روزنامه نگار

آموزش روزنامه نگاری و یادداشت های یک روزنامه نگار

 
زنده به گور
ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ دی ۱۳٩٥  

روزنامه شهروند در شماره 1024 خود به تاریخ سه شنبه 7 دیماه با انتشار گزارشی از گور خوابی ۵۰ زن و مرد و کودک در گورستان نصیرآباد شهریار خبر داده است.
بعد از انتشار این گزارش شبکه های مجازی پر شد از عکسهای این مردمان زنده به گور و نامه های سرگشاده هنرمندان و سیاستمداران و مردمان عادی

یاد روزی افتادم که جنازه دوستم علیرضا صابری و خانواده اش را از بم به تهران اورده بودند.
توان تماشای خاکسپاری ان بدن های آشنای غریب را نداشتم.
خاک و فریاد مخلوط شده بود.

آن بدن ها جان نداشتند اما این ۵۰ جسم تب دیده و زخم خورده هنوز جان داشتند و زنده بودند.
فارغ جار و جنجالهای سیاسی و بیهوده و نیز جدای از تمام حرفهای رسانه ای و سیاسی و حتی یادداشت های هنرمندانی مثل پرویز پرستویی و اصعر فرهادی گاهی احساس میکنم با آن مردان و زنان همدرد هستیم.
شاید ما هم زنده به گوریم و خبر نداریم.
شاید ما در گور نادانی و جهل و بدور از احساسات پاک بشری فقط نقش ادمهای زنده را بازی می کنیم



 
یک سیلی محکم به گونه مردم ایران
ساعت ٦:۳٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ آبان ۱۳٩٥  

   

 

چند روز پیش مامور سد معبر شهرداری فومن جلوی چشم عابران بیخیال و فرزند مضطرب به یک بانو دستفروش سیلی زد.
    هر چند شهردار فومن اعلام کرد با آن مامور برخورد شده و از آن مادر هم دلجویی بعمل آمده اما من هنوز داغی آن سیلی را روی گونه هایم احساس میکنم.

    به نظرم میرسد آن سیلی نه به آن زن زحمت کش که برای لقمه ای نان می جنگید که به تمام مردم ایران و حتی همان مامور شهرداری خورده است.

    سیلی را نه آن مامور بلکه مناسبات غلط اجتماعی و قوانین غیر انسانی شکل گرفته در این سالها به صورت مادرانمان می زند.
    مناسبات و قوانینی که آرام آرام بزرگ شدند و شکل گرفتند و بدون اینکه خودمان بهفمیم به جانمان افتادند.
    اینکه کسی فراتر از قانون باشد.
    اینکه مردم انتظار داشته باشند قانون مثل دیگران از کنار خطاهایشان بگذرد.
    اینکه دایره قانون آنقدر بزرگ باشد که همه ما بشکلی مجرم باشیم.
    چه وقتی وارد طرح ترافیک می شویم؛
    چه زمانی که قسط وام مان عقب می افتد؛
    چه هنگامی که مجبوریم چند شغله باشیم

    همه ما سالهاست مجرم هستیم
    نه بخاطر اینکه خلافی کرده باشیم
    بلکه بدلیل اینکه داریم برای زندگی و زنده مانی تلاش می کنیم اما فرش و گلیم این مناسبات غلط و قوانین اشتباه تا زیر معمولی ترین رفتارهای زندگی ما گسترده شده.

    من حتی آن مامور شهرداری فومن را هم مقصر نمی دانم او هم در این دایره سرگردان است.
    او هم اگر اینگونه برخورد نکند فردا باید طعم اخراج و بی پولی را بچشد.
    باید تلاش کنیم
    کمتر به جان هم بیفتیم
    و
    بیشتر
    همدل و مهربان باشیم

    رضا حاجی ابادی
    مدیر انتشارات هزاره ققنوس




 
آیا نفت ایران ملی است؟
ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٤  
چهار سال پیش مطلبی تحت عنوان "آیا نفت ایران ملی است؟" در وبلاگم گذاشتم و تلاش کردم پاسخ این سوال را از میان معدود منابع در دسترس بیابم.
اکنون و همزمان باسالروز ملی شدن صنعت نفت برخی از نکات آن مطلب را بصورت خلاصه می آورم.


1-اولین قراداد نفتی ایران
اولین قراداد نفتی ایران در 1280 شمسی (1901 میلادی ) بین دولت مظفرالدین شاه و آقای دارسی(بعنوان شخص حقیقی) منعقد شد. بر اساس این قراداد دولت ایران از محل سود احتمالی استخراج و فروش نفت ایران تنها 16 درصد دریافت می کرد.


2-اولین چاه نفتی
اولین چاه نفتی ایران در پنجم خرداد 1287 شمسی (1907 میلادی ) در مسجد سلیمان کشف شد.
اما پیش از این دارسی بدلیل بدهی های فراوان و دریافت وام از دولت انگلیس بخش زیادی از سهام خود را به دولت انگلیس واگذار کرده بود.

3-اولین ملی شدن صنعت نفت
در سال 1311 شمسی امتیاز دارسی از سوی ایران و شخص رضا شاه لغو شد.
در واقع رضا شاه از وضعیت موجود قرارداد نفت رضایت نداشت. او از سفیر ایران در انگلیس و وزیر دارائی و ... خواست که بشینند و با مقامات شرکت نفت مذاکره کنند وقتی این مذاکرات بعد دو سال به نتیجه نرسید نهایتا کاسه صبر رضا شاه لبریز شده پرونده مذاکرات را به شومینه می‌اندازد و به آنها می‌گوید از اینجا بیرون نمی‌روید تا تکلیف نفت را روشن کنید و قرارداد دارسی را باطل و یک امتیاز جدید بسته شود.

4- اولین جنگ نفتی ایران و انگلیس
باوجود مخالفت شرکت نفت ایران و انگلیس تصمیم دولت در جلسه 10 آذر 1311 مجلس شورای ملی مطرح و تصویب شد و امتیاز دارسی به‌صورت رسمی لغو شد.
این لغو امتیاز سبب شد روز بعد دولت انگلیس در نامه‌ای ایران را به حمله نظامی تهدید کند و حتی نیروهای خود را در منطقه به حالت آماده باش درآورد.

5-دومین قراداد نفتی ایران
در اردیبهشت سال 1312، قرارداد جدیدى بین ایران و شرکت نفت انگلیس و ایران منعقد شد که در تاریخ، به قرارداد 1933 مشهور است.
این قرارداد خیلی بیشتر از قراداد دارسی به نفع ایران بود.
درآمد ایران دیگر براساس سود نبود، بلکه از این به بعد هر مقدار نفتی که از ایران خارج می‌شد، شرکت باید به دولت ایران مقدار مشخصی سود می‌پرداخت، حتی اگر شرکت ضرر می‌کرد.
ایران حتی در درآمد ناشی از سرمایه گذاری ها و پالایشگاه های خارج کشور شرکت نفت انگلیس و ایران نیز سهیم شد.

6-دومین قانون نفتی
بعد از خلع رضا شاه از قدرت و یکی دو سال بعد از اشغال ایران توسط متفقین دکتر مصدق طرحی را به مجلس داد که بر اساس آن هرگونه مذاکره رسمی یا غیررسمی را به منظور اعطای امتیاز نفت به بیگانگان ممنوع می‌کرد.
این طرح در در 11 آذرماه پس از تصویب مجلس به‌صورت قانون در آمد.

7- اولین مقتولان نفتی
در تیرماه 1325 شمسی اتحادیه‌های کارگری در اعتراض به شرایط نامساعد کارگران ایرانی مناطق نفتی تحت پوشش شرکت نفت ایران، انگلیس دست به اعتصاب زدند. در مقابل، شرکت نفت ایران و انگلیس نیز به‌منظور مقابله با این حرکت، اقلیتی از کارگران را تحریک کرده تا اتحادیه جداگانه تشکیل دهند و در بوق جداکردن خوزستان از ایران بدمند. ادامه اعتصاب، به شورش و درگیری منجر شد و در روز 23 تیرماه به اوج خود رسید که در نتیجه آن حدود 50 نفر کشته و بیش از 150 نفر زخمی شدند.

8- تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت
اسفند ماه سال 1329 شمسی پیش نویس لایحه ملی شدن نفت توسط فراکسیون جبهه ملی در مجلس شانزدهم تهیه می‌شود. روز 24 اسفند ماه، گزارش کمیسیون نفت مبنی بر ملی‌شدن صنعت نفت ایران با اکثریت آرا به تصویب مجلس شورای ملی رسید و چند روز بعد در 29 اسفند ماه با وجود اعتراض شدید دولت انگلستان طرح در مجلس سنا نیز تصویب و همان روز به امضای شاه رسید. نهایتا در ۲۹ اسفند به ۱۳۲۹ به تصویب می‌رسد و با جمله تاریخی دکتر مصدق بر آن که نوشته "به نام سعادت ملت ایران" نفت ملی شود.

9- تاسیس شرکت ملی نفت ایران
همانطور که پیشتر هم گفتم حق انحصاری اکتشاف، بهره برداری، استخراج ، فروش و...نفت ایران در اختیار "شرکت ملی نفت ایران" است.
اساسنامه شرکت ملی نفت ایران بعنوان یک شرکت ایرانی در نهم اردیبهشت 1330 به تصویب مجلس رسید.
بعد از این و در 7 تیر 1330 مهندس مهدی بازرگان به‌عنوان مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران منصوب شد.

10- کودتای نفتی 28 مرداد
کودتای 28 مرداد 1332 شمسی و حذف مصدق از دولت راه را برای بستن قراداد جدید نفتی باز کرد.
دو ماه بعد و در 29 مهر 1332 شمسی لایحه تشکیل کنسرسیوم شرکتهای بین المللی نفت در مجلس شورای ملی تصویب شد.

11- تصویب قانون تاسیس وزارت نفت در شورای انقلاب
پس از پیروزی انقلاب، دولت موقت تاسیس وزارت نفت را به شورای انقلاب پیشنهاد کرد. پس از بررسی‌های لازم در 8 مهر 1358، این شورا قانون تاسیس وزارت نفت را تصویب و برای اجرا به دولت ابلاغ کرد

12-الزام دولت جهت تنظیم لایحه قانونی نفت
در پانزدهم اسفند 1361 شمسی قانون ‌الزام دولت جهت تنظیم لایحه قانونی نفت در مجلس تصویب شد.
بر اساس این قانون وزارت نفت موظف است ظرف مدت چهار ماه لایحه نفت و اساسنامه مؤسسات تابعه خود را منطبق بر‌موازین اسلامی‌و قانون اساسی جمهوری اسلامی‌ایران تهیه و طبق اصل 74 قانون اساسی به مجلس شورای اسلامی‌تقدیم نماید.

13- تصویب قانون جدید نفت
در نهم مهرماه 1366 شمسی قانون جدید نفت به نصویب مجلس شورای اسلامی رسید.
بر اساس ماده 4 این مصوبه وزارت نفت مکلف است ظرف یکسال از تاریخ تصویب این قانون، اساسنامه‌های شرکت‌های نفت، گاز و پتروشیمی را به مجلس شورای اسلامی تقدیم نماید.


نکته:
تمامی قرادادهای نفتی ایران از همان ابتدا بین دولت ایران و دولت انگلیس و یک شرکت شبه دولتی بنام "شرکت نفت انگلیس و ایران" که بعدها به "شرکت ملی نفت ایران" تقییر نام داد منعقد شده است.
به عبارت ساده‌تر این "شرکت ملی نفت ایران" است که مسئول برنامه‌ریزی و مدیریت بر تولید، بهره‌برداری، استخراج، پالایش، پخش و صادرات منابع نفت و گاز ایران را دارد نه مزارت نفت.
این شرکت در سال ۱۳۲۷ خورشیدی پس از ملی شدن نفت ایران تأسیس و جایگزین شرکت نفت ایران و انگلیس شد.


 
بنزین ایرانی ارزان یا گران!
ساعت ٩:٤٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٥ آذر ۱۳٩۳  

چندی پیش تابناک در مطلبی تحت عنوان"ارزان ترین و گران ترین بنزین های جهان "به مقایسه قیمت بنزین در کشورهای مختلف پرداخته و نتیجه گرفته که بنزین ایران پنجمین بنزین ارزان در دنیاست.

نکته ای که نویسنده مقاله فراموش کرده در معادلات خود بیاورد میزان مصرف بنزین خودورهای داخلی است که حدود سه برابر ماشین های سایر کشورهای دنیاست.

اینکه مردم ایران مجبور باشند از خودرویی که سه برابر استاندارد جهانی بنزین مصرف می کند را باقیمتی چند برابر خریداری کنند در این معادله دیده نشده است.

در کامنتی زیر مطلب تابناک نوشتم:

اجازه بدهند ماشین کم مصرف بیاریم یک سوم مصرف بنزیمان کم می شود. با تعرفه کمتر این ماشینها را وارد کنیم میشه گفت مصرف بنزین ما تا یک چهارم کم میشه.
این یعنی الان قیمت بنزینی که ما مجبوریم توی باک خودروهای بی کیفیت داخلی بریزیم چهار برابر حساب میشه چون مجبوریم چهار برابر مصرف کنیم.
با این حساب قیمت بنزین توی ایران و نروژ تفاوتی نداره..اون که تفاوت داره حقوق کارمندان و درآمد مردم این دو کشور نفیته..



 
آیا نذری فقط قیمه و قرمه است؟
ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ آبان ۱۳٩٢  

از نظر من دادن غذای  نذری در ایام  و مناسبت های مذهبی  در سالهای دور شاید  اثبات این ادعا بود که حکومت نتوانسته  نان شب مردم را تامین کند پس این مذهب است که باید هم دنیا و هم آخرت را بسازد.

پدر بزرگ مرحومم حاج محمدحسین حاجی آبادی در دهه 30 و 40 بانی نذر افطاری شب 21 ماه مبارک رمضان بود. در آن روزها از ایتدای ماه مبارک همه مردم ده منتظر حلیم نذری حاج محمدحسین بودند. ایشان برای تامین گوشت حلیم نذری خود گاهی اوقات تا چند روستا و آبادی دورتر از ده می‌رفت تا نذری سالم به روزه داران بدهد.

اکنون اما در زمانی که با وجود موج عظیم رسانه ها شاهد بدعت ها و تحریفات فراوان در دین و مذهب هستیم به نظر می رسد غذای روح و یا همان آگاهی بخشی مهمتر از غذای جسم باشد.

شاید بر همین اساس بود که از سال1388 کار نذری دادن کتاب را آغاز کردم. هر چند همین فکر ناب و در خور توجه مورد بی مهری و سوء استفاده هایی قرار گرفت.

اکنون مردم جهان و مسلمانان باید بدانند که ثروت عظیم توده های معمولی به کجا می رود. شیعیان هم بجای بر سر و سینه کوفتن در ایام محرم به این بیندیشند که چطور شد مسلمین هنوز مدت زیادی از وفات پیامبر نگذشته بود که فرزندش را شهید کردند.

مگر نبودند مسلمانانی که حسین(ع) را روی زانوان پیامبر دیده بود آیا از آن همه مسلمان فقط 72 نفر فهمیدن حسین(ع) راست می گوید و یا دستگاه رسانه ای اموی توانسته بود با سخن پراکنی همانطور که علی(ع) را در محراب مسجد کوفه به شهادت برساند فرزند او را نیز در نینوا شهید کند.

بی شک شهادت امام سوم شیعیان حداقل توانست بر آگاهی برخی دینداران بی بصیرت و نا آگاه بیفزاید. این را از قیام های مختلف بعد عاشورا و نیز توابین بیشمار بعد آن می گویم.

به قول استاد حسینجانی حسین(ع) را جهل و ناآگاهی مردم کشت نه لشکر شام.



 
یک پیام قانونی تهدید آمیز
ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۱ امرداد ۱۳٩٢  

ماجرای ارسال  پیامکهای تهدید آمیز راهنمایی و رانندگی برای شهروندان  در ساعات سحر و دم صبح ماه رمضان

 

قرآن را سر گرفته بود و از تلویزیون داشت برنامه شب قدر را گوش می‌کرد که صدای رسیدن پیامک به گوشی تلفن حالش را دگرگون کرد. حتما یکی از آشنایان بود که از او التماس دعا داشت. نخواست نا امیدش کرده باشد گوشی را برداشت . پیامک از یک شماره ناشناس بود.

« مالک محترم پلاک شخصی ایران  شماره  ..............  از ثبت تخلف شماره  ...............  مورخ  .................  بیش از جهار ماه گذشته و نسبت به پرداخت و یا اعتراض اقدامی ننموده‌اید. از امروز یکماه فرصت دارید مبلغ جریمه را پرداخت نمایید تا مشمول ضبط گواهینامه و توقیف پلاک وسیله نقلیه نگردید.

پلیس راهنمایی و رانندگی ناجا»

«ناجا» را که خواند «جا» خورد !!!!!!!  «ناجا»  آیا این پیام از «جایی» قانونی آمده بود؟

قرآن را زمین گذاشت. یکبار دیگر کلمات پیام را مرور کرد؛ تخلف؛ یکماه فرصت دارید؛ ضبط گوهینامه، توقیف پلاک وسیله نقلیه

شوخی نبود پیام از شماره‌ای ارسال شده بود که به هیچ یک از اپراتور‌ها مربوط نمی‌شد. به ذهنش فشار آورد که بیاد آورد در آن تاریخ کجا بوده و جه تخلفی مرتکب شده. شب قدر و التماس دعا را فراموش کرد و آماده شد تا یک نفرین از ته دل برای ارسال کننده پیام بفرستد.

کمی بعد بدون اینکه نفرین کند با خودش گفت: فحش نمی‌دهم ؛ نفرین نمی‌کنم اما شک نداشته باشید در این شبهای سراسر معنوی قدر برای سلامتی هیچیک از شما دعا نخواهم کرد. بعد آهی کشید و دستش را بطرف قرآن دراز کرد.

 

****

در ماده 5 قانون جدید رسیدگی به جرایم رانندگی آمده « در صورتی‌که متخلف در مهلت قانونی مذکور اعتراض خود را تسلیم کند یا ظرف بیست روز پس از ابلاغ رأی واحد جریمه را پرداخت نکند، موظف است جریمه را به مأخذ دوبرابر مبلغ مندرج در قبض جریمه بپردازد.»  

حال نحوه اجرای  این بخش از قانون دارد اعصاب برخی از شهروندان خراب می‌کند.  هر چند به قول ظریفی برخی اوقات بهترین روش عذاب دادن شهروندان در ایران اینست که  برابر قانون با آنها رفتار شود. حال این بدلیل مشکل قوانین است یا عادات قانون شکنی شهروندان امر دیگری است.

اینکه اطلاع رسانی از وضعیت تخلف های رانندگی هر شهروند به وسیله پیامک امری قانونی است یا خیر  موضوع بحث نیست.مسئله اینجاست اعمال قانون هم تابع شرایط فردی و اجتماعی است. شاید به همین دلیل است که شرع اسلام اجازه بی احترامی به دشمن و یا فرد در آستانه اعدام را نیز نداده است.

اگر اینگونه پیامک های نصف شبی و دم سحری در ایام پس از ماه مبارک رمضان نیز ادامه یابد ، نشانه وجود یک کج سلیقگی بی‌حد و حصر در« اعمال قانون» است.

گفتم « اعمال قانون» به یاد آوردم ابتدای نام سازمانی که اینگونه با شهروندان خود برخورد می‌کند کلمه «راهنمایی» است. از آنجا که احتمال می‌دهم  مردم عزیز میهن اسلامیمان ( و ایضا تعداد محدود و ناجیزی از مسئولان نا جا) معنی کلمه«راهنمایی»  و اختلاف فاحش آن را با کلمه «اعمال قانون» و یا همان «برخورد »  را ندانند می‌خواهم مصداقی توضیح بدهم شاید بهتر متوجه شوند.

«راهنمایی»  یعنی پلیس محترم پشت درخت و یا زیر پل مخفی نشود و منتظر ارتکاب خلاف توسط شهروندان باشد بلکه باید در جایی قابل دیده شدن و قبل از اماکن حادثه ساز حضور یابد تا شهروندان «راهنمایی»  شوند و بدانند خطر در کمین آنهاست. به این ترتیب شهروندان  کمتر مرتکب تخلف  خواهند شد و صد البته درآمد خزانه نیز از محل جرائم رانندگی به مراتب کمتر می شود..  به عبارت دیگر نحوه برخورد همکاران «راهنمایی» و رانندگی (حداقل در مواردی که خودم با آن برخورد داشته ام )اینطور تداعی می‌کند که آنها  بیشتر ترجیح می‌دهند شهروندان مرتکب تخلف شوند تا بتوانند آنها را «اعمال قانون» کنند.

سوال بی اهمیتی هم که در این رابطه مطرح است ، پرداخت  کننده هزینه این پیامک‌های تهدید آمیز دم صبح است. امیدوارم حد اقل هزینه این پیامک ها روی قبض موبایل فرد متخلف نیاید.

از سوال فوق بی اهمیت تر که همیشه ذهنم را درگیر خود کرده اینست که : چرا نه من و نه هیچ شهروند دیگر اطلاع دقیقی از میزان درآمد سالانه خزانه ملی بابت جرایم پرداختی نداریم. احتمالا در قانون شرع و قوانین دیگر شهروندان فقط اجازه دارند  از تعداد برگه های صادر شده خبر داشته باشند..

 البته (تا حدودی) می‌دانم بر اساس قانون این درآمد چگونه و بین چه سازمانهایی تقسیم می‌شود. بیشترین سهم هم با 70 درصدبه شهرداری های می‌رسد تا زیر ساختهای لازم را برای حمل و نقل عمومی مهیا کنند.حالا یک نفر نیست  از این سازمان بپرسد با این 70 درصد( از نمی دانیم چقدر! پول مردم ) جکار کرده اند. البته و صد البته که فقط در جامعه مدنی اسلامی شهروندان حق دارند این سوالها را بپرسند...



 
آیات روشنایی1
ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٢  

اشاره:
به قول ابوالقاسم حسینجانی: قرآن برای همه‌ی مردم جهان است . قرآن نه زمانپذیر است و نه زمین پذیر. به عبارت ساده تر چون قرآن برای هدایت  "ناس" آمده و ناس در معنی  یعنی همه‌ی مردم در طول تاریخ پس باید آنقدر ساده باشد که برای بشریت قابل فهم باشد.
سالها پیش و در آستانه جوانی فرصتی دست داد که با نگاهی تازه به قرآن آن را در ماه مبارک رمضان تلاوت کنم . اینکه چطور این فیض روحانی را چشیدم نمی دانم ،اما بیاد دارم که در آن روزگار برخی از آیات این کتاب اسلامی در جانم نشست. تازه  سالهای نوجوانی را گذرانده بودم و هر شب با خواندن قرآن به خیال خود کشفی تازه از قرآن داشتم. اکنون که بیش از 20 سال از آن روزگار گذشته می خواهم  با رعایت امانت آن نوشته ها را مرور کنم.
اغلب یادداشت هایم را در دفتر چهل برگی نوشته بودم که تغییر مدام رنگ خودکار و مداد نشان می دهد این مطالب را در روزهای مختلف نوشته ام. اکنون و در رمضان 1434 هجری قمری می خواهم سر و شکلی به آن یادداشت های پراکنده بدهم . پیش از هر چیز همانطور که گفتم می خواهم در نقل مجدد این برداشت های قرآنی امانت را رعایت کنم تا دیدگاه های یک جوان بیست ساله را در باره قرآن مرور کنیم.


 1- به نام خدا
تا به حال دقت کرده اید چرا قرآن با دو نام "رحمان" و" رحیم" آغاز شده.شاید خداوند دوست دارد ما او را با رحمانیتش بشناسیم. حضرت حق  حتی در سوره توبه یا  همان برائت که می توانست با یکی از صفات قهریه خود مثل "جبار" شروع کند این سوره را بدون بسم الله  نازل کرده است.
 
2- فقط خدا
 
إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ
(پروردگارا! ما بندگان فقط) تو را می پرستیم و (فقط) از تو یاری می خواهیم.
 
این آیه از سوره فاتحه  که بعد از آیه هایی پیرامون توحید و صفات پروردگار آمده است یکی از کلیدی ترین روشهای اجتماعی و فردی برای رفع مشکلات را به بشر آموزش می دهد. اینکه در همه زمانها کسی را داشته باشی که بتوانی از او یاری بگیری یک آرامش روحی و روانی برایت به همراه خواهد داشت.
نکته بعدی اینکه در این آیه استعانت از خداوند با فعل جمع آمده است . به عبارت دیگر این یاری خواستن باید یک عمل گروهی و اجتماعی برای تمام احاد افراد جامعه باشد.
تصور دنیایی که در آن مردم فقط از خداوند یاری بخواهند و نیازی به التماس کردن به فردی مثل خودشان برای رفع مشکلات نداشته باشند خیلی زیباست. در این جامعه آرمانی چشم کسی به دست صدقه دهنده هیچ فردی نخواهد بود.
 




 
گاهی اوقات مرگ تنها راه حل است
ساعت ٧:٠۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ آذر ۱۳٩۱  

چند وقت پیش فیلم «زندگی دیگران»  ( Das Leben der Anderen)، ساخته فلورین هنکل فون دونرس مارک کارگردان آلمانی را دیدم این فیلم اولین ساخته این کارگران آلمانی است که  در سال۲۰۰۶پس از دریافت تعداد زیادی جایزه از جشنواره های مختلف، برنده اسکار بهترین فیلم خارجی زبان شد .

داستان فیلم: گئرد وایسلر(با کد شناسائی: HGW XX/7)، بازجوی ارشد "اشتازی"، پلیس امنیتی جمهوری دمکراتیک آلمان است که ماموریت می یابد تا زندگی گئورگ دریمن، کارگردان مشهور تئاتر را زیر نظر بگیرد، درحین گوش فرا دادن به مکالمات خصوصی وی و دیگران وی رفته رفته از دنیای زندگی روزمره خود فاصله می گیرد و به دنیای روشنفکران نزدیک می شود و سعی می کند تا وی را از گرفتاری نجات دهد.  در واقع این مامور اشتازی در تلاشی وصف ناپذیر سعی در نجات فردی را دارد که به مراقبت از او گمارده شده است.

آنچه بیش از داستان تاثیر گذار فیلم برایم جالب بود برخی از دیالوگ های آن بود . 

برخی از دیالوگ های فیلم عبارتند از:

  • بهترین راه برای آگاهی از گناهکار بودن یک نفر سوال کردن از اوست تا زمانی که همه چیز را قبول کند(بازجوی اشتازی هنگام سخنرانی در یک دبیرستان برای دانش آموزان)
  • تو هرچیزی که بخواهی می تونی بسازی ولی افکار مردم به این راحتی عوض نمیشه(وزیر اشتازی خطاب به گئورگ دریمن)
  • بعضی وقت ها امید تنها چیزی است که مردم را زنده نگه می دارد(گئورگ دریمن)
  • دیگه نمی تونم تو این کشور بمونم نه مردم درستی داره نه آزادی بیان. این سیستم من رو دیوانه می کند از طرفی برای نوشتن از آن الهام می گیرم. زنده بودنم بی معنی شده.امیدوارم در زندگی بعدی هم یک نویسنده باشم (دوست نویسنده گئورگ دریمن که اعلام می شود خودکشی کرده)
  • این مردم لیاقت آزادی را ندارند. آنها به هرچیز که در اطرافشان قرار داره عادت می کنند حتی اگر برایشان غیر قابل باشه (دوست نویسنده گئورگ دریمن که اعلام می شود خودکشی کرده)
  • تو آدم بزرگی هستی نیازی نیست از کسی خواهش کنی. فدا کردن جسم برای هنر معامله خوبی نیست. تو برای اینکارت دلیل داری برای همین نمی توانم عقیده ات را عوض کنم (گئورگ دریمن خطاب به نامزدش که بهترین بازیگر زن آلمان شرقی است)
  • تا بحال دقت کردی آمار مرگ های طبیعی در دولت های سوسیالسیت بیشتر است. هرگز رژیمی مثل سوسیالسیت در تاریخ نبوده انها چشم از زندگی مردم بر نمیدارند. (دوست نویسنده گئورگ دریمن که اعلام می شود خودکشی کرده)
  • گاهی اوقات مرگ تنها راه حل است(دوست نویسنده گئورگ دریمن که اعلام می شود خودکشی کرده)

 

در همین ارتباط و نیز دانلو بخشهایی از فیلم در تابناک



 
شرکت در نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت تلاشی فرهنگی یا ژستی خبری ؟
ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ مهر ۱۳٩۱  

شصت و چهارمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت از 10 تا 14 اکتبر امسال (19 تا 23 مهر)  برگزار شد. ایران در نمایشگاه سال گذشته حضور نداشت و غرفه ایران به دلیل سوء مدیریت و ناهماهنگی‌هایی که میان مدیران وزارت ارشاد وجود داشت، اصلا باز نشد. ظاهرا بدهی ۵۵ هزار یورویی به نمایشگاه، و تعلل در درخواست ویزای آلمان نیز در بسته ماندن غرفه ایران بی‌تاثیر نبوده است.

 امسال اما در کنار موسسه‌ نمایشگاه‌های فرهنگی ایران بعنوان مجری اصلی حضور ایران در فرانکفورت حدود 15 ناشر از جمله نشر شرکت اندیشه‌ورزان آریا، مرکز اسلامی علوم تحقیقاتی کامپیوتری،مجمع ناشران دفاع مقدس ،  فاتحان، انتشارات علمی فرهنگی، نشر جمال، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ساقی، شباویز شرکت کرده بودند.  این ناشران و  نهادهای مختلف توانسته بودند تعداد 7 غرفه را در نمایشگاه برپا کنند و مابقی در کنار هم حضور داشتند.

 در طول مدت برگزاری، نزدیک ۷٬۰۰۰ ناشر از ۱۰۰ کشور در این نمایشگاه شرکت می‌کنند و حدوداً ۲۸۶٬۰۰۰ نفر از این نمایشگاه بازدید می‌کنند. نمایشگاه فرانفکورت که از سال ۱۹۴۹ برگزار می‌شود به دلیل میزان بالای تبادلات و معاملات (تجارت نشر) یکی از مهم‌ترین نمایشگاه‌های کتاب است. در این نمایشگاه بیش از ۱۱۰ کشور با ۷۳۰۰ غرفه شرکت دارند، بیش از ۳۲۰۰ برنامه‌ فرهنگی برگزار می‌شود و ۱۰۰۰ نویسنده به معرفی کتاب‌های خود می‌پردازند.



 
آیا نفت ایران ملی است؟
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٠  

اولین چاه  نفتی ایران در پنجم خرداد 1287 شمسی  103 سال پیش (1907 میلادی ) در مسجد سلیمان  کشف شد و از آن روز به بعد ایران در دایره  دارندگان و صادرکنندگان بزرگ نفتی جهان قرار گرفت.  ملی شدن صنعت نفت  40 سال بعد از کشف اولین چاه نفت در مسجد سلیمان یعنی  سال 1329 ه.ش بوقع پیوست. تا قبل از  این تاریخ  سهم مردم ایران از نفت تنها 16 درصد از سود شرکت نفت(شرکت نفت دارسی و سپس شرکت نفت انگلیس و ایران) آنهم بر اساس اعلام شرکت بود.

روز 24 اسفند ماه 1329 نمایندگان دوره شانزدهم مجلس شورای ملی ماده واحده ملی شدن صنعت نفت ایران را از تصویب گذراندند. این  مصوبه  روز ۲۹ اسفند به تائید مجلس سنا رسید.

قانون نفت پس از ملی شدن صنعت نفت، اجرا شد. اساسنامه شرکت ملی نفت ایران، پیش از انقلاب، در هفدهم اردیبهشت‌ ماه سال 1353 تصویب و به قانون تبدیل شد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مورد بازنگری شورای انقلاب قرار گرفت و دستخوش تغییر و تحولاتی شد .

 شورای انقلاب در 29 خرداد سال 59 وزارت نفت را مکلف به تهیه اساسنامه شرکت نفت کرد، اما این امر تحقق نیافت.

در سال 1362 نیز این قانون یک بار تغییر کرد و از آن زمان تاکنون، دولت‌ها موظف شده‌اند تا اساسنامه شرکت ملی نفت را تهیه و تدوین و به مجلس ارایه کنند.
 با گذشت 27 سال از آن زمان تاکنون و با وجود آنکه قوه مجریه، تغییر چندین دولت را به‌ خود دیده، هنوز تدوین و ارایه اساسنامه مهمترین شرکت دولتی به مجلس صورت نپذیرفته است.

به همین دلیل، موضوع اصلاح اساسنامه شرکت ملی نفت ایران به ‌عنوان بزرگترین شرکت دولتی، چند سالی است که پای ثابت روابط و مذاکرات میان مجلس شورای اسلامی و دولت است.

از سال 1362 تاکنون چندین وزیر بر مسند وزارت نفت تکیه زده‌اند و هر یک بارها درباره اساسنامه و مهمترین منبع مالی و درآمدی کشور از سوی مجلس مورد سؤال قرار گرفته‌اند.

 در آغاز انقلاب، شورای انقلاب تصویب کرده بود که شش ماه پس از زمان تصویب، این اساسنامه باید تهیه و تنظیم و به مجلس فرستاده شود؛ اما این مهم تا به امروز رخ نداد. 31 سال از این اتفاق گذشت و هنوز مجلس در انتظار فرستادن اساسنامه و شاهد کوتاهی دولت‌ها در این امر بوده است.

اکنون و بعد از 61 سال طرح  این سوال که « نفت ایران ملی است؟ » در واقع شکستن هاله تقدسی است که بر جریان ملی شدن صنعت نفت شکل گرفته است.

آنچه در قسمت اول این یادداشت که بیشتر آن نقل از سایت ها و وبلاگ های دیگر است می‌آورم تنها تاریخچه است. در قسمت بعدی اگر عمری باشد به بررسی بیشتر دلایل عدم تدوین اساسنامه ای انقلابی برای شرکت نفت و حتی برخی دعاوی در دیوان عدالت اداری که اکثرا شرکت نفت برنده آن است خواهم پرداخت.



 
تاریخچه روزنامه و روزنامه نگاری در ایران و جهان
ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٩  

این  مطلبی  توسط آقای سید غلامرضا فلسفی نوشته شده و از سایت انجمن روابط عمومی ایران  نقل شده است..

روزنامه ها را اکنون در همه جا می توانیدپید کنید رسانه ای که قرار بود دنیا را تغییر دهد نخستین پرتو خود را در یکی از روزهای سال 1605 در استراسبورگ که یک جمهوری آزاد در قرن شانزدهم بود آشکار ساخت.جند سال طول کشید تا روزنامه ها در سایر کشورها هم پدیدار شوند نخستین روزنامه فرانسه تحت عنوان گزت (gazette) در سال 1631 منتشر شد روزنامه دگیری با همین نام در سال 1665 در انگلیس منتشر شد که در آغاز آکسفورد گزت (oxford gazette) خوانده می شد.

محققانن و مورخان و گاه روزنامه نگاران 172 سال حیات مطبوعات ایران را بر اساس دیدگاه و سلیقه خود دوره بندی کرده اند. گروهی کیفیت و عده ای کمیت را مبنای دوره بندی قرار داده اند. اما نگاهی به این گستره و سیع و بررسی مطبوعات ایران این حقیقت را نشان می دهد که این دوره بندی ها عمدتا با آنچه بر مطبوعات گذشته است و مطبوعاتیان عرضه کرده اند سازگاری ندارد. مطبوعات در ایران 89 سال عمر خود را در دوره قاجار ، 53 سال را در دوره پهلوی و 30 سال را در دوران جمهوری اسلامی گذرانده اند. این تقسیم بندی بر اساس سه دوره اصلی: قاجار ، پهلوی و جمهوری اسلامی تفکیک می شود.




 
وبلاگ نویسی و روزنامه نگاری: آیا این دو با یکدیگر ارتباط دارند؟
ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ دی ۱۳۸٩  

این  عنوان مطلبی از مقالات دو روزنامه نگار به نام های پاول اندروز و ربکا بلاد می باشد.که توسط  حامد کاظم زاده خوئی ترجمه شده است .

مطلب فوق از سایت کاوشگران روابط عمومی نقل شده است..

در این مطلب تلاش شده به سوالات زیر پاسخ داده شود که مطالعه آن خالی از لطف نیست

آیا وبلاگ شکلی از روزنامه نگاری است؟

آیا وبلاگ نویسان، روزنامه نگار محسوب می شوند؟

کدام وبلاگ ها در حیطه روزنامه نگاری قرار می گیرند؟

اما آیا وبلاگ نویسی شکل جدیدی از روزنامه نگاری محسوب می شود؟

تاثیر وبلاگ نویسی بر روزنامه نگاری چیست؟



 
انقلاب به روایت ضد انقلاب
ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٧  

درباره تاریخ شفاهی

اصطلاح Oral History تاریخ شفاهی  در حقیقت  روشی است که در آن  با استفاده از  ضبط روایت  های شفاهی به عنوان سندی برای روایت و تحلیل تاریخ در کنار اسناد مکتوب اصالت می‌دهد. سابقه این روش مطالعه تاریخ به دهه 1940م و   سال های نخستین بعد از جنگ جهانی دوم بر می گردد . دانشگاه کلمبیا در نیویورک برای نخستین بار در سال 1948 م  آغازگر تاریخ شفاهی به شیوة امروز بود  که در طرحی به ضبط خاطرات تعدادی  از شخصیت های سیاسی آمریکا پرداخت . در دهه 1970 میلادی، «جامعه بین المللی تاریخ شفاهی» (International Oral History Association) تأسیس شد

اولین طرح تاریخ شفاهی ایران

پس از پیروزی  انقلاب اسلامی و ایجاد ضرورت بررسی ریشه های انقلاب و پیامدهای آن شامل وقایع سیاسی چند دهه اخیر، اهمیت ابزار تاریخ شفاهی  برای ثبت و ضبط این ریشه ها بیش از پیش نمود پیدا کرد . ضرورت ثبت تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی سبب شد واحد تاریخ شفاهی مراکزی مثل  حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی ، سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی و  نیز گروه تاریخ شفاهی  موسسه مطالعات تاریخ معاصر ،و تاسیس گردد.

علاوه بر سازمان‌هایی که بعد از انقلاب به روش تاریخ شفاهی توجه نشان دادند، پروژه‌هایی هم در خارج از کشور برای مطالعه تاریخ این دوره شروع به کار کردند، که از جمله آن‌ها می‌توان به پروژه تاریخ شفاهی دانشگاه هاروارد به عنوان اولین طرح تاریخ شفاهی ایران اشاره کرد، که شباهت‌هایی با طرح تاریخ شفاهی انقلاب روسیه دارد.

این طرح  تاریخ شفاهی ایران عمدتاً گفتگو با سردمداران حکومت ایران در دوران پهلوی ها بود و با ضبط حدود 800 ساعت مصاحبه تاریخ شفاهی با استفاده از ضبط صوت به مدت 6 سال از سال 1360 تا 1366 شمسی به مدیریت حبیب لاجوردی در  دانشگاه هاروارد آمریکا به اجرا درآمد. در این  طرح از هر راوی به طور متوسط شش ساعت و نیم مصاحبه روی نوار ضبط صوت ضبط شده است.  هدف از اجرای طرح به گفته مدیران آن جمع آوری و حفظ خاطرات شخصی افرادی که در وقایع و تصمیم های مهم سیاسی ایران از دهه 1920 تا پایان دهه 1970 میلادی ( 1299 -  1349 شمسی )نقش عمده بازی  کرده اند بوده است . آنطور که در وب سایت این پروژه آمده تاکنون ۱۸ هزارصفحه  از حدود ۹۰۰ ساعت نوار ضبط شده گردآوری شده است. همچنین دو حامی آمریکایی و انگلیسی پروژه به ترتیب ۳۰۰ و ۸۰۰ هزار دلار به آن کمک کرده اند

 

.

پروژه تاریخ شفاهی ایران دانشگاه هاروارد را می توان  روایت ضد انقلاب از تاریخ انقلاب دانست . در هنگامی که موضوع تاریخ شفاهی و اهمیت آن برای خیلی از دست اندرکاران و  مسولان اسنادی و سیاسی ایران روشن نیست افراد درگیر این پروژه با ۱۳۴ نفر از سیاسیون قبل انقلاب گفتگو کرده اند.

آنچه باید برای محققین و دست اندرکاران و  مسولان اسنادی و سیاسی ایران  اهمیت  داشته باشد تلاش برای تبدیل این تهدید به یک فرصت طلایی است. چرا که قسمت اعظم اطلاعاتی که مصاحبه شوندگان در این پروژه داده اند می تواند مورد استفاده قرارگیرد . نکته دیگر اینکه تعداد زیادی از افرادی که با آنها مصاحبه شده در حال حاضر در قید حیات نیستند و کسب اطلاعات تازه از آنها غیر ممکن است.نگاهی به ارقام بودجه ای پروژه هم برای مسولان اسنادی و سیاسی ایران خالی از فایده نیست.

در یادداشتهای دیگر بخشی از این اطلاعات را روی وبلاگم می گذارم



 
نیمه پنهان و پشت پرده فوتبال ایران
ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۸٧  

حدود سال 1371 یک مسابقه دوستانه بین تیم ملی فوتبال ایران و باشگاه ابومسلم خراسان برگزار شد. در آن مسابقه دوستانه یک نوجوان مشهدی در فضایی به اندازه یک قالیچه شش متری تمام بازیکنان اسم و رسم دار آن روزهای تیم ملی را که سرآمدشان ابطحی بود به هم پیچاند. بازی آن روز این نوجوان 50کیلویی و سیاه چرده با آن پا های لاغر و ضعیف به چشم مربیان وقت تیم ملی نیامد ، اما تماشاگران مشهدی بعد بازی برای مدت زیادی این اعجوبه کوچک خود را تشویق کردند تا به مسئولان تیم ملی بفهمانند جای او در تیم ملی خالی است. من و برادرم هم  از تماشاچیان آن بازی بودیم ، هنوز هم صدای تماشاگران مشهدی که فریاد می زدند «خداداد بیا اینجا » در گوشم است . آن روز برادر بزرگم دندان درد شدیدی داشت و به توصیه یکی از تماشاگران دود سیگار را در دهان خود می چرخاند. این دور ترین خاطره من از عزیزی است ، فوتبالیستی که تلاش مسئولان ورزش و سیاست خراسان در آن زمان نتوانست پای او را به تیم ملی باز کند.بازیکنی که در آن روز ها او را با مارادونا ! مقایسه می کردند.  چند سالی گذشت تا نام خداد عزیزی  بعد حضورش در تیم فوتبال پاس و تیم ملی بر سر زبان ها افتاد  و در بازی با استرالیا به یک حماسه تبدیل شد.

اینکه یک نوجوان از پایین ترین محله های مشهد به قله فوتبال این مملکت برسد ، برای خداداد عزیزی امری محال نبود ، اما  کاری که برای او امکان پذیر نبود و نیست کنترل رفتار تند و خشنی است که جزء لاینفک جوانان و نوجوانان محله های پایین شهر است . شاید اگر او هم مثل دایی مشاوران و دوستان بهتری برای خود انتخاب می کرد دچار این بحرانها نمی شد. علی دایی در جایی به یک خبرنگار گفته بود که دوستان و مشاورانش حتی در آلمان نیز با تلفن او را کنترل می کرده اند تا بدانند بعد از بازی به هتل می رود یا جای دیگر.

به نظر می رسد هر اتفاقی که روز جمعه هشتم آذرماه 1387 در  vip  ورزشگاه ثامن بین  خداداد و آن خبرنگار رخ داده باشد بی ارتباط با فرهنگ واقعی حاکم بر میادین فوتبال و و رزش ما نیست. شکی نیست اغلب معضلات اجتماعی و حتی اقتصادی ما ریشه در فرهنگ دارد و فرهنگ مقوله ای نیست که رشد و یا توسعه نیافتن آن یک شبه  اتفاق بیفتد. خداداد در میان فوتبالیست های این مرز بوم یک نمونه منحصر به فرد   است . او کسی است که بقول خودش دروغ نمی گوید و با کسی هم تعارف ندارد و شاید هم خصوصیت ها سبب شده همواره نامش به عنوان یک عصیانگر بر سر زبان ها باشد. به همین دلیل است که می توان گفت او در واقع  نیمه پنهان و پشت پرده فوتبال ایران است.

نگاهی به مسائلی که خداداد بارها بدان اشاره کرده و یا  خود سبب بروزشان شده  نشان می دهد ، بی اخلاقی و ضعف فرهنگی ورزش و بخصوص فوتبال ما را احاطه کرده است. شاید اکثر افرادی که از فوتبال این مملکت کسب درآمد و آبرو می کنند مثل خداداد ساده و رک نباشند ، اما همه آنها می دانند در این فوتبال تعداد افرادی که خیلی جوانمردانه بازی و زندگی می کنند زیاد نیست . از خبر نگاران ورزشی در مطبوعات و صداوسیما که با دریافت مبلغی از قراداد بازیکنان به تبلیغ و تعریف بازی آنها می پردازند تا بازیکنان و مربیانی که به فوتبال و هر مسابقه مانند بازی مرگ و زندگی برای کسب درآمد نگاه می کنند .

 

 



 
چرا نشر ایران غیرحرفه‌ای است؟
ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٧  

در حوزه مشکلات فرهنگی ‌ اجتماعی، ما جماعت ایرانی ید طولایی در انداختن تقصیر به گردن دیگران داریم. این امر در حوزه نشر هم وجود دارد. ازطرفی ناشران وزارت ارشاد را متهم به عدم حمایت می‌کنند و از سوی دیگر، مسوولان این وزارتخانه ناشران را ضعیف و کم کار تلقی می‌کنند. گاهی مولفان از ناشران برای پرداخت نکردن حقوق خود ناراضی هستند و گاهی هم بعکس. برخی هم تمامی معضلات را به گردن مخاطب بیچاره می‌اندازند و کم بودن سرانه مطالعه را دلیل اصلی نشر غیر حرفه‌ای می‌دانند.

چرا نشر ایران غیرحرفه‌ای است؟ عنوان مطلبی از من است که در روزنامه جام جم دوشنبه 11 آذر 1387 منتشر شده . متن کامل را در اینجا بخوانید..

روزنامه جام جم



 
داستان پطروس فداکار و سوراخ تورم در ایران
ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸٧  

حتما می دانید پطروس، نوجوان فداکاری بود که با فرو کردن انگشت خود در سوراخ سد توانست شهر خود را از سیل ویرانگر نجات دهد.اینکه پطروس می توانست یک شاخه درخت یا حتی گوشه ای از لباسش را در سوراخ سد فرو کند تا صبح روز بعد بی هوش کنار سد نیفتد موضوع بحث ما نیست ،آنچه برای ما مهم است اینست که اگر پطروس اینکار را نمی کرد شاید سوراخ های دیگری در سد پیدا می شد و شهر را ویران می کرد.

حکایت مبارزه دولتمردان ما با تورم بی شباهت با مبارزه پطروس با سوراخ سد نیست، آنها با مشاهد تورم و گرانی یکی از مایحتاج مردم بلافاصله به سراغ آن رفته و تمام همت خود را معطوف حل این معضل می کنند. تفاوت آنها با داستان پطروس در این است که مثل آن نوجوان فداکار خوش شانس نیستند چون تا بیایند جلوی تورم در یک گوشه را بگیرند این دیو چند سر از جای دیگر بیرون می زند.

نگاهی به سوراخ های تورم در ایران شاهد این مدعاست که تعداد سوراخ های سد مبارزه با گرانی کم نیست . این سوراخ ها که با گوجه فرنگی آغاز شد و با محصولی تمیز مثل پودر های شوینده ادامه یافت در ادامه به سراغ سکه، طلا، آهن ، آجر ، خانه و ملک  و...... و این اواخر برنج رفت. بد نیست بدانید این زنجیره غذایی  که با برنج و گوشت آغاز شد حتما به مرغ و ماهی و کنسرو و نهایتا نان خواهد رسید چون وقتی برنج نباشد (در فرض ما نباشد بهترین فعل است چون برنج کیلویی 5000 تومان باشد هم قابل خرید نیست )عادت غذایی مردم به طرف غذاهای نانی رفته و در نتیجه مصرف نان بالا خواهد رفت  با این فرض نان هم گران خواهد شد و مردم نخواهند توانست بجای گوشت و مرغ از سوسیس و کالباس و کنسرو استفاده کنند چون این مواد غذایی نیز گران شده است.

شما فکر نمی کنید کار از انگشت در سوراخ سد فرو کردن گذشته باشد ، شاید اصلا سد خراب است و شاید به چیزی قوی تراز انگشت و سد و....... الخ نیاز باشد.

 



 
سهم دفاع مقدس از نشر کتاب ناچیز است
ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ آبان ۱۳۸٦  

دفاع مقدس از جمله حوزه های مظلوم و البته بحث برانگیز عرصه نشر کشورمان است. طی سال های گذشته کتاب های بسیاری در این حوزه منتشر شده است. اما حضور آنها در بازار کتاب و در دست مخاطبان را هر روز کمتر از روز پیش می بینیم.

به گواه آمار در سال 1385 بیش از 50 هزار عنوان کتاب در جمهوری اسلامی منتشر شده است ۱، در این میان اما سهم ادب پایداری از این عناوین به زحمت به 400 عنوان یعنی کمتر از یک درصد می رسد . این موضوع زمانی رنگ  یک واقیت تلخ به خود می گیرد که بدانیم در طول این 27 سال که از آغاز تجاوز دشمن می گذرد تعداد  عناوین منتشره  مرتبط با فرهنگ پایداری به هشت هزار عنوان هم نمی رسد !



۱ کتاب راهنمای ناشران منتشره توسط خانه کتاب



 
مردان دفاع
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ مهر ۱۳۸٦  

بیست و هفت سال پیش در چنین روز هایی یعنی درست یکسال و هفت ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی و بعد از  چند ماه تحرکات محدود ،تجاوز ارتش عراق به خاک جمهوری اسلامی آغاز شد. بدون شک تجاوز صدام به ایران از نظر اصول جنگی در بهترین شرایط صورت گرفت . فتح هفت روزه تهران نیز با نگاهی به همین اصل در رویا های صدام بوجود آمد .آن روز ها  در ذهن هیچ یک از کارشناسان نظامی نمی‌گنجید که ارتش به همراه  یک نیروی مردمی تازه شکل یافته بتواند بار اصلی مقاومت مردمی ملت ایران در مقابل این تهاجم را به دوش بکشد.  در تمام سالهای دفاع مقدس نوجوانان و جوانانی از جان گذشته که به جرعه‌ای از شربت ایستگاه‌های صلواتی و تکه‌ای نان اهدایی مادران شهید قانع بودند حماسه ای  آفریدند که هنوز هم باور آن سخت است .

 

اکنون و بعد از 27 سال از آغاز و قریب 20 سال از پایان آن وقت آن رسیده است که به حوادث و افتخارات سالهای پایداری نگاهی دیگر داشته باشیم .این نگاه حتی برای مردان خاکی جنگ نیز لازم و ضروری است . بی تردید  این باز شناسی دوران دفاع می تواند سرمشق مناسبی برای حل مشکلات حال و آینده باشد.

 

شک نیست افتخار این دفاع طولانی که در انتهای آن حتی یک وجب از خاک این مرز و بوم کم نشد متعلق به تمام آن آسمانی مردان خاکی پوش است . مردانی که بدون توجه به جایگاه و مقام خود در خط اول مبارزه با دشمن وطن حاضر شدند.آغاز هفته دفاع مقدس بر تمام مبارزان دوران پایداری گرامی باد.


 


 



 
به مرز پختگی رسیده‌ایم
ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ بهمن ۱۳۸٥  

اگر تاریخ تولد انقلاب اسلامی ایران را 22 بهمن سال 1357 در نظر بگیریم، اکنون 28 سال از عمر انقلاب می‌گذرد و این یعنی انقلاب اسلامی ایران به مرز جوانی رسیده است. هر چند این تازه‌ترین انقلاب قرن اخیر از همان ابتدای به ثمر نشستن با تهدیدهای فراوانی مواجه شد اما تمام سختی‌ها و مشکلات ناشی از این تهدیدها او را آبدیده‌تر کرد. اکنون نوزادی که در 22 بهمن سال 1357 پا به عرصه نظام بین الملل گذاشت  به میان سالی نزدیک شده است و رسیدن به این دوران را می‌توان از عکس‌العمل‌های انقلاب در برابر حملات مختلف دشمنان و نیز درایت‌های او در هنگام برخورد با مشکلات فهمید. 

هنگامی که ارتش تجاوزگر آمریکا در دو مرحله مختلف به بهانه های واهی در نزدیک ترین نقطه به مرزهای انقلاب چنبره زده بود و منتظر کوچکترین فرصت برای ضربه زدن به ایران بود ، این درایت مردان سیاسی و پختگی آنان بود که از این تهدید یک فرصت ساخت . در حوادث مشابه نظیر موضوع انرژی هسته ای و یا ارتباط تنگاتنگ با همسایگان عرب و مسلمان نیز درایت های انقلاب به خوبی نمایان است . امروزه و پس از گذشت 28 سال از عمر انقلاب این نظام جمهوری اسلامی است که در معادلات بین المللی ابتکار عمل را در دست دارد . آنچه در این زمان  برای انقلاب  اسلامی مهم و حیاتی به نظر می رسد برقراری ارتباط و تاثیر گذاری بر نسل سوم است .

انقلاب اسلامی ایران به عنوان مردمی‌ترین انقلاب و خیزش اجتماعی قرن اخیر هنوز برای نسل سوم خود موجودی ناشناخته است. موجودی که نسل سوم دلیل ظهور و بروز آن را به روشنی نمی‌دانند. اینکه فرزندان ما به خوبی نتوانسته‌اند با انقلاب آشنا شوند بیشتر به عدم انتقال مفاهیم انقلاب توسط پدران آنها ـ که خود فرزندان انقلاب هستند ـ برمی‌گردد.

 



 
خبرنگار شاهد است
ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ امرداد ۱۳۸٥  

ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی

تا رهرو نباشی کی راهبر شوی

 

امروز روز خبرنگار است و شاید این روز هم مثل روز معلم یکی از معدود روزهایی باشد که به مناسبت شهادت فردی فرهیخته از همکارانش تجلیل می کنند.  شهید، شاهد است و خبر رسانی بدون شاهد بی معناست .رازی که در روز معلم و روز خبرنگار وجود دارد توجه به جنبه های زیبا و شاد  شهادت است و برای همین هم  در روز شهادت معلم شهید استاد مرتضی مطهری چهره دانش آموزان و مدارس شاد تر از هر زمان دیگر است . شاید محمود صارمی هم از اینکه روز شهادتش روز تبریک  و تجلیل از همکارانش باشد ناراحت نباشد .

اما آنچه در این روز از یاد  همه می رود واکاوی وظایف و اصول اخلاقی حرفه خبرنگاری است ، حرفه ای در دنیای غرب خواسته و نخواسته در خدمت دولتمردان سلطه گر است. بدون شک خبرنگاران و ارباب جراید اگر در راه خدمت به مردم گام بردارند در هر دولت و نظامی توانمند تر از بزرگترین سیاست مردان و نظامیان عمل خواهند کرد . یک خبر نگار با اطلاع رسانی صحیح و رعایت اصول حرفه ای کار خود می تواند بزرگترین خدمات علمی، آموزشی و رفاهی  را به جامعه خود هدیه نماید.

خبرنگار پل ارتباطی  مردم و دولتمردان است و باید صدای فرد فرد جامعه  را به گوش مسوولان برساند و از آنها پاسخ بخواهد .



 
سلام پیرمرد
ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳۸٥  

 با امروز درست  66  سال از تاسیس رادیو می گذرد . هر چند حضور رادیو در ایران مانند سایر رسانه ها با تاخیر صورت گرفته اما همین تاخیر 20 ساله تاسیس رادیو نسبت به کشور های اروپایی می توانست بیشتر هم باشد.

 رادیو رسانه ای مردمی و ضد سرمایه داری است برای شنیدن آن نیاز به هزینه فراوان و پرداخت پول زیاد نیستیم. در باره خاص بودن رادیو و منحصر بفرد بودنش همین بس که در هنگام فعالیت های دیگر می توان از آن استفاده کرد. اصولا رادیو تنها رسانه ای است که بصورت سر جهازی روی اتوموبیل شما نصب می شود .قدرت انتقال ، دایره مخاطبان و برد  رادیو خیلی بیشتر از سایر رسانه ها می باشد . برای ارتباط با این رسانه نیازی به سواد خواند و نوشتن و نیز بهرمندی از سواد رایانه ای ندارید .

شاید جالب باشد که بدانید این رادیو بود که سرنوشت جنگ جهانی اول و دوم را ورق می زد. آدلف هیتلر از طریق نطق های رادیویی بود که در قلب جوانان آلمانی  نفوذ کرد و گرنه اگر این مرد نصفه سیبیلی در تلویزیون ظاهر می شد بعید بود که بتواند به این همه محبوبیت دست یابد . در هر حال تقویت حس خیال پردازی نیز جزیی از مزایای رادیوست . بدون شک شما هم با گوش کردن به  قصه شب و یا  قصه ظهر جمعه این خیال پردازی شیرین را تجربه کرده اید .

رادیو امروز پس از 66 سال پیرمردی در میان رسانه های جوان و جویای نامی مثل اینترنت است که با تکیه بر تجربه خود هنوز هم مخاطبانی برای  خود دارد . رادیو تاریخ شفاهی ایران زمین است و شاید تنها بدلیل شفاهی بودن فرهنگ مردم این مرز و بوم سبب فراگیری این رسانه قدیمی شده است . خب همه ما هنوز هم دوست داریم که حوادث و داستانها را برایمان نقل کنند تا آنها را خودمان بخوانیم . از این مهمتر اینکه از نظر اغلب ما حوادثی دارای اهمیت بیشتر است که از زبان مردم و دوستان بشنویم نه آنهایی که در اینترنت و یا روزنامه ها می خوانیم .

 



 
بنیاد شهید و خدمت به فرهنگ ایثار
ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٤  
دور اندیشی و تدبیر امام راحل در 22 اسفند ماه سال 58 ، تأسیس بنیاد شهید انقلاب اسلامی را در پی داشت که در متن فرمان معظم له، امور فرهنگی خانواده های معظم شهدا و رسیدگی به این قشر معزز مورد تاکید قرار گرفته است.
پس از ارتحال ملکوتی امام خمینی (ره) این پیر فرزانه و رهبر رهروان راه حق و حقیقت،خلف صالح ایشان آیت الله عظمی خامنه ای نیز رسیدگی به امورخانواده های معظم شاهد، به ویژه امور فرهنگی آنان و شناساندن مقام والای شهدا به جامعه و آکندن فضای جامعه از عطر شهادت را مورد تاکید قرار دادند .
بر اساس فرامین حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری ، استراتژی بنیاد شهید انقلاب اسلامی در سه بخش« شهادت » ،« شهید » و« خانواده های معظم شاهد » برنامه ریزی و تبیین گردید .
انچه امروزه از فعالیت های این نهاد مقدس که به تعبیر حضرت امام افضل بنیاد هاست بر می آید سنگینی بعد تبلیغی برخی از فعالیت های بنیاد است . طوری مسولان جدید این نهاد به اطلاع رسانی از فعالیت ها بیش از انجام امور زیر بنایی مثل خدمت رسانی به جانبازان ، تلاش برای تنظیم تاریخ شفاهی و مکتوب ایثار ، سازماندهی افراد جامعه هدف و جمع آوری آثار و خاطرات شهدا و ایثار گران می پردازند . هر چند اطلاع رسانی از فعالیت ها نیز بخشی از وظایف یک سازمان است اما افراط در این امر و تازه بودن حکم های مسو لیتی برخی از عزیزان شاغل در این نهاد شا یبه تبلیغاتبی بودن اینگونه اطلاع رسانی ها را تشدید می کند.
یکی از رخدادهای مهمی که در طول سالهای خدمت بنیاد شهید انقلاب اسلامی به خانواده های شهدا و ایثارگران به وقوع پیوست تجمیع سه نهاد ایثارگری شامل بنیاد شهید انقلاب اسلامی ، ستاد رسیدگی به امور ایثارگران و سازمان امور جانبازان با موافقت مقام معظم رهبری بود که در نهایت منجر به تشکیل نهاد مقدس بنیاد شهید و امور ایثارگران شد .
هر چند این تجمیع امری مبارک برای کلیه نهاد های ایثار گری و نشانه دقت نظر مقام معظم رهبری برای بهبود روشهای اجرایی و حذف امور موازی در خدمات دهی به جامعه ایثار کری است اما با وجود گذشت نزدیک به دو سال از ادغام سه نهاد ایثار گری و انتصاب رییس این سازمان چارت تشکیلاتی و شیوه های اجرایی این سازمان بطور مشخص روشن نشده است . عدم مشخص بودن اینده پرسنل این سه نهاد در تشکیلات جدید پس از دو سال سبب رکود کارها و عدم خدمت رسانی بهینه شده است .
بدون تردید استراتژی اصلی بنیاد شهید انقلاب اسلامی برابر فرمان رهبری در دو بخش« شهادت » و « شهید » خلاصه خواهد شد که بر اساس این استراتژی بنیاد بایستی خدمت رسانی به خود ایثار گر ( اعم از شهید ، جانباز و آزاده ) را در اولویت قرار دهد . متاسفانه اغلب سازمان ها و نهاد های خدمت رسان دولتی امار قابل قبول و دفاعی از تعدا افراد تحت پوشش و نوع خدمات ارایه شده ندارند . این موضوع در باره بنیاد شهید نیز صادق است طوری که در هیچ یک از آمارهای ارایه شده بطور دقیق تعداد افراد جامعه هدف و نوع خدمات دریافتی تا کنون مشخص نشده است .
همانطور که گفته شد وظیفه اصلی بنیاد در قبال شهید (یا همان ایثار گر) و شهادت (یا همان فرهنگ ایثار ) بیش از تمامی فعالیت های دیگر این نهاد است . طوری که به نظر می رسد راه اندازی مرکز هاتف که برای پاسخگویی به خانواده ایثار گران و با بودجه ای فراوان تاسیس شده ، انتشار ویژه نامه های مختلف ، برگزاری یادواره های پر هزینه در اولویت های بعدی و پس از ارابه خدمات به جانبازان (اتمام کار کمیسون های ، تکمیل خدامات و....9) آزادگان و شهدا ( جمع آوری خاطرات و اسناد و آثار بجای مانده از شهدا ، تدوین تاریخچه و فرهنگ جامع ایثار باید قرار بگیرد.

 
مقاله البته کمی طولانی
ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳۸٢  

در تعریف مقاله مطبوعاتی گفته‌اند: «نگارش و توسعه عقیده و کفر و نظر با استفاده از موضوع خبری و بهره‌گیری از روش‌های صحیح نویسندگی، با رعایت نظمی منطقی و ایجاز، مقاله مطبوعاتی است.
از ویژگی‌های مقاله‌های مطبوعاتی، نخست اخباری بودن و سپس ایجاز وکوتاهی آنهاست. مقاله‌های مطبوعاتی باید برای عموم مردم جذاب باشد پیدایش مقاله‌نویسی در مطبوعات به زمان ظهور رادیو و تلویزیون و توسعه اطلاع‌رسانی توسط این رسانه‌ها برمی‌گردد. در این زمان روزنامه‌ها مجبور بودند در مقابل این رسانه‌های فراگیر ـ که در کمترین زمان به نقل اخبار می‌پرداختند ـ به سمت کارکردهای دیگر خود یعنی نقد و نظر درباره اخبار بروند

انواع مقاله‌های مطبوعاتی
هر چند می‌توان مقاله‌های مطبوعاتی را براساس موضوع و سوژه مثل «سیاسی»، «اقتصادی»، «فرهنگی» و ... تقسیم‌بندی کرد اما هدف از تقسیم‌بندی به شکل زیر آشنایی شما با تفاوت تکنیکی موجود در هر یک از انواع مقاله‌ها می‌باشد.
اصولاً مقاله‌های مطبوعاتی به سه دسته کلی - مقاله‌های ساده خبری- مقاله‌های تخیلی، داستانی و وصفی- مقاله‌های علمی، تحقیقی تقسیم می‌شوند که هر کدام شامل زیرمجموعه‌های دیگری می‌باشند.
مقاله‌های ساده خبری
1ـ سرمقاله (Editorial): مقاله‌ای که در نشریات معمولاً جای ثابتی دارد و محتوای آن درباره یک موضوع یا رویداد خبری یا غیرخبری است. سرمقاله نظر و دیدگاه گردانندگان نشریه درباره موضوعی خاص است و برای نشریه دارای بار حقوقی بوده و ایجاد مسؤولیت می‌کند.برای مثال نگاه کنید به سرمقاله مجله شاهد نوجوان درباره ماه رمضان. نخستین سرمقاله باید دلایل انتشار، هدف از انتشارها مخاطبین نشریه و مثل آن را توضیح دهد.
2ـ یادداشت (opinion): از فراگیرترین مقاله‌های کوتاه مطبوعاتی هستند که معمولاً جای ثابتی ندارند مگر به طور مستمر نوشته شوند. نشر این گونه مقاله‌ها متنوع است و از نظر حجم، معمولاً در حد یک ستون روزنامه است. این گونه مقاله‌ها با عناوین مختلف دیدگاه، نظر، نگاه، یادداشت روز و … به چاپ می‌رسد و صرفاً نظر نویسنده را بیان می‌کند. دو کلمه حرف حساب گل‌آقا در روزنامه اطلاعات یک نمونه از یادادشت است.
3ـ تفسیر و اظهارنظر (commentory): گزارش اخبار و وقایع، همراه با ارایه عقیده و نظر نویسنده، تفسیر نامیده می‌شود. نویسنده در تفسیر، به عنصر «چرا» در خبر پاسخ می‌دهد. حال ممکن است این رویداد خبری اتفاق افتاده باشد یا در آینده رخ دهد. هر چند در عرف مطبوعات تفسیر فقط رویدادهای سیاسی را در برمی‌گیرد اما در واقع قلمرو تفسیر تمام رویدادهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را در بر می‌گیرد.اصولاً مفسر هیچگاه حکم قطعی صادر نمی‌کند.
4ـ تحلیل و تشریع (interpretxtion): تحلیل، مقاله‌ای است که نویسنده در آن می‌کوشد تا علل و چگونگی وقوع اخبار و رویدادها را بدون اینکه نظر شخصی خود را مداخله دهد، شرح و بیان کند و به عناصر خبری «چرا» و «چگونه» توأمان پاسخ دهد تحلیل‌گر باید اطلاعات خبری را طوری مثل حلقه زنجیر به هم پیوند دهد که خواننده در لابه‌لای تحلیل او با هیچ گسستگی و ابهامی برخورد نکند.نگاه کنید به مقاله چرامطبوعات کودک ونوجوان در جذب مخاطب ناتوانند.
5ـ نقد مطبوعاتی: نقد مطبوعاتی، ارزیابی و قضاوت درباره یک رویداد خبری، هنری، ادبی، سیاسی و فرهنگی است که به منظور بررسی نکات مثبت و منفی آن رویداد صورت می‌گیرد. نقد مطبوعاتی پیچیدگی‌ها، دشواری‌ها و روش‌های علمی نقد ادبی را ندارد چرا که مخاطبان آن عموم جامعه هستند. تفاوت نقد مطبوعاتی با نقد ادبی در موجز، توصیفی و اخباری بودن آن است. انواع نقد مطبوعاتی عبارت است از:
الف ـ نقد فیلم: که در واقع ارزیابی فیلم است و منتقد کسی است که با تکیه بر هوش، تجربه، احساس و دانش می‌کوشد محاسن و معایب یک اثر هنری (فیلم) را ارزیابی کند. دو نوع روش برای نقد فیلم وجود دارد، در روش برون‌نگر منتقد، فیلم را به عنوان یک پدیده جامعه‌شناسی مورد توجه قرار دهد. اما در روش درون‌نگر، منتقد به ارزیابی، قضاوت و تفسیر جنبه‌های هنری فیلم می‌پردازد.
ب ـ نقد نمایشی: نقد نمایشی یا به صورت نقد عوامل باطنی و تفکر نمایش است و یا به صورت نقد عوامل ظاهری مثل بازیگر، صحنه و ... بیان می‌شود.
ج ـ نقد شعر: شعر گویای یک تفکر و پیام است که نباید ترکیب کلمات، صور خیال، ریتم واژه‌سازی و ... از چشم منتقد دور بماند.
د ـ نقد کتاب: در نقد کتاب، علاوه بر پیام و تفکرات اجتماعی پدیدآورنده آن، عوامل خاص اثر نیز مورد توجه قرار می‌گیرد.
مقاله‌های وصفی، تخیلی و داستانی
این مقاله‌ها از ذهن نویسنده مایه می‌گیرند اما خیال‌پردازی در آن جایی ندارد بلکه این تخیل مُجاز است که بارز می‌باشد. تخیلی که خواننده می‌تواند آن را حل کند، ویژگی‌های اینگونه مقاله‌ها عبارتند از:
تصویرسازی: تصویرسازی در این مقاله‌ها در بالاترین حد خود ارایه می‌شود
قریحه نویسندگی و داستان‌نویسی: نویسنده این گونه مقاله‌ها به سوژه‌های خبری از زاویه داستان می‌نگرند و فاعلان رویداد را چون نقش‌های داستان ترسیم می‌کنند.
تخیل مُجاز: خیال‌پردازی تا جایی مجاز است که خواننده بتواند با آن ارتباط برقرار کند تخیل بزرگ و غیرقابل درک در این مقالات جایی ندارد. تخیلی مُجاز آن است که اتفاق نیفتاده باشد اما امکان بروز آن وجود داشته باشد.
طرح داستان‌گونه: هر چند این مقاله‌ها اغلب ابعاد و ویژگی‌های فنی داستان را دارند اما ارتباط مستقیم آنها با خبر و نیز ایجاز باعث تفکیک آنها از داستان کوتاه می‌شود.
مقاله‌های وصفی و داستانی اغلب به منظور جذب مخاطب بیشتر، جذب مخاطبان کودک و نوجوان، مبارزه با سانسور، پوشاندن ضعف استدلال با تصویرسازی (سانسور یا ضعف مقاله‌نویسی) به کار می‌روند.
مقاله‌های تحقیقی و علمی
مقاله‌های علمی، تحقیقی، آماری و آموزشی مقاله‌هایی هستند که برپایه تحقیق و آمار پیرامون مسایل علمی و تخصصی نوشته می‌شوند و بیشتر در نشریات تخصصی چاپ می‌گردند. این مقاله‌ها دارای زبانی علمی و تخصصی هستند که درک آنها را برای مردم عادی سخت باشد.

شیوه نگارش مقاله
ارایه پیام در مقاله، در نظر گرفتن سلیقه و خواست خواننده، انتخاب درست نشریه با توجه به موضوع و سرانجام اینکه در کجا و برای چه کسانی می‌نویسیم از مواردی است که یک مقاله‌نویس مبتدی باید بیشتر مورد توجه قرار دهد. نکته اساسی در مقاله‌نویسی این است که مقاله خواه دارای سوژه واقعی و خواه دارای سوژه تخیلی، بایستی حاوی پیام که همان عقیده شخص نویسنده درباره موضوع است باشد.
کارشناسان روزنامه‌نگاری هشت مرحله را برای نوشتن یک مقاله ترسیم کرده‌اند که این مراحل به ترتیب عبارتند
موضوع‌یابی :مقاله بدون موضوع و سوژه معنا و مفهومی ندارد یک مقاله‌نویس حرفه‌ای با استفاده از خاطرات و تجربه‌های شخصی خود و دیگران، بهره‌گیری از نشریات، اخبار رادیو و تلویزیون و حتی آگهی‌های تبلیغاتی، می‌تواند به موضوع‌های بکر وجذابی دست یابد. برای مثال گفت‌وگو با یک راننده تاکسی که خاطره‌ای کوتاه روایت می‌کند یا حتی برخی آگهی‌های تبلیغاتی می‌تواند موضوع جالبی را برای خبرنگار ترسیم نماید.
انواع موضوع ا:صولاً هر مقاله‌نویس گرد سوژه‌هایی می‌چرخد که با نثر و روحیات وی سازگار باشد. هر چند سوژه‌ها را براساس سرویس‌های یک نشریه می‌توان به سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و ... تقسیم کرد اما برای تازه‌کاران تقسیمات دیگری شامل سه تقسیم زیر راهگشا خواهد بود.
الف) موضوع‌های عینی و کلی: این موضوع‌ها شامل تمام سوژه‌های سیاسی، اقتصادی، هنری و فرهنگی است که اکثر افراد جامعه با آنها ارتباط دارند مثل ترافیک.
ب) موضوع ذهنی و مبهم: شامل موضوع‌هایی هستند که مادی و ملموس نیستند و هر کس برداشت خاصی از آنها دارد مثل شهامت، حسادت و ... .
ج) طراحی یک شخصیت: برخی اوقات موضوع یک مقاله حول محور شخصیت یک فرد مثلاً یک ورزشکار دور می‌زند.
3ـ ارزیابی موضوع مقاله: قبل از نوشتن یک مقاله باید سوژه آن را به درستی ارزیابی کرد و نحوه تأثیرگذاری، جالب بودن و میزان علاقه مخاطبان را مورد توجه قرار داد. اگر تصور می‌کنید مقاله شما با اقبال عمومی خوانندگان مواجه نخواهد شد آن را ننویسید. در حقیقت اگر فکر می‌کنید حرفی برای گفتن و پیامی برای رساندن ندارید هیچگاه دست به قلم نبرید. اصولاً تهیه مقاله، زمانی مشکل می‌شود که مطلب زیادی برای گفتن وجود نداشته باشد.
4- تهیه طرح کلی مقاله: از نظر من شباهت‌های بسیار زیادی بین داستان‌نویسی و مقاله‌نویسی وجود دارد. به همین دلیل قبل از هر چیز بهتر است به شیوه آموزش داستان‌نویسی اشاره مختصری داشته باشم.
شیوه داستان‌نویسی
الف ـ موضوع: ابتدا باید موضوع داستان روشن شود. موضوع می‌تواند با توجه به محیط اطراف و خاطرات پیدا شود. موضوع بر خلاف «پیام» در پی رد یا اثبات عقیده یا نظری نیست.
ب ـ پیام: پس از انتخاب موضوع باید نظر نویسنده درباره آن روشن شود. نظر نویسنده درباره موضوع داستان را پیام می‌گویند که تمام اجزا و عناصر داستان باید در خدمت این پیام باشد.
ج ـ طرح: طرح، کلیت و چارچوب اصلی داستان است که باید قبل از نوشتن داستان آماده شود. در طرح باید نقطه شروع، بدنه و پایان قصه کاملاً روشن و واضح باشد. همچنین در طرح باید هر عمل و حادثه‌ای، علتی کاملاً روشن و منطقی داشته باشد و در آن شخصیت اصلی، حادثه اصلی، زمان و مکان داستان مشخص شود.
د ـ اسم داستان: اسم داستان باید جذاب و خوش‌آهنگ باشد اما طرح داستان را فاش نسازد.
هـ ـ پرداخت داستان:
1ـ پرداخت شخصیت در داستان:
شخصیت‌پردازی باید شامل پرداخت به خصوصیات ظاهری و اخلاقی باشد که از طریق مستقیم (مثلاً توسط یکی از شخصیت‌ها و یا نویسنده) و یا غیرمستقیم (جدال و گفت‌وگو) انجام شود.
2ـ پرداخت زمان در داستان: زمان در داستان فقط لحظاتی ذکر می‌شود که حوادث خاصی در آن زمان اتفاق افتاده باشد.
3ـ تعریف داستان: تعریف داستان به دو شیوه اول شخص و سوم شخص است.

شیوه مقاله‌نویسی
همانند داستان‌نویسی شما باید یک طرح کلی و خلاصه شده از مقاله را آماده نمایید که در آن شروع مقاله، متن مقاله و انتهای آن مشخص باشد. در طرح کلی مقاله انتخاب نکات مهم و نیز تهیه فهرستی از آنچه می‌خواهید بنویسید یکی از اصول است.
5ـ نام مقاله :هر چند احتمال دارد نام مقاله بارها تغییر کند اما انتخاب نام مقاله در ابتدا و قبل از نوشتن، شما را در نگارش مقاله یاری می‌دهد. نام مقاله بایستی در برگیرنده پیام آن مقاله باشد اما طوری که استنتاج و نظر نویسنده را درباره موضوع، فاش نکند.
6ـ جمع‌آوری اطلاعات :ذکر آمار و اطلاعات مستند به مقاله شما غنای بیشتری خواهد بخشید. مخصوصاً اگر قصد نوشتن یک مقاله تحقیقی یا علمی را داشته باشید.
اصولاً یکی از رموز موفقیت یک روزنامه‌نگار داشتن آرشیوی شخصی از تمام موضوعات مورد علاقه است آمارها، بریده جراید، کتاب‌های علمی، بروشورهای تبلیغاتی و ... همه و همه می‌توانند روزی عصای دست یک مقاله‌نویس حرفه‌ای گردند.برای مثال اگر می‌خواهید مقاله‌ای درباره وضعیت مطبوعات در ایران بنویسید می‌باید حداقل تعداد نشریات و شمارگان چاپی آنها را به‌طور مستند بدانید.
7ـ شروع مقاله شروع مقاله مثل «لید در خبر» می‌تواند ساده، مستقیم و خبری، باشد و می‌تواند به صورت نقل قول، امثال و حکم، شعر و یا وصفی باشد.
مقاله‌نویسان حرفه‌ای به آغاز یا مقدمه مقاله اهمیت می‌دهند چرا که مقدمه یک مقاله در حقیقت ویترین آن است. ویترینی که ضمن جلب نظر و توجه خواننده به مطالعه مقاله، دارای نکات جدید و تازه‌ای باشد.
در نوشتن یک مقدمه خوب تکنیک‌های زیر به کمک مقاله‌نویس خواهد آمد هر چند ذهن گسترده انسان، خلاقیت روزنامه‌نگاری و ذوق و قریحه نویسنده می‌تواند تعداد بی‌شماری از این روش‌ها را بوجود آورد.
الف ـ ساده، مستقیم و خبری
در این نوع مقدمه موضوع یا خبر برای خواننده مطرح می‌شود و سپس در یک جریان منطقی – تشریحی با نتیجه‌گیری مقاله به انتها می‌رسد.
مثال: « از یازده سپتامبر به این سو، حضور نظامی آمریکا در آسیای میانه، پررنگ‌تر شده است و این کشور بویژه در ازبکستان و قرقیزستان بر تعداد پایگاه‌های نظامی خود افزوده است. در چنین شرایطی، آقای محمد خاتمی سفر خود به این منطقه را با هدف تقویت حُسن هم‌جواری آغاز کرد ...». همشهری چهارشنبه 11/2/81.
ب ـ نقل قول و اقتباس از افکار و عقاید دیگران:
در این نوع مقدمه، نویسنده با یک جمله یا چند نوشته از افکار مشاهیر علمی، ادبی، مذهبی و ... مقاله را آغاز می‌کند این نقل‌قول باید در ارتباط با موضوع مقاله باشد و در تقویت اظهارنظر نویسنده مؤثر افتد و جذابیت لازم را ایجاد کند.
مثال: «زمانی که میشل پلاتینی برای تماشای دیدار دوستانه دو هفته پیش آلمان – آرژانتین پا به استادیوم اشتوتگارت گذاشت به محاصره روزنامه‌نگاران آلمانی درآمد و با یک پرسش زیرکانه روبه‌رو شد: «نظرتان راجع به میشائیل بالاک چیست؟»
واکنش پلاتینی خیلی ساده بود:«چیز زیادی درباره او نمی‌دانم». اما ناگهان مرد فرانسوی بارقه‌ای از شخصیت تأثیرگذار خود را به رخ کشید و با یک اشاره بی‌نظیر نشان داد که چقدر بالاک را خوب می‌شناسد: «البته بالاک همان آلمانی بزرگی است که دوبار دروازه لیورپول را باز کرد...».
ج ـ امثال و حکم
شروع مقاله می‌تواند با ذکر مثل، حکایت و روایت باشد. هر مثل و حکایتی که در ابتدای مقاله نوشته می‌شود باید با موضوع و متن مقاله هماهنگ باشد.
مثال: می‌گویند ترس برادر مرگ است، ولی کسی نگفته پدر و مادرش کیست. پدر ترس جهل است. تا انسان نسبت به کسی یا چیزی بی‌اطلاع نباشد از آن نمی‌ترسد... .
د ـ شعر: آوردن مصرع، بیت یا ابیاتی از شاعران گذشته و حال در ابتدای مقاله می‌تواند به جذابیت مقاله نیز کمک کند. البته علاوه بر ابتدای مقاله در متن مقاله می‌توان برای قدرت بخشیدن به استدلال و نظر ارایه شده، شعر، ضرب‌المثل، حکایت و روایت آورد.
هـ ـ وصفی:
مقاله‌نویسی که قلم او دارای قدرت تصویر‌پردازی و تشریح است معمولاً از چنین روشی برای شروع مقاله استفاده می‌کنند. این روش برای توصیف یک واقعه یا صحنه و عینیت بخشیدن به موضوع و قراردادن خواننده در صحنه، مورد استفاده قرار می‌گیرد.
مثال: «مصیبتی که هم‌اکنون عراق در آن به سر می‌برد، مصیبت آوارگی کردهای عراق در شمال و شرق مرزهای عراق با ترکیه و ایران نیست بلکه مصیبتی است برای خود رژیم عراق در بغداد». مجله الوطن‌العربی 1991.
مثال: «ژان ماری لوپن از فراز بالکن منزلش در محله اعیان‌نشین سن‌کلود منظره دل‌انگیزی از پاریس را پیش چشمان خود دارد که برج ایفل، مون پارانای و کلیسای جامع شهر را فرا رویش قرار می‌دهد». همشهری 11/2/81 .
8 ـ متن مقاله:
نویسنده بایستی قبل از نگارش متن مقاله فهرستی از آنچه می‌خواهد بنویسد (شامل اطلاعات درباره موضوع – سابقه موضوع – استدلال خود درباره موضوع که با کمک منابع مکتوب و غیرمکتوب مثل نظرات دیگران آن را محکم ‌کند – پیام و نتیجه) تهیه کند. البته باید یادآور شد ترتیب قرارگرفتن این فهرست مطالب بستگی تام به نگارش و موضوع مقاله دارد. ممکن است سابقه موضوع پس از ذکر هدف بیاید یا در انتهای مقاله، حتی نتیجه‌گیری را می‌توان پس از شروع مقاله نوشت و سپس برای استحکام بخشیدن آن به استدلال پرداخت.