روزنامه نگار

آموزش روزنامه نگاری و یادداشت های یک روزنامه نگار

 
مرگ از نظرگاه مولانا در سخنان مصطفی ملکیان
ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩۳  

امروزدوشنبه 29 اردیبهشت به همت موسسه  سروش مولانا نشست  رستخیز ناگهان با سخنرانی  استاد مصطفی ملکیان با موضوع «مرگ: پایان بخش یا ارزش بخش؟ مرگ از نظرگاه مولانا» بر پا شد.این نشست از ساعت 17 تا 20 در تالار ایوان شمس واقع در تقاطع بزرگراه‌های کردستان و شهید گمنام برگزار شد.

خلاصه آنچه از گفتار استاد دستگیرم شد به قرار زیر است:

نظر مولانا در خصوص راهای کاهش ترس از مرگ
1برای کم شدن تر س از مرگ دلبستگی ها را کم کنید
2از دنیا و زیبایی ها و لذات آن چشم بپوشنانیم
3دچار خودشیفتگی"نارسیسیسم " نشویم
4با تحمل زنج ها کوچک و دردهای حقیر خود را برای تحمل درد بزرگ یعنی همان مرگ اماده کنیم
5هر چه اخلاقی تر زندگی کنیم ترس از مرگ کمتر خواهد شد
6تا وقتی بدنبال تبدیل ندانسته ها به دانسته ها هستیم ترس از مرگ همراه ماست...باید تلاش کنیم دانسته هایمان را به کرده ها و عمل درآوریم
7 عشق به خدا
8باور به وجود جهان دیگر



حکیم به مرگ نمی اندیشد چون با مرگ ملاقات نخواهد کرد.به قول اپیکور یا ابیقور فیلسوف یونانی:ما هرگز مرگ را ملاقات نخواهیم کرد وقتی ما هستیم مرگ نیست و و قتی مرگ بیاید ما نیستیم


شاید اعتقاد به زندگی پس از مرگ در نوع نگرش انسان به مرگ تاثیر داشته باشد
به جاودانگی می توان از دو منظر نگریست
جاودانگی فلسفی: اینکه با آخرین نفس من در این دنیا از همان لحظه خود من در یک ساحت دیگر شروع به زندگی کنم
جاودانگی روانشناسی: به سه دسته تقسیم می شود
1 من از خود فرزندانی بجا می گذارم که سبب دوام نسلم تا ابد خواهند شد
2 آثاری که از خودم بجا گذاشتم چه هنری چه علمی و .. باعث جاودانگی من خواهند شد..تا مانا بودن نقاشی مونالیزا نقاش آن پیکاسو زنده است
3نام نیک از خودم بجای گذاشته ام
باید گفت چه زندگی پس از مرگ باشد چه نباشد جاودانگی روانشانسی فایده ای ندارد چون خودم از آن لذت نمی برم


روانشانسان چند عامل را در ترس از مرگ بیان کرده اند.
اول:پنج مرحله پذیرش مرگ که توسط  الیزابت کوبلر راس بیان شد
الیزابت کوبلر راس Elizabeth Kubler-Rossروانپزشک آمریکایی - سوئیسی می‌گوید هر آدمی وقتی خبر مرگ قریب‌الوقوع خودش را می‌شنود از 5مرحله روان‌شناختی عبور می‌کند :
 1شوک و انکار
خبر مرگ خودمان را انکار می‌کنیم نه، دکتر اشتباه می‌کند
2خشم
خشم خودمان را نسبت به دیگران ابراز می‌کنیم چرا من؟
فرد در این مرحله معمولا از انکار مرگ دست برمی‌دارد اما نمی‌خواهد موضوع را به راحتی بپذیرد؛ احساس ناکامی و خشم می‌کند و مدام از خودش و اطرافیانش می‌پرسد: «چرا من؟».
3 چانه‌زدن
برای بیشتر زنده‌ ماندن معامله می‌کنیم تولد فرزندم را ببینم، بعدش بمیرم
4 افسردگی
افسرده می‌شویم و پیشاپیش برای خودمان عزا می‌گیریم برای خودمان عزا می‌گیریم
5پذیرش
می‌پذیریم که به‌ زودی خواهیم مرد و مرگ، یک قانون جهان‌شمول است. همه می‌میرند، من هم
گاهی ممکن است بی‌تفاوت باشیم یا احساس تسلیم‌‌شدن داشته باشیم؛ شاید به این خاطر که از این جدال 5 مرحله‌ای با مرگ خسته شده‌ایم:«فرصت کوتاه بود/  و سفر جانکاه/ اما یگانه بود و هیچ کم نداشت...»

دوم: انکار مرگ که توسط "ارنست بکرErnest Becker " مطرح شد
"ارنست بکرErnest Becker "کتاب خود با عنوان "انکار مرگThe Denial of Death" را در سال 1973 منتشر کرد و این کتاب در سال 1974 (دو ماه بعد از مرگ ارنست بکر در سن 49 سالگی) برنده­ی جایزه­ی پولیتزر شد.
او در این کتاب می‌گوید ترس از مرگ بدلی عدم صحبت درباره آن است.بچه ها را از مراسم ختم و عزا دور می کنیم.به انها می گوییم انکه مرده رفته سفر و بزودی برمی‌گردد و..
کتاب "ارنست بکرErnest Becker " سبب شد یک جنبش مر آگاهی برای از بین بردن ترس از مرگ به راه بیفتند
سوم: ترس از مرگ در زنان بیشتر است
زنان قدرت انکار احساسات خود را ندارند و در بیان عواطف خود صادق ترند لذا به نسبت مردان که می توانند عواطف خود را پنهان کنند بیشتر از مرگ می ترسند
چهارم: افزایش سن
تحقیقات روانشناسی نشان داده ترس از مرگ با افزایش سن زیاد نمی شود
پنجم: تنش
کشمکش و تنش های روانی و اجتماعی سبب افزایش ترس از مرگ می شود.هر چه میزان کشمکش های انسان بیشتر باشد ترس او از مرگ بیشتر خواهد بود
ششم: وابستگی
هر چه وابستگی انسان به موجودات بیشتر شود ترس از مرگ بیشتر خواهد شد..بودا هم چنین چیزی را در چهار حقیقت شریف آیین خود گفته