاً می‌توان گفت برای خلق هر اثر هنری می‌توان از شیوه داستان‌نویسی سود جست. یعنی ابتدا موضوع اثر هنری مشخص ‌شود، سپس پیام بعد از آن طرح کلی و اسم اثر معین ‌گردد و نهایتاً خلق اثر هنری آخرین مرحله است. برای مثال کار یک نقاش برای بوجود آوردن یک تابلو ابتدا باانتخاب موضوع آن و سپس پیامی که می‌تواند به مخاطب خود از طریق تابلو بدهد آغاز می‌شود. بعد از آن چارچوب کلی و فضای نقاشی را در ذهن خود مرور می‌کند و سرانجام آن را بر روی بوم می‌آورد.
با این مقدمه حتماً متوجه شده‌اید که اولین گام برای تهیه هر نوع گزارش انتخاب موضوع آن است. حال با هم مراحل تهیه یک گزارش را مرور می‌کنیم.
1- انتخاب موضوع:
قبل از هر چیز شما به عنوان روزنامه‌نگار باید بدانید درباره چه چیزی می‌خواهید گزارش تهیه کنید. برای راحتی کار در نظر بگیرید همواره موضوع ما یک کلمه بدون هیچ پیام یا صفت خاصی مثل گرانی یا ناهنجاری‌های اجتماعی و یا موفقیت، تحصیلات، کار و هزاران هزار موضوع دیگر است. انتخاب موضوع برای تهیه گزارش مطبوعاتی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است در حقیقت پس از انتخاب موضوع، سوژه گزارش مشخصی خواهد شد.
2- پیام:
انتخاب موضوع یا سوژه گزارش توسط شما بدون دلیل نیست و شما در مقابل این موضع دیدگاهی دارید. دیدگاه خبرنگار را در مورد سوژه گزارش، پیام آن می‌گویند. برای مثال اگر از نظر شما دلیل اصلی ناهنجاری‌های اجتماعی، دوری از مذهب و اصالت‌های فرهنگی باشد. این جمله و نظر شما در واقع پیام گزارش خواهد بود. در نظر داشته باشید گاهی اوقات پس از تهیه اطلاعات و پردازش آنها شاید به نتیجه‌ای غیر از پیش‌فرض اولیه خود برسید.
3- پژوهش و گردآوری اطلاعات
یک خبرنگار حرفه‌ای به منظور دستیابی به غنای بیشتر و نیز قابل دفاع بودن گزارش خود بایستی اطلاعات و داده‌های آماری دقیق را جمع‌آوری کند. از راه‌های جمع‌آوری اطلاعات، کتاب‌ها و بروشورهای مختلف است. سایر روش‌ها عبارتند از مشاهده، مصاحبه، مطالعه، بهره‌گیری از پایگاه‌های اطلاع‌رسانی اینترنت و ... که هر کدام در جای خود می‌توانند راه‌گشای یک روزنامه‌نگار حرفه‌ای باشند.
در نظر داشته باشید، مطالعات موردی در خصوص موضوع گزارش بایستی تا پایان گزارش در دستور کار شما قرار گیرد و همواره در پی یافته‌ها و اطلاعات جدید باشید.
4- پردازش اطلاعات
در این مرحله خبرنگار کلیه اطلاعات و داده‌های خام تهیه شده را به کمک کارشناسان - و نیز تکنیک‌های مقایسه‌ای اطلاعات، شاخص کردن نکات برجسته، برقراری ارتباط منطقی بین آمار و اطلاعات - پردازش نماید.در اینجاست که همانند مقاله‌نویسی خبرنگار با نوشتن سوتیترهای مختلف به طرح‌ریزی قالب گزارش خود می‌پردازد.
5- انتخاب نام
شاید بتوان گفت انتخاب نام و لید مناسب برای گزارش همانند انتخاب تیتر اول یک روزنامه پرتیراژ مهم است. چرا که با تیتر مناسب است که می‌توانید مخاطب خود را جذب کنید. تیتر گزارش نباید طوری باشد که طرح کلی و پیام گزارش را فاش سازد.
6- نگارش گزارش
برای نوشتن گزارش شمابایستی باکلیه تکنیک‌های روزنامه‌نگاری از قبیل خبرنویسی، مصاحبه،مقاله‌نویسی و .. آشنا باشید.به این ترتیب تصمیم اینکه گزارش خود را در چه قالبی بنویسید راحت‌تر خواهد بود.
انواع گزارش‌های مطبوعاتی
تقسیم‌بندی گزارش‌ها به انواع مختلف جهت سهولت کار نویسندگی و نیز تفکیک کارکردهای مختلف گزارش صورت گرفته است. این تقسیم‌بندی برای انواع مطبوعات از قبیل روزنامه‌ها، ماهنامه‌ها، فصلنامه‌ها، مجلات و نشریات تخصصی و ... کاربرد دارد و اگر شما با نحوه نگارش هر یک از انواع گزارش آشنا شوید می‌توانید در عرصه‌های مختلف مطبوعاتی حضوری فعال داشته باشید.
1- گزارش خبری: گزارش خبری در حقیقت شکل بسط یافته خبر است که طی آن گزارشگر می‌کوشد جزییات یک رویداد و حادثه خبری از قبیل کنفرانس‌های مطبوعاتی، برگزاری مراسم، سخنرانی‌ها، تظاهرات و ... را به مخاطبان خود بگوید.
2- گزارش اجتماعی: این نوع گزارش که درباره جامعه و مسایل و مشکلات مردم است دارای آمار و ارقام قابل نتیجه‌گیری و اطلاعات حاصل از تحقیقات گزارشگر به منظور بیان و افشای حقایق تازه برای مخاطبان می‌باشد.
3- گزارش از محل: همانطور که از نام آن برمی‌آید، موضوع اصلی این گزارش معرفی محل یا منطقه خاص با ویژگی‌های اقلیمی یا جغرافیایی، فرهنگ و رسوم آن می‌باشد.
4- گزارش از شخص: همانند گزارش از محل، موضوع و مناسبت این گزارش درباره شناخت بیشتر شخصی سرشناس و مورد توجه عموم است. البته گاهی اوقات برخی از افراد گمنام که دارای خصوصیت برجسته‌ای هستند می‌توانند موضوع این نوع گزارش باشند.
5- گزارش سفر: انتقال یافته‌ها و اطلاعات دریافتی و جذاب خبرنگار در سفرهای مختلف سیاسی، زیارتی و یا حتی توریستی به مخاطبان موضوع اصلی این نوع گزارش است که از دیرباز در ادبیات کهن این مرز و بوم حضور داشته است.
6- خاطره‌نویسی: شباهت‌هایی میان این نوع گزارش و گزارش از سفر وجود دارد اما در واقع خاطره‌نویسی نوشتن مشاهدات و تجربیات روزمره نویسنده است. به عبارت دیگر می‌توان گفت خاطره‌نویسی از جهاتی شبیه گزارش و از جهاتی شبیه مقاله است. از آنجا که در خاطره‌نویسی نویسنده معمولاً به بیان تمایلات و عقاید شخصی خود می‌پردازد می‌توان گفت خاطره‌نویسی به مقاله نزدیک است اما اغلب اوقات در خاطره‌نویسی نویسنده به بیان رویدادهای اطراف خود و نیز واقعیت‌های اجتماعی حال یا گذشته می‌پردازد و از این جهت می‌توان این نوع نگارش را جزو سبک‌های گزارش قرار داد.
به هر حال حتماً شما با این نوع گزارش‌نویسی آشنا هستید چرا که دفترچه یادداشت‌های اغلب نوجوانان پر از اینگونه خاطره‌نویسی‌هاست که البته اغلب به نقل خاطرات فاقد ارزش‌های خبری می‌پردازند. در حقیقت اگر شما در دفترچه یادداشت‌های خود به نقل رویدادهایی فراتر از حوزه خانوادگی یعنی بیان آنچه در اجتماع و محیط اطرافتان می‌افتد بپردازید گامی بلند به سوی گزارش‌نویسی برداشته‌اید نمونه‌های خوب و مناسب اینگونه گزارش‌ها، دست‌نوشته‌های نویسندگان سفرنامه نویس از جمله، جلال آل‌احمد است.
7 گزارش‌های علمی – تخصصی
در این نوع گزارش خبرنگار به تشریح یک رویداد علمی در زمینه‌ای خاص می‌پردازد تا به این وسیله فعالیت‌ها و موفقیت‌های یک محقق یا مؤسسه علمی را نشان دهد. البته گاهی اوقات این گزارش‌ها با زبانی ساده‌تر برای نشریات عمومی نیز تهیه می‌شود، به شکلی که مخاطبان عادی هم تا حدود زیادی بتوانند موضوع گزارش را درک کنند.
خبرنگاری که اینگونه گزارش را تهیه می‌کند بایستی خود متخصص باشد طوری که بتواند مفاهیم و اصطلاحات را بفهمد و آنها را برای مخاطب قابل فهم کند.هنر گزارشگر در این قبیل موارد این است که طوری وارد بحث شود تا موضوع برای خواننده نیز قابل لمس و حتی حساس باشد.
8- گزارش مصور
همانطور که از نام این نوع گزارش برمی‌آید در این نوع گزارش اطلاعات و واقعیت‌ها از طریق تصاویر به مخاطبان انتقال داده می‌شود.
نکته اساسی برای اینگونه گزارش‌ها این است که خبرنگار باید بداند اصولاً تمام رویدادها قابلیت تبدیل شدن به تصویر و گزارش مصور را ندارند. برای مثال گزارش یک جلسه کارشناسی، قابلیت به تصویر کشیده شدن را ندارد اما رویدادهایی مثل زلزله، سیل، راه‌پیمایی، مراسم استقبال، و ... این قابلیت را دارند.
نکته بعدی آن است که عکاس باید دارای دید روزنامه‌نگاری و گزارش‌گری باشد طوری که بتواند همان کاری را که گزارشگر با قلم خود انجام می‌دهد با لنز و دوربین انجام دهد.
نوشتن شرح عکس در گزارش‌های مصور یکی از الزامات کار روزنامه‌نگاری است به این ترتیب خواننده یا بیننده عکس در جریان کامل محتوا و مضمون گزارش قرار می‌گیرد و بعضاً – در حوادث طبیعی مثل سیل و زلزله – عمق فاجعه را متوجه شده و با تصاویر ارتباط برقرار می‌کند.


 
یک بررسی
ساعت ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ فروردین ۱۳۸٢  
چندی پیش با یک بررسی در تعداد وبلاگ های ثبت شده در پرشین بلاگ متوجه شدم تعداد بلاگ های ثبت شده در گروه های عمومی_شخصی_ ادبیات_زندگی و سیاسی بالا ترین رقم را دارند .به این معنا که علاقه کاربران پرشین بلاگ بیشتر حول موضوعات شخصی و ادبیات است . نکته قابل توجه در این خصوص عدم علاقه کار بران به موضوعاتی مثل اخبار _ طبیعت و محیط زیست _ورزش و تا حدودی پزشکی و تجارت است که نشانگر وجود یک حس نا مطلوب نسبت به این موضوعات در میان اعضای پرشین می باشد . البته نباید از نطر دور داشت که عدم ثبت سریع وبلاگ توسط سرگروه های موضوعات ذکر شده هم در این آمار تاثیر داشته مضافا اینکه تعدا د باز دید کننده برخی از وبلاگ های گروه دوم چندین برابر وبلاگ های گروه اول بود.
در برسی از تعداد بازدید کنندگان بخش روز نامه نگاری نیز مشخص شد از کل 105255 نفر بازدید کننده وبلاگ ایگناسیو با ۱۰۷۸۶ نفر بازدید کننده در راس قرار دارد در حلی که شیون با فقط ۱۲ بازدید کننده آخرین رتبه رابه خود اختصاص داده