روزنامه نگار

آموزش روزنامه نگاری و یادداشت های یک روزنامه نگار

 
بوی بنزین ! بوی اعنراض
ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ تیر ۱۳۸٦  

       

با اعلام رسمی شب گذشته وزارت نفت، طرح کنترل وکاهش میزان مصرف سوخت پس از سالهای مدیدی که مسئولین سخن از «لزوم» تصویب و اجرای آن می گفتند، عملا  از ششم تیرماه هشتاد وشش به مرحله اجرا درآمد. این تصمیم که دقیقا سه ساعت پیش از اجرا از طریق بخش اخبار صدا و سیما به اطلاع مردم رسید، به دلیل پر حجم بودن تبلیغات و تحلیلها درباره آن، البته موجب نگرانی اولیه مردم شد به طوریکه بنابر گزارشهای خبرنگاران رجانیوز ازچندین نقطه تهران، این اعلام موجب هجمه مردم به جایگاههای عرضه سوخت و ایجاد صف طویل برای دریافت سوخت گردید.

بنابر گزارش خبرنگار رجانیوز، گروهی از اشرار پس از آنکه از نگرانی مردم که با «بوق زدن» و «چراغ زدن» ابراز می شد اگاه شدند، با آتش زدن لاستیک و سطلهای زباله، شکستن شیشه برخی مغازه ها، بانکها و فروشگاهها و بالاخره سنگ پرانی به مردم و عابرین، تردد مردم را دچار مشکل کردند و قصد داشتند تا با ایجاد ترافیک، زمینه را برای تهییج انگیزه سایرین؛ خصوصا جوانان فراهم نمایند.

اینکه مردم به موضوعی اعتراض داشته باشند حق آنهاست ، اما اینکه  این اعتراض  از حالت مدنی آن خارج شود حق هیچکس نیست . ملت باید بدانند در جمهوری اسلامی زندگی می کنند ، مردم شریف ایران این جمهور را به سادگی بدست نیاوردند تا با یک بهانه ساده مثل افزایش قیمت بنزین از دست بدهند. خوشبختانه برخی حرکت های مشکوک که شب گذشته روی داد نشان داد که همیشه عده ای هستند که می خواهند از آب گل آلود ماهی بگیرند و همیشه این مردم ایران هستند که با رفتار آقا منشانه خود سبب می شوند تیر این عده به سنگ بخورد.

اما باید به دولت مردان ایران مخصوصا سه دولت اخیر یاد آور شد که باید با نگاهی به رفتار ها و عملکرد دولت های پیشین ، صداقت با مردم را در سر لوحه کار خود قرار دهند.

هنوز از یاد نمی برم که شهید رجایی در زمان تصدی وزارت آموزش پروش و در هنگام کمبود کاغذ و دفتر در سیمای جمهوری اسلامی ظاهر شد و صادقانه موجودی انبار ها ، اقئامات صورت گرفته و تمامی مسایل را توضیح داد ، دست آخر هم ضمن عذر خواهی از مردم خواست صرفه جویی کنند.