روزنامه نگار

آموزش روزنامه نگاری و یادداشت های یک روزنامه نگار

 
یک معادله چند مجهولی با پاسخی ساده
ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ دی ۱۳۸٤  

  مصرف بنزين ، آلودگی هوا ، خودروی فراوان

  یک معادله چند مجهولی با  پاسخی ساده

 

 

موضوع مصرف بیش از حد بنزین و آلودگی هوا مدتی است که ذهن ها را به خود مشغول کرده اما تمام این معضلات فقط یک معادله چند مجهولی با  پاسخی ساده است. برای حل این مساله ساده دانستن چند نکته لازم به نظر می رسد .

 

۱-    از سال 1342 تاکنون در ایران دو میلیون و 295 هزار دستگاه پیکان تولید شده این در حالیست که در سال جاری شركت آمریكایی جنرال موتورز با ‪۹ میلیون و ‪ ۸۰هزاردستگاه در رده نخست شركت‌های تولیدكننده خودرو در جهان قرار دارد. پس جایگاه صنعت خودرو و قطعه سازی ایران که 20 سال است مثل بچه های لوس از انواع و اقسام حمایت های دولتی سود می برد مشخص است.

2-    ، در هشت ماه امسال 528 هزار خودرو سواري در ايران توليد شد. اکثر قریب به اتفاق کارخانه های تولید خودرو دولتی است . بعبارت دیگر هرچه خودرو بیشتر تولید شود سود دولت بیشتر خواهد بود.

3-    امروزه خودرو وسیله لوکسی برای اقشار پر درآمد نیست چون با کاهش محسوس قیمت خودرو و نیز  به کمک وام های با بهره بالا_ که اتفاقا آن هم توسط بانک های دولتی اهدا می شو د_  این  قشر متوسط جامعه است که  مالک بیشترین  خودروهای ساخت داخل است .

4-    مصرف بنزین اکثر قریب به اتفاق خودروهای ساخت وطن دو برابر نمونه خارجی آن است . به عبارت ساده تر اگر قرار باشد ایرانی ها خودروی خارجی را بدون تعرفه گمرکی بخرند، اولا مصرف بنزین کشور بدون هزینه اضافی و زوج فرد کردن تردد و صدور کارت هوشمند سوخت و نق زدن برسر قشر متوسط (به عنوان مالکان بیشترین خودروهای ارازان قیمت )...به یکباره نصف می شود.

   دوما اگر  در چنین شرایطی رانندگان برای هر لیتر بنزین 200 تومان هم بدهند باز هم سود کرده اند. چون  هم وسیله با کیفیت و کم مصرف سوار شده اند و هم جلوی آلودگی هوا را گرفته اند.

5-     اکثر خودرو های ساخت وطن در سایر کشور های با بهایی به مراتب پایین تر از داخل به فروش می رسد . یعنی قشرمتوسط جامعه که متهم اصلی وقایع ناخوشایندی نظیر آلودگی هوا ، ترافیک ،حیف ومیل  درآمد های نفتی و بودجه مملکت ، عدم حمایت از صنعت داخلی به خصوص قطعه سازان ،رشد فرهنگ مخرب ماشین سواری و ........ است خیلی هم متهم نیست بلکه باید از او بعنوان یک آسیب دیده یاد کرد . 

 آسیب دیده ای که باید هزینه پاداش های 30 ملیون تومانی مدیران شرکت های خودروسازی رابدهد، آسیب دیده ای که باید وسیله گران و بی کیفیت بخرد و حق خرید خودروی ارزان و خوب را نداشته باشد، آسیب دیده ای که بایدسرکوفت های مسولان را برای مصرف بالای بنزین کشور که صد البته وسیله اش مصرف می کند بشنود، آسیب دیده ای که علی رغم پرداخت مالیات و عوارض سالیانه خودرو و عوارض شهرداری حق ندارد از وسیله نقلیه خود در محدوده اصلی شهر استفاده کند و یک بار هم با خود نیندیشیده که چرا حق ورود به محدوده طرح ترافیک را ندارد درحالیکه هزینه ساخت  اتوبان ها ، پارکینگ ها و پارکها را به صورت های مختلف پرداخته است.

6-    به نظر می رسد حل مشکل بنزین ،ترافیک،آلودگی هوا ،نبود اتوبان،کمبود ناوگان حمل نقل عمومی و حتی معضلاتی نظیر بیکاری ،فقرو... خیلی هم مشکل نباشد ،شما چه فکرمی کنید.