روزنامه نگار

آموزش روزنامه نگاری و یادداشت های یک روزنامه نگار

 
بم‌ شهر پرتقالي‌
ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ دی ۱۳۸٤  

شيرين‌ نبود خوابش‌ در آن‌ شب‌ خيالي‌

كابوس‌ پرسه‌ مي‌زد، تا صبح‌ آن‌ حوالي‌

خورشيد سر برآورد از ارگ‌ پير پرسيد

در سجده‌ است‌ اين‌ شهر يا مرگ‌ احتمالي‌؟

 

پر كرد بهت‌ تلخي‌ چشمان‌ مادران‌ را

حتي‌ تكان‌ نمي‌خورد گهواره‌هاي‌ خالي‌

خاموش‌ و سوگوارند مردان‌ نخل‌ و نارنج‌

پژمرده‌ است‌ اينجا گل‌ هاي‌ سرخ‌ قالي‌

 

 

خوابيم‌ يا كه‌ بيدار، وهم‌ است‌ يا حقيقت‌

سر درگميم‌ و حيران‌، در عالمي‌ سئوالي‌

نارنجي‌ است‌ عطر خرماي‌ خاطراتش‌

زيتوني‌ است‌ ياد بم‌، شهر پرتقالي‌

سيدضياءالدين‌ شفيعي‌