روزنامه نگار

آموزش روزنامه نگاری و یادداشت های یک روزنامه نگار

 
راويان خون
ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸٢  

 دفاع مقدس ملت ايران در مقابل تجاوز بيگانه فصلي تأثيرگذار در تاريخ اين مرز و بوم است. فصلي كه درآن نهال نوپاي انقلاب اسلامي رشد كرد و همراه آن جوانان و نوجوانان پاك ميهن اسلاميمان نيز مرداني آبديده شدند تا پايه هاي انقلاب اسلامي ايران به بركت خون شهداي انقلاب و جنگ تحميلي استحكام يابد.يكي از اقشار فعال و مؤثر در دوران دفاع مقدس كه تاكنون كمتر به حضور آنان پرداخته شده است خبرنگاران، نويسندگان و روزنامه نگاراني بودند كه با هدف اطلاع رساني و نيز انتقال فرهنگ جبهه به اين معركه وارد شده بودند. بيشك يكي از بركات حضور اين شاهدان فرهنگي در عرصه هاي مختلف دفاع مقدس ملت ايران، ثبت و انتقال فرهنگ اسلامي انقلابي و نوپاي جبهه است. نگاهي به مطالب انعكاس يافته رسانه هاي گروهي در هنگام نبرد و نيز پس از دوران دفاع مقدس، نشان از حضور هميشگي اين خبرنگاران شاهد و راويان خون دارد. از آنجا كه تاكنون تحقيق و تحليلي مستند و كاربردي درباره شهداي روزنامه نگار صورت نگرفته رسيدن به آمار دقيق شهداي اين عرصه تا حدودي مشكل شده است. هر چند خوشبختانه تلاشهايي در سازمانهاي مختلف فرهنگي در حال پيگيري است كه اميد ميرود در آيندهاي نزديك به سرانجام مطلوب برسد.

خبرنگار يا فرمانده لشكر

آنچه بيش از پيش كار جمع آوري اطلاعات دقيق از شهداي خبرنگار را مشكل ميكند حضور تعدادي از شهداي روزنامه نگار در ساير عرصه هاي دفاع است. نمونه بارز اين موضوع شهيد غلامحسين (افشردي) باقري خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي است كه با عنوان فرمانده نيروي زمين سپاه پس از حضور اوليه در سنگرهاي اطلاع رساني وارد سنگرهاي رزم شد و به شهادت رسيد.

در همين زمينه اسماعيل علوي مسؤول سابق صفحه جبهه و جنگ روزنامه جمهوري اسلامي ميگويد: حضور برخي از خبرنگاران نشريات در جبهه هايي غير از اطلاع رساني سبب شده است كه كار جمع آوري آمار شهداي خبرنگار مشكل شود.علوي با اشاره به حضور سردار شهيد باقري در روزنامه جمهوري اسلامي می افزايد: از آنجا كه آمار دقيق و مشخصي از خبرنگاران سالهاي اوليه دفاع مقدس در دست نيست دستيابي به اطلاعات شهداي خبرنگار نيز مشكل است.وي شهداي خبرنگار را به سه دسته تقسيم ميكند و ميگويد: خبرنگاران شهيدان سه دسته هستند. گروهي خبرنگار بوده اند و در مأموريتهاي خبري به شهادت رسيده اند. دسته دوم خبرنگاراني هستند كه به عنوان بسيجي عازم مناطق جنگي شده اند و در كسوت رزم و مبارزه به شهادت رسيده اند. دسته سوم كساني هستند كه خبرنگار نبوده اند اما به دليل شوق و ذوقي كه داشته اند پس از حضور در جبهه به صورت خودجوش به كار عكاسي و خبري پرداخته اند. و سرانجام دسته آخر هم راويان سرداران شهيد هستند كه همواره در كنار سرداران سپاه براي نقل خاطرات حضور داشته اند.

شهيد سيدمرتضي آويني كه به حق از سوي مقام معظم رهبري «سيد شهيدان اهل قلم» نام گرفته است نيز يكي ديگر از شهداي اين وادي به شمار ميرود. شهيد آويني كه كار فرهنگي خود را با حضور در حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي و سردبيري نشريه سوره و نيز نوشتن نقدهاي سينمايي و تلويزيوني آغاز  كرد به تدريج وارد عرصه هاي ديگر اطلاع رساني يعني ساخت فيلمهاي مستند جنگ شد. نكته قابل تأمل در اين زمينه حضور مداوم، هميشگي و خستگی ناپذير اين شهيد اهل قلم در ساير سنگرهاي فرهنگي تا هنگام شهادت است. با اين تعبير در حقيقت شهيد سيدمرتضي آويني را نيز ميتوان جزو شهداي خبرنگار وطلايه دار آنان قلمداد كرد.

شهداي جوان

طي يك بررسي شتابزده [1] در نام و مشخصات شهيداني كه در بنياد شهيد انقلاب اسلامي پرونده دارند و شغل آنها در پرونده شان خبرنگار روزنام هنگار فيلمبردار عكاس و ... ذكر شده است. مشخص شد ميانگين سن حدود 52 درصد از شهداي اين عرصه بين 21 تا 30 سال است. براساس اين بررسي تعداد شهداي خبرنگار 60 نفر ميباشد كه نام عكاس جاويدالاثر جنگ كاظم اخوان و نيز سيدمرتضي آويني در ميان اين اسامي وجود دارد.

در همين ارتباط حجت الاسلام والمسلمين مازني مديركل تحقيق و پژوهش بنياد شهيد ارزيابي اوليه از تعداد شهيداي خبرنگار را بيش از 120 نفر ميداند و اضافه ميكند بنياد شهيد انقلاب اسلامي برنامه هایي براي جمع آوري آمار دقيق شهداي خبرنگار دارد. حجت الاسلام والمسلمين مازني با عنوان اين مطلب كه در سالهاي دفاع مقدس و حتي امروزه حرفه خبرنگاري به عنوان يك شغل مشخص در جامعه تعريف نشده است دستيابي به اطلاعات مربوط به شهداي خبرنگار را مشكل ارزيابي مينمايد و ميگويد: متأسفانه در فهرست بانك اطلاعات بنياد شهيد تنها راه يافتن اسامي خبرنگاران شهيد از طريق شغل آنهاست و از آنجا كه تعريف روشني از شغل خبرنگار وجود نداشته دستيابي به آمار شهداي خبرنگار در سيستم پذيرش شاهد و جستجو در قسمت شغل مشكل است».

دستيابي به اطلاعات مربوط به شهداي خبرنگار بدون هماهنگي ميان دستگاهها و ارگانهاي ذيربط امري مشكل و تا حدي غيرممكن به نظر می آيد و بعضاً نتايج نامطلوبي را نيز به دنبال دارد. مديركل تحقيق و پژوهش بنياد شهيد انقلاب اسلامي در اين باره ميگويد:«هر كتاب، اثر و يا تحقيقي كه درباره شهدا و بدون هماهنگي با بنياد شهيد منتشر ميشود بيم آن می رود در آن اسامي برخي از كساني كه با تعاريف بنياد شهيد «شهيد» محسوب نميشوند و مطمئناً جايگاه آنان در نزد حضرت باريتعالي محفوظ است انتشار يابد. انتشار اين اسامي علاوه بر ايجاد نقص و اختلال در اطلاعات دقيق مربوط به شهدا سبب خواهد شد ديگر نويسندگان و محققين از اين اطلاعات ناقص استفاده كنند و آن را گسترش دهد.

از نظر حجت الاسلام مازني انجام پژوهش پيرامون شهداي خبرنگار نياز به زمان وكار كارشناسي فراوان دارد وي با دادن اين نويد كه پروژهاي به همين منظور در اداره كل تحقيق و پژوهش بنياد شهيد در حال پيگيري است می افزايد: براساس اين پروژه كه در پنج مرحله انجام خواهد شد ما ابتدا بايد به تعريف مشخصي از حرفه خبرنگاري برسيم سپس تعريف شهداي خبرنگار را نيز براي خودمان مشخص نماييم. قدم سوم در اين زمينه جستجو در منابع موجود در بنياد شهيد انقلاب اسلامي (نظير اطلاعات و آثار شهدا مثل وصيتنامه، نامه، زندگينامه، شعر، مناجات و ...) است.

در مرحله چهارم بايد به سراغ منابع خارج از بنياد شهيد برويم كه روزنامه ها، خبرگزاريها، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، صدا و سيما، دستگاههايي كه خبرنگار در آن استخدام بوده و ... از اين جمله هستند. پس از گردآوري اين اطلاعات و دستهبندي آنها قدم آخر معرفي شهداي خبرنگار و زندگينامه آنان در قالبهاي مختلفي نظير بانك اطلاعاتي، كتاب، نوار، زندگينامه و ... است.

يك اقدام شتابزده ديگر

مردادماه سال 1382 كتابي پيرامون شهداي خبرنگار تحت عنوان «تير سرخ...» و به همت روابط عمومي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي منتشر شد. چاپ اين اثر ده سال پس از شهادت سيدمرتضي آويني و در پنجمين سالگرد شهادت محمود صارمي (آنطور كه در مقدمه كتاب آمده است) امري قابل تقدير است اما كاش دوستان روابط عمومي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي براي چاپ اين مجموعه به رايزني با ساير سازمانها و نهادهاي درگير اين موضوع می پرداختند تا اين اثر (كه ميتوان از آن با عنوان اولين كتاب براي شهداي خبرنگار ياد كرد) از حالت يك اعلاميه تاريخ تولد و شهادت خبرنگاران خارج شود.

براساس اطلاعات اين كتاب روزنامه جمهوري اسلامي با تقديم 42 شهيد به انقلاب اسلامي در صدر ساير روزنامه ها قرار دارد و تعداد كل شهداي روزنامه نگار در اين اثر 65 نفر هستند كه به اظهار نويسندگان مقدمه اين آمار تنها مربوط به شهداي خبرنگار مؤسسات مطبوعاتي روزنامه هاي سراسري و خبرگزاري جمهوري اسلامي است. هر چند به نظر می رسد نام چند شهيد نشريات آينده سازان، اميد انقلاب و خبرگزاري پارس در اين فهرست از قلم افتاده باشد.آنچه سبب شده است اين اقدام و اقدامات مشابه ساير دستاندركاران صرفنظر از تأثيرگذار بودن آنها شتابزده قلمداد شود عدم دسترسي به اطلاعات دقيق و نيز زندگينامه و نحوه شهادت اين سرداران فرهنگي ميباشد.

 هنوز دير نشده است

هنگامي كه رسانه هاي گروهي غرب در مورد اتفاقات پيش آمده براي برخي خبرنگاران خود جنجال آفريني می كنند و از آنها به عنوان قربانيان راه اطلاع رساني ياد می كنند عدم انتقال اطلاعات مربوط به شهداي خبرنگار به عنوان يك وظيفه اصلي به دوش دستاندركاران اين امر سنگيني ميكند. هنوز هم از سرنوشت كاظم اخوان عكاس ايراني دربند رژيم صهيونيستي بی خبر هستيم و سعيد ابوطالب و سهيل كرمي دو مستندساز ايرانی بيش از ۱۲۰ روز در چنگ اشغالگران آمريكايي اسير بودند اما رسانه هاي غوغا سالار غرب و متأسفانه برخي از همكاران آنها در داخل كشور در خصوص موضوعات و حوادث رخ داده براي برخي از جاسوسان خبري غرب اطلاع رساني می كنند.بدون شك پرداختن به موضوع شهداي خبرنگار و استخراج آمار دقيق اين شهدا آن هم با مشاورت و مساعدت تمامي ارگانهاي ذيربط امري ضروري و واجب است. انجام اين امر هر چند با تأخير همراه خواهد بود اما می توان گفت براي اطلاع رساني پيرامون اين وقايع نگاران شهيد هنوز هم دير نشده است.

 1. اين بررسي توسط اينجانب و همكاران اداره مجلات شاهد و دفتر تحقيق و پژوهش بنياد شهيد در آستانه روز خبرنگار انجام شد كه اطلاعات دقيقتر آن موجود است.