روزنامه نگار

آموزش روزنامه نگاری و یادداشت های یک روزنامه نگار

 
گفت وگو با محمود احمدی‌نژاد
ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸٢  

اشاره:
روز شنبه 13/2/82شورای شهر تهران دکترمحمود احمدی‌نژاد، عضو هیأت علمی دانشگاه علم و صنعت و از چهره‌های جمعیت ایثارگران را به عنوان شهردار تهران انتخاب کرد. درست سه ماه قبل از این  مصابه ای با وی داشتم که در مجله شاهد فروردین 82 چاپ شد .  آن روز که سه نفری (من - شریفی سردبیر مجلات شاهد و عکاس مجله )در اتاق های اعضای هیات علمی دانشگاه بدنبال  اتاق او بودیم  نمی دانستیم سه ماه بعد شهردار {و دو سال بعد رییس جمهور} خواهد شد. بخشهایی از آن مصاحبه که به نظرم رسید برای شما جالب باشد راانتخاب کردم.

جناب آقای دکتر احمدی‌نژاد، جنابعالی تغییرات فرهنگی که در سال‌های اخیر همواره شاهد آن هستیم را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
شاید بتوان گفت فرهنگ امری پویاست و هیچگاه متوقف نبوده و نقطه ثابتی نداشته است که مثلاً اگر ما به آن نقطه رسیدیم بتوانیم بگوییم مشکل فرهنگی نداریم، همه مصلحان نیز همواره در جهت تقویت مبانی و اصلاح ساختارهای فرهنگی تلاش کرده‌اند.
از یک منظر اگر ما فرهنگ‌های مختلف را لایه‌بندی کنیم شاید بتوان سه لایه اساسی را در آنها مشاهده کرد. مبانی، جهان‌بینی و اعتقادات درونی‌ترین لایه‌های فرهنگ را تشکیل می‌دهند. پس از آن، لایه دوم یعنی گرایش‌ها و تمایلات است و بیرونی‌ترین لایه که به طور آشکار همواره قابل ملاحظه است، رفتار روزمره می‌باشد.رفتار روزمره به شدت نشأت گرفته از عوامل بیرونی از جمله تبلیغات، مطالعات و ... است.
اما گرایش‌ها و تمایلات دیرتر و اعتقادات و مبانی در مدت زمان بیشتری تغییر می‌کنند. اگر برای سنجش تغییرات فرهنگی جامعه، مبنای مقایسه را اوایل انقلاب در نظر بگیریم، باید تمامی لایه‌های مختلف را بررسی کنیم. برای مثال در اصلی‌ترین لایه که مربوط به تمایلات و رفتارهاست می‌بینیم در جمهوری اسلامی صدها هزاران جوان سالی دو دفعه دنبال مراسم اعتکاف می‌روند. چندین هزار جوان حافظ قرآنند و در مراسم دعای ندبه، زیارت‌ها (جمکران، مشهد مقدس و ...) شرکت می‌کنند. وقتی به زیارت یکی از معصومین مثلاً امام رضا(ع)، حضرت معصومه و ... می‌روید همیشه مملو از مردم و بخصوص جوانان است که یک مسیر تکاملی را طی می‌کنند.
لایه دوم که بخش رفتاری فرهنگ است، تا حدودی در جامعه کنونی ما دچار عدم تعادل و ناهنجاری شده است. در لایه بیرونی فرهنگ نیز ما در جامعه یک سری ناهنجاری‌های رفتاری مشاهده می‌کنیم. به این ترتیب وقتی لایه‌های مختلف فرهنگی جامعه را مطالعه کنیم مشخص می‌شود درونی‌ترین لایه در جهت رویکردهای اعتقادی و مبانی اسلام و انقلاب است. این جهت‌گیری‌ها درست است اما در حوزه رفتار کمی آسیب دیده که باید آن را برررسی کرد و این یک عامل منفی است و نباید چنین چیزی در جامعه وجود داشته باشد. انتظار ما این است که مجموعه جامعه به سوی تعالی هدایت شوند. در هر صورت هر کسی از این مرزهای ارزشی دور شود - حتی در رویکردهای رفتاری – به نوبه خود نوعی تلفات است.

متن کامل را در شاهد فروردین ۱۳۸۲ بخوانید


اشاره:
روز شنبه 13/2/82شورای شهر تهران دکترمحمود احمدی‌نژاد، عضو هیأت علمی دانشگاه علم و صنعت و از چهره‌های جمعیت ایثارگران را به عنوان شهردار تهران انتخاب کرد. درست سه ماه قبل از این  مصابه ای با وی داشتم که در مجله شاهد فروردین 82 چاپ شد .  آن روز که سه نفری (من - شریفی سردبیر مجلات شاهد و عکاس مجله )در اتاق های اعضای هیات علمی دانشگاه بدنبال  اتاق او بودیم  نمی دانستیم سه ماه بعد شهردار {و دو سال بعد رییس جمهور} خواهد شد. بخشهایی از آن مصاحبه که به نظرم رسید برای شما جالب باشد راانتخاب کردم.

جناب آقای دکتر احمدی‌نژاد، جنابعالی تغییرات فرهنگی که در سال‌های اخیر همواره شاهد آن هستیم را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
شاید بتوان گفت فرهنگ امری پویاست و هیچگاه متوقف نبوده و نقطه ثابتی نداشته است که مثلاً اگر ما به آن نقطه رسیدیم بتوانیم بگوییم مشکل فرهنگی نداریم، همه مصلحان نیز همواره در جهت تقویت مبانی و اصلاح ساختارهای فرهنگی تلاش کرده‌اند.
از یک منظر اگر ما فرهنگ‌های مختلف را لایه‌بندی کنیم شاید بتوان سه لایه اساسی را در آنها مشاهده کرد. مبانی، جهان‌بینی و اعتقادات درونی‌ترین لایه‌های فرهنگ را تشکیل می‌دهند. پس از آن، لایه دوم یعنی گرایش‌ها و تمایلات است و بیرونی‌ترین لایه که به طور آشکار همواره قابل ملاحظه است، رفتار روزمره می‌باشد.رفتار روزمره به شدت نشأت گرفته از عوامل بیرونی از جمله تبلیغات، مطالعات و ... است.
اما گرایش‌ها و تمایلات دیرتر و اعتقادات و مبانی در مدت زمان بیشتری تغییر می‌کنند. اگر برای سنجش تغییرات فرهنگی جامعه، مبنای مقایسه را اوایل انقلاب در نظر بگیریم، باید تمامی لایه‌های مختلف را بررسی کنیم. برای مثال در اصلی‌ترین لایه که مربوط به تمایلات و رفتارهاست می‌بینیم در جمهوری اسلامی صدها هزاران جوان سالی دو دفعه دنبال مراسم اعتکاف می‌روند. چندین هزار جوان حافظ قرآنند و در مراسم دعای ندبه، زیارت‌ها (جمکران، مشهد مقدس و ...) شرکت می‌کنند. وقتی به زیارت یکی از معصومین مثلاً امام رضا(ع)، حضرت معصومه و ... می‌روید همیشه مملو از مردم و بخصوص جوانان است که یک مسیر تکاملی را طی می‌کنند.
لایه دوم که بخش رفتاری فرهنگ است، تا حدودی در جامعه کنونی ما دچار عدم تعادل و ناهنجاری شده است. در لایه بیرونی فرهنگ نیز ما در جامعه یک سری ناهنجاری‌های رفتاری مشاهده می‌کنیم. به این ترتیب وقتی لایه‌های مختلف فرهنگی جامعه را مطالعه کنیم مشخص می‌شود درونی‌ترین لایه در جهت رویکردهای اعتقادی و مبانی اسلام و انقلاب است. این جهت‌گیری‌ها درست است اما در حوزه رفتار کمی آسیب دیده که باید آن را برررسی کرد و این یک عامل منفی است و نباید چنین چیزی در جامعه وجود داشته باشد. انتظار ما این است که مجموعه جامعه به سوی تعالی هدایت شوند. در هر صورت هر کسی از این مرزهای ارزشی دور شود - حتی در رویکردهای رفتاری – به نوبه خود نوعی تلفات است.
از نظر شما تفاوت فرهنگ‌ها در شرق و غرب چیست؟
هر ملتی ویژگی‌های خودش را دارد. ممکن است ما نقاط مثبت و منفی داشته باشیم. مثلاً نقاط مثبت ما همبستگی ملی است. یعنی وقتی کلیت کشور، نظام یا ملت مورد تهدید قرار می‌گیرد بلافاصله تمام مسایل به کنار می‌رود. با اینکه ما اقوام و مناطق مختلف در کشور داریم. شما سال گذشته شاهد بودید، آمریکایی‌ها به خیال خودشان اینگونه فکر می‌کردند که اکنون در ایران آنقدر فشار و تنش هست که هنگام آن رسیده که عقده‌ها را تخلیه کنند و انتقام بگیرند. به محض اینکه آقای بوش به ایران جسارت کرد، دیدیم که یک حرکت عظیم سی و چند میلیونی در کشور در یک روز تاریخی اتفاق افتاد و مردم ما همه مشکلات را کنار گذاشتند.
ویژگی دیگر ملت ما شجاعتش است. شجاعتی که در شرایط ویژه بروز می‌کند. گاهی کسی به اداره‌ای می‌رود و برای اینکه کارمند فلان اداره بدش نیاید، ممکن است خلاف واقع هم رفتار کند. وقتی این را ببینیم می‌گوییم که آدم زبونی است. اما وقتی که پای خطری برای ایران پیش بیاید همان شخص در خط مقدم قرار می‌گیرد و از کیان و حکومتش دفاع می‌کند.
ویژگی دیگر، دینداری است. در طول این صد و پنجاه سال اخیر بالاخص پس از جنبش تنباکو خیلی تلاش‌ها صورت گرفت تا مبانی دینداری را در کشور ما تضعیف کنند یا از بین ببرند. اما هر گاه فرصتی پیش آمد مردم ما این جوهره دینی خود را بروز دادند. اخیراً یکی از سران آمریکایی گفته بود که چرا ما نمی‌توانیم مردم ایران را تحلیل کنیم؟ و در یک لحظه همه چیز به هم می‌خورد؟
نقاط منفی هم داریم. مثلاً اجرای قانون ضعیف است یا وقت‌شناسی ما ضعیف است. بالاخره خود ما یک فرهنگی داریم، یک مبانی و یک ساختاری داریم. اگر بخواهیم کشور را رو به رشد قرار دهیم باید برنامه‌های متناسب با اینها تشکل بدهیم که با فرهنگ غنی ما گره بخورد و به عنوان پشتیبان آن را به جلو براند. هرگاه در کشور تصمیماتی گرفته شد که مبتنی بر این فرهنگ بود یک حمایت عمومی از آن به عمل آمده است و موفق شده و هر جا فاصله گرفته ناموفق بوده است. ما نباید اجازه بدهیم. نظام سلطه معیارها را برایمان تعریف کنند. مثلاً ما در جنگ چگونه پیروز شدیم؟ واقعاً ادبیات و سازوکارهایی که توسط امام انجام گرفت باعث پیروزی ما در جنگ شد. منتهی در اقتصاد و در فضای سیاسی داخل چه در توسعه اقتصادی و سیاسی با مبانی ما فرق داشت و دیدیم که نه توسعه سیاسی و نه توسعه اقتصادی یافتیم.....
متن کامل را در شاهد فروردین ۱۳۸۲ بخوانید