روزنامه نگار

آموزش روزنامه نگاری و یادداشت های یک روزنامه نگار

 
آیا نفت ایران ملی است؟
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٠  

اولین چاه  نفتی ایران در پنجم خرداد 1287 شمسی  103 سال پیش (1907 میلادی ) در مسجد سلیمان  کشف شد و از آن روز به بعد ایران در دایره  دارندگان و صادرکنندگان بزرگ نفتی جهان قرار گرفت.  ملی شدن صنعت نفت  40 سال بعد از کشف اولین چاه نفت در مسجد سلیمان یعنی  سال 1329 ه.ش بوقع پیوست. تا قبل از  این تاریخ  سهم مردم ایران از نفت تنها 16 درصد از سود شرکت نفت(شرکت نفت دارسی و سپس شرکت نفت انگلیس و ایران) آنهم بر اساس اعلام شرکت بود.

روز 24 اسفند ماه 1329 نمایندگان دوره شانزدهم مجلس شورای ملی ماده واحده ملی شدن صنعت نفت ایران را از تصویب گذراندند. این  مصوبه  روز ۲۹ اسفند به تائید مجلس سنا رسید.

قانون نفت پس از ملی شدن صنعت نفت، اجرا شد. اساسنامه شرکت ملی نفت ایران، پیش از انقلاب، در هفدهم اردیبهشت‌ ماه سال 1353 تصویب و به قانون تبدیل شد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مورد بازنگری شورای انقلاب قرار گرفت و دستخوش تغییر و تحولاتی شد .

 شورای انقلاب در 29 خرداد سال 59 وزارت نفت را مکلف به تهیه اساسنامه شرکت نفت کرد، اما این امر تحقق نیافت.

در سال 1362 نیز این قانون یک بار تغییر کرد و از آن زمان تاکنون، دولت‌ها موظف شده‌اند تا اساسنامه شرکت ملی نفت را تهیه و تدوین و به مجلس ارایه کنند.
 با گذشت 27 سال از آن زمان تاکنون و با وجود آنکه قوه مجریه، تغییر چندین دولت را به‌ خود دیده، هنوز تدوین و ارایه اساسنامه مهمترین شرکت دولتی به مجلس صورت نپذیرفته است.

به همین دلیل، موضوع اصلاح اساسنامه شرکت ملی نفت ایران به ‌عنوان بزرگترین شرکت دولتی، چند سالی است که پای ثابت روابط و مذاکرات میان مجلس شورای اسلامی و دولت است.

از سال 1362 تاکنون چندین وزیر بر مسند وزارت نفت تکیه زده‌اند و هر یک بارها درباره اساسنامه و مهمترین منبع مالی و درآمدی کشور از سوی مجلس مورد سؤال قرار گرفته‌اند.

 در آغاز انقلاب، شورای انقلاب تصویب کرده بود که شش ماه پس از زمان تصویب، این اساسنامه باید تهیه و تنظیم و به مجلس فرستاده شود؛ اما این مهم تا به امروز رخ نداد. 31 سال از این اتفاق گذشت و هنوز مجلس در انتظار فرستادن اساسنامه و شاهد کوتاهی دولت‌ها در این امر بوده است.

اکنون و بعد از 61 سال طرح  این سوال که « نفت ایران ملی است؟ » در واقع شکستن هاله تقدسی است که بر جریان ملی شدن صنعت نفت شکل گرفته است.

آنچه در قسمت اول این یادداشت که بیشتر آن نقل از سایت ها و وبلاگ های دیگر است می‌آورم تنها تاریخچه است. در قسمت بعدی اگر عمری باشد به بررسی بیشتر دلایل عدم تدوین اساسنامه ای انقلابی برای شرکت نفت و حتی برخی دعاوی در دیوان عدالت اداری که اکثرا شرکت نفت برنده آن است خواهم پرداخت.


 تاریخچه نفت ایران

مروری اجمالی بر حوادثی که پیرامون صنعت نفت ایرات اتفاق افتاده نشان می‌دهد تحولات سیاسی در شکل گیری جریان‌های اطراف نفت ایران نقشی اساسی داشته است.

07/03/1280 شمسی (1901 میلادی ) واگذاری حق انحصاری کشف و استخراج نفت و گاز به دارسی توسط مظفرالدین شاه

 امتیاز دارسی در سال ۱۹۰۱ یعنی ۵ سال قبل از انقلاب مشروطه منعقد شد. در آن زمان قاجارها بشدت نیاز به پول داشتند، اما هیچ درآمدی برای هزینه‌هایشان نداشتند بطبع خارجی‌هایی که به ایران می‌آمدند و خواهان امتیاز می‌شدند، مبالغی را بعنوان رشوه از دربار گرفته تا شخص اول مملکت می‌پرداختند تا کار سریعتر پیش برود. ماریوت نماینده دارسی هم مبالغی را بعنوان رشوه به مقامات ایران و خود مظفرالدین شاه پرداختند تا در نهایت امتیاز به دارسی داده شد.

در واقع  امتیاز دارسی هیچ ربطی به دولت انگلستان نداشت. دارسی یک شخصیت حقیقی بود. قبل از دارسی افراد دیگری مانند هلندی‌ها، اتریشی‌ها، آلمانی‌ها و یکی دو نفر روسی فعالیت‌ها و هزینه زیادی کرده بودند تا در ایران نفت پیدا کنند اما این اتفاق نمی‌افتد و همه شان متضرر می‌شوند. از نظر دولت ایران، این قرارداد بسیار خوب بود، به دلیل آنکه در قرارداد دارسی دولت ایران در سود شریک بود. تجربه به دولت ایران نشان داده بود کسانیکه در ایران به دنبال نفت می‌آیند به خواسته شان نمی‌رسند. بنابراین دولت ایران اصرار داشت به هیچ وجه در هزینه شرکت نداشته باشد و تمام سرمایه‌گذاری و هزینه برعهده دارسی بود، یعنی اگر روزی روزگاری دارسی به نفت می‌رسید و نفت استخراج می‌شد باید از ۱۰۰ تومان سود ۱۶ تومان آن را به دولت ایران می‌داد.

05/03/1287 شمسی (1908 میلادی ) فوران اولین چاه نفت ایران  

در نیمه اول سال 1908 سرمایه شرکت رو به پایان بود و هنوز نفتی کشف نشده بود. روسای شرکت به مسوول عملیات که مهندسی به نام رینولدز بود، دستور توقف عملیات را دادند، ولی او که در محل وضع را بهتر ارزیابی کرده بود چند روزی از اجرای دستور توقف خودداری کرد و به حفاری ادامه داد. سرانجام در روز پنجم خرداد 1287 شمسی (1908 م) مته حفاری به لایه نفت دار برخورد و نفت با فشار از چاه فوران کرد. عمق چاه 360 متربود. دومین چاه که 10 روز بعد به نفت رسید 307 متر عمق داشت. با به نفت رسیدن این دو چاه وجود نفت به مقدار زیاد در ایران به اثبات رسید و صنعت نفت ایران به عنوان اولین تولیدکننده نفت در منطقه خاورمیانه فعالیت خود را آغاز کرد.

10/09/1311 شمسی لغو امتیاز دارسی از سوی ایران

وقتی که اولین چاه به نفت رسید، دولت انگلستان بخشی از سهام دارسی را خریده بود و  به دارسی وام کلانی داده بود.در این زمان در واقع طرف حساب دولت ایران دولت اتگلیس بود که بخش اعظمی از سهام دارسی را خریداری کرده بود. شرکت دارسی برای تامین امنیت خط لوله‌ای که نفت را به پالایشگاه آبادان می‌برد با بر خی از قبایل و عشایر جنوب  مثل شیخ خزعل و قبیله بنت کعب قردادی امضا کرد. اما هزینه این قراداد را از روی سهم 16 درصدی ایران پرداخت می‌کرد که مورد تایید دولت ایران نبود اما دولت بدلیل ضغف توان مقابله با این بدعت را نداشت.

این وضعیت  تا سال ۱۲۹۹ شمسی و کودتای سید ضیا و سردار سپه ادامه داشت. بعد از این بود که رضا شاه به درآمد بیشتر نفت به دلیل ایجاد ارتش و صنایعی که ایجاد کرده بود و همچنین راه آهن و جاده‌هایی که احداث کرده بود، نیاز داشت، از سهم ایران ناراضی بود. او از سفیر ایران در انگلیس و وزیر دارائی و ... خواست که بشینند و با مقامات شرکت نفت مذاکره کنند و تکلیف را روشن کنند. مذاکرات یکی دو سال به طول می‌انجامد و نهایتا کاسه صبر رضا شاه لبریز می‌شود. پرونده مذاکرات را به شومینه می‌اندازد و به آنها می‌گوید از اینجا بیرون نمی‌روید تا تکلیف نفت را روشن کنید و قرارداد دارسی را باطل و یک امتیاز جدید بسته شود.

روز 6 آذر سال 1311 سید حسن تقی‌زاده(وزیر دارایی) با ارسال نامه‌ای، لغو امتیاز دارسی را به ب.ر.جکسون(مدیر مقیم شرکت نفت) اطلاع داد. در این نامه آمده‌بود‌: «بارها دولت ایران به شرکت نفت ایران و انگلیس اطلاع داده‌بود که امتیاز نامه سال 1901(1280خورشیدی) دارسی، منافع دولت ایران را تامین نمی‌کند و لازم است روابط میان دولت ایران و شرکت نفت براساس توافق جدیدی که منافع واقعی ایران را در نظر گرفته‌باشد تنظیم شود در نتیجه وزیر دارایی بنابه تصمیم اتخاذ شده ازسوی دولت ایران باید به شما اطلاع دهد که از این تاریخ امتیاز دارسی را لغو کرده و آن را باطل می‌داند.»در پایان این نامه اعلام شده‌بود که دولت ایران آماده‌است تا امتیاز جدیدی را با حفظ منافع کشور به آن شرکت ارائه کند. روز بعد، شرکت نفت ایران و انگلیس بلافاصله نسبت به موضوع واکنش نشان داد و چنین اظهار کرد: «شرکت این عقیده را نمی‌پذیرد که شرایط امتیاز دارسی تامین‌کننده منافع دولت ایران نیست و در صورت واقعیت داشتن چنین امری باز هم نمی‌پذیرد که دولت ایران حق داشته‌باشد امتیاز را- به‌طور یک‌جانبه- لغو کند. مدیران شرکت امیدوارند که دولت ایران پس از بررسی مجدد بی‌درنگ از نظر خود عدول کند.»

باوجود مخالفت شرکت نفت ایران و انگلیس تصمیم دولت در جلسه 10 آذر 1311 مجلس شورای ملی مطرح و تصویب شد و امتیاز دارسی به‌صورت رسمی لغو شد.در 11 آذر واکنش دولت انگلیس نسبت به این موضوع در نامه‌ای از سوی وزیر مختار بریتانیا در تهران به دولت ایران اعلام شد. در این نامه آمده‌بود: «گرچه دولت پادشاهی انگلستان هنوز امید دارد که دولت ایران از طریق مذاکرات مستقیم با شرکت نفت به راه‌حلی دوستانه برسد؛ اما تردید ندارد که اگر لازم باشد، تمام اقدامات قانونی و ضروری را برای منافع عادلانه و بی‌چون و چرای خود به کار خواهد برد و هیچ زیانی را به منافع شرکت و هیچ مداخله‌ای را در مورد تاسیسات و نیز فعالیت‌های تجاری خود در ایران تحمل نخواهد کرد.»

انتشار این نامه تهدیدآمیز با تدارکات جنگی از جانب بریتانیا همراه بود. زره‌پوش‌هایی از کراچی به نیروهای موجود بریتانیا در خلیج‌فارس پیوستند. همچنین نیروهای این کشور در عراق به حال آماده‌باش در آمدند و خروج آن‌ها از عراق به تعویق افتاد. نیروی دریایی انگلیس آبادان را محاصره کرد. اینگونه شد که رضا شاه نتوانست نفت را بفروشد. به رضا شاه گفتند که این قدم اول است. درقدم دوم آبادان، پالایشگاه و مراکز نفتی را اشغال می‌کنیم و ارتش ایران اگر بخواهد مقابله کند وارد جنگ می‌شویم. طبیعی بود که ارتش انگلستان بسیار قدرتر از ارتش رضا شاه بود. بنابراین رضا شاه مجبور شد که قبول کند نمی‌تواند حریف ارتش انگلستان شود. این رویارویی منجر به قرارداد جدیدی به نام قرارداد ۱۹۳۳ شد.

10/02/1312 شمسی دومین قرارداد نفتی پس از قرارداد دارسی

32 سال بعد از امتیاز دارسى در 10 اردیبهشت 1312، دومین اتفاق مهم در تاریخ قراردادهای نفتی ایران رخ داد و قرارداد جدیدى بین ایران و شرکت نفت انگلیس و ایران منعقد شد که در تاریخ، به قرارداد 1933 مشهور است.

این قرارداد از برخی جهات بهتر از قرارداد دارسی بود. از جمله اینکه سود ایران را از ۱۶ درصد تغییر داد. درآمد ایران دیگر براساس سود نبود، بلکه از این به بعد هر مقدار نفتی که از ایران خارج می‌شد، شرکت باید به دولت ایران مقدار مشخصی سود می‌پرداخت، حتی اگر شرکت ضرر می‌کرد.

وقتی براساس تناژ به ایران سود پرداخت می‌شد، دیگر مهم نبود که شرکت سود یا زیان داشته بلکه ایران سهم خود را می‌برد. یکی دیگر از مسائلی که رضا شاه اصرار داشت در قرارداد جدید منعکس شود این بود که باید شرکت قبول کند که به صورت زمانبندی شده هر سال یک درصدی از تکنسین‌ها، مهندسین و مدیران شرکت از ایرانی‌ها باشند. در واقع شرکت نفت ملکف شد به تربیت و آموزش نسلی از مدیران ایرانی بپردازد، به همین دلیل دانشکده نفت شرکت آبادان تاسیس شد.

ایران همچنین عنوان می‌کرد شرکت باید مالیات بپردازد اما شرکت عنوان می‌کرد ما به دولت انگلیس مالیات می‌دهیم و نمی‌توانیم دو جا مالیات بپردازیم. این موضوع هم در قرارداد ۱۹۳۳ حل شد.یکی از دعواهایی که ما در قرارداد دارسی داشتیم این بود که شرکت سرمایه‌گذاری‌هایی در خارج از ایران کرده بود، مثلا پالایشگاه ایجاد کرده بود. دولت ایران معتقد بود این پالایشگاهی که ایجاد شده چون متعلق به شرکت است ایران هم ۱۶ درصد از سود این پالایشگاه سهم می‌برد، اما شرکت می‌گفت ربطی به شما ندارد به دلیل آنکه در ایران نیست. ایران معتقد بود اما این پالایشگاه از محل درآمد نفت ایران ایجاد شده است، پس ایران سهم می‌برد. این مشکل همیشه وجود داشت تا اینکه در قرارداد ۱۹۳۳ حل شد و ایران در تمام سرمایه گذاری‌های شرکت سهیم شد. در این قرار داد انگلیسی‌ها هم یکی دو امتیاز از جمله  اینکه مدت قرارداد را به ۶۰ سال افزایش دادند  بدست آوردند.

20/06/1320 شمسی استعفای رضا خان از سلطنت

ایران در سال ۱۳۲۰ مورد حمله متفقین قرار گرفت و اتحاد شوروی و انگلستان به ایران حمله کردند و رضا شاه در 20شهریور همان سال به دلیل تمایلاتی که به آلمان داشت از قدرت برکنار شد و محمدرضا پهلوی پسر او شاه ایران شد. اتحاد شوروی و انگلستان دو قدرت اصلی در ایران شدند، شوروی کمونیست و مخالف سرمایه‌داری بود و انگلستان در راس سرمایه‌داری بود.این دو قدرت دشمنی به اسم آلمان داشتند و در حال جنگ با آلمان بودند.

07/09/1323 شمسی منع مذاکره با بیگانگان  در باره نفت و پیشنهاد تشکیل وزارت نفت

بعد از یکی دو سال که از اشغال ایران گذشت بتدریج در سال ۱۳۲۲ و ۱۳۲۳ روس‌ها خواستار دریافت امتیاز نفت شمال شدند. اما مرحوم مصدق در مجلس چهاردهم در سال ۱۳۲۳ بشدت با دادن امتیاز به روس‌ها مخالفت کرد .او برای اینکه جلوی دادن امتیاز به شوروی را بگیرد طرحی مبنی بر منع مذاکره با بیگانگان درباره نفت را در 7 آذر به مجلس ارائه کرد. این طرح ضمن سخنرانی مصدق در مجلس مطرح و چند روز بعد در 11 آذرماه پس از تصویب مجلس به‌صورت قانون در آمد. ماده اول این قانون هرگونه مذاکره رسمی یا غیررسمی را به منظور اعطای امتیاز نفت ممنوع می‌کرد و متخلفان به 3 تا 8 سال زندان و محرومیت ابد از خدمات دولتی محکوم می‌شدند. براساس ماده دوم این قانون راه را برای مذاکره در خصوص فروش نفت و روش استخراج و اداره عملیات از سوی دولت باز گذاشته بود.

دکتر مصدق در همان سخنرانی در مجلس، ضمن مطرح‌کردن طرح منع مذاکره درباره نفت از دولت خواست که وزارتخانه خاصی برای نفت ایجاد کند و یک وزیر صاحب عقیده و کاردان برای آن در نظر بگیرد که به استخراج نفت از سوی خود ما اهمیت قائل شد.

23/04/1325 شمسی اعتصاب کارگران نفت  و کشته شدن 50نفر

اتحادیه‌های کارگری در اعتراض به شرایط نامساعد کارگران ایرانی مناطق نفتی تحت پوشش شرکت نفت ایران، انگلیس دست به اعتصاب زدند. در مقابل، شرکت نفت ایران و انگلیس نیز به‌منظور مقابله با این حرکت، اقلیتی از کارگران را تحریک کرده تا اتحادیه جداگانه تشکیل دهند و در بوق جداکردن خوزستان از ایران بدمند. ادامه اعتصاب، به شورش و درگیری منجر شد و در روز 23 تیرماه به اوج خود رسید که در نتیجه آن حدود 50 نفر کشته و بیش از 150 نفر زخمی شدند. در این ماجرا، دولت انگلیس نیرو‌های خود را در بصره به حالت آماده باش درآورد و 2 کشتی جنگی به آبادان اعزام کرد.

15/03/1328 شمسی اولین پیشنهاد ملی‌شدن نفت

یکی از پیشنهادکنندگان ملی‌شدن نفت، غلامحسین رحیمیان نماینده قوچان بود که در پانزدهمین دوره مجلس شورای ملی در روز 15 خرداد سال 1328 ضمن بیان لزوم ملی‌کردن نفت گفت: «چرا لغو قرارداد را به دنیا رسما اعلام نمی‌کنید؟ چرا لایحه ملی‌کردن نفت را به مجلس پیشنهاد نمی‌کنید؟» در آن زمان چون منظور این نماینده از ملی‌شدن نفت روشن و مشخص نبود مورد استقبال واقع نشد

26/04/1328 شمسی قرارداد گس- گلشائیان

در لایحه عدم اجازه واگذاری امتیاز نفت به خارجی‌ها ، ماده‌ای وجود داشته که دولت ایران مکلف است از حقوق ملت در قبال شرکت نفت انگلستان دفاع کند و دولت ایران مکلف می‌شود دربرابر اخذ درآمد بیشتر از شرکت نفت اقدام کند. اینها موجب می‌شود که هر از گاهی مطبوعات و شخصیت‌های ملی و غیره از دولت سوال کنند در قبال استیفای حقوق ملت درموضوع نفت چه کردید؟

 در مقطع بعدی که باز مساله نفت ادامه پیدا می‌کند، مذاکراتی توسط وزیر دارایی وقت ایران، عباسقلی گلشائیان با گس که نماینده شرکت نفت انگلیس بود، صورت می‌گیرد که منجر به توافقنامه گس - گلشائیان می‌شود. امتیازاتی برای ایران در این توافق حاصل می‌شود اما خیلی از رجال معتقد بودند که اینها کافی نیست و حق ایران خیلی بیشتر از آن چیزی است که در توافق گس- گلشائیان داده شده است. این توافق وقتی به مجلس پانزدهم می‌رود، شماری از نمایندگان با این توافقنامه مخالفت می‌کنند. بازار و دانشجویان و مطبوعات آزاد و مستقل هم از این طیف نمایندگان حمایت کردند. بتدریج آیت الله کاشانی به میان می‌آید و به شدت علیه انگلستان موضع‌گیری می‌کند. نهایتا این قرارداد به تصویب نمی‌رسد.

29/12/1329 شمسی تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت در مجلس شورای ملی

در مجلس شانزدهم مساله ملی شدن نفت مطرح می‌شود. مرحوم دکتر مصدق یکی از افرادی بوده که بعنوان مغز متفکر ملی شدن نفت نقش‌آفرینی می‌کند. اسفند ماه سال 1329 شمسی پیش نویس لایحه ملی شدن نفت توسط فراکسیون جبهه ملی در مجلس شانزدهم تهیه می‌شود. روز 24 اسفند ماه، گزارش کمیسیون نفت مبنی بر ملی‌شدن صنعت نفت ایران با اکثریت آرا به تصویب مجلس شورای ملی رسید و چند روز بعد در 29 اسفند ماه با وجود اعتراض شدید دولت انگلستان طرح در مجلس سنا نیز تصویب و همان روز به امضای شاه رسید.  نهایتا در ۲۹ اسفند به ۱۳۲۹ به تصویب می‌رسد و با جمله تاریخی دکتر مصدق بر آن که نوشته "به نام سعادت ملت ایران" نفت ملی شود. بعدا به پیشنهاد دکتر مصدق 29 اسفندماه به‌عنوان روز ملی شدن صنعت نفت و تعطیل عمومی اعلام شد.

09/02/1330 شمسی تاسیس شرکت ملی نفت ایران

در این تاریخ اساسنامه شرکت ملی نفت ایران بعنوان یک شرکت ایرانی به تصویب مجلس رسید. آنچه در این اساسنامه جلب توجه می‌کند اعضای هیات مدیره این شرکت است که با عنوان هیات مختلط از آن یاد می‌شود. در این هیات 5 نماینده مجلس سنا، 5 نماینده مجلس شورای ملی و وزیر دارایی حضور دارند.

البته این اساسنامه چند بار دیگر دچار تغییرات شد که به ترتیب عبارت است از سالهای1331- 1333-1338- 1347 – 1353- 1356 که اساسنامه سال 1356 آخرین و قانونی ترین اساسنامه است.البته تلاش دولت های خاتمی و احمدی نژاد برای اصلاح این اساسنامه بر جا مانده از دوران طاغوت هنوز به سرانجام نرسیده است.

04/07/1330 شمسی انتصاب اولین مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران

دو روز پس از این‌که «اریک دریک» مدیرعامل شرکت نفت ایران و انگلیس کشور را ترک کرد، در 7 تیر 1330 مهندس مهدی بازرگان به‌عنوان مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران منصوب شد. در همین روز، نخست‌وزیر در پیامی خطاب به کارکنان خارجی شرکت سابق که اکثرا انگلیسی بودند، اطمینان داد که موقعیت شغلی آن‌ها محفوظ است و می‌توانند به کار ادامه دهند؛ اما آنان براثر تبلیغات منفی انگلیس این پیشنهاد را نپذیرفتند و چند روز بعد، به‌صورت دسته جمعی استعفا کردند و به این ترتیب، در 10 تیر پس از خروج کارکنان انگلیسی از آبادان و خودداری نفتکش‌ها از بارگیری نفت، فعالیت پالایشگاه آبادان متوقف شد.

28/05/1332 شمسی کودتای 28 مرداد

اتفاق بدی که در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال ۳۲ رخ داد انتخاب آیزنهاوربود. نگاه دموکرات‌ها با جمهوری‌خواهان فرق می‌کند، جمهوری‌خوا‌هان بیشتر اهل نظامی‌گری هستند. از بخت بد ما در انتخابات آمریکا جمهوری‌خواهان بر سر قدرت آمدند.

در انتخابات انگلستان هم گروهی بر سر کار آمد که نگاهش با گروه قبلی خیلی فرق می‌کرد. چرچیل معتقد بود که ایرانی‌ها فقط زبان زور می‌فهمند و مذاکره نتیجه‌ای ندارد.

دکتر مصدق و دیگران باید متوجه می‌شدند که شرایط مقداری در لندن و واشنگتن تغییر کرده است، کسانی آمده‌اند که جنگ‌طلب هستند و اهل مذاکره نیستند. به نظر می‌رسد باید فرمول بانک جهانی(بانک جهانی می‌گفت من کاری ندارم صاحب این نفت کدام دولت است. این یک مساله حقوقی است که باید حل شود. بانک جهانی می‌گفت من نفت را می‌فروشم و به هریک از طرف دعوا یک مقدار پرداخت می‌کنم، بقیه را در یک صندوقی ذخیره می‌کنم که بعد از چند سال دیگر که این دعوا تمام شد، تکلیف آن مشخص شود. )  و یا فرمول 50-50  را می‌پذیرفتند. در اثر این اتفاق این تصور کم کم در آمریکا بوجود آمد که انگلیسی‌ها خیلی بی‌ربط نمی‌گویند، ایرانی‌ها دنبال راه‌حل و به سرانجام رساندن موضوع نیستند و مثل اینکه ما چاره‌ای نداریم که به سمت حرکت نظامی‌ برویم و دولت دکتر مصدق را منحل کنیم. از این جا بود که بتدریج ایده کودتای ۲۸ مرداد شکل گرفت و این فکر غالب شد.

اینکه چرا دکتر مصدق فرمول ۵۰-۵۰ و پیشنهاد بانک جهانی را نپذیرفت، برخی به دلیل آن می‌دانند که مصدق پیشنهاداتی که با اصل ملی شدن نفت و حاکمیت ایران بر نفت مغایر بوده را تایید نمی‌کرد.عده دیگری معتقدند که نه اینها بهانه است و مصدق نگران این بود که اگر با انگلستان مصالحه‌ای انجام دهد، آیت الله کاشانی که بتدریج رقیب سیاسی دکتر مصدق شده بود و حزب توده که از ابتدا دکتر مصدق را آمریکایی و انگلیسی و خائن می‌دانست، بهره‌برداری سیاسی کنند و اساسا دکتر مصدق درصدد بود که هیچ مصالحه‌ای با انگلستان نداشته باشد، برای اینکه فکر می‌کرد براساس هرگونه مصالحه حزب توده و آیت الله کاشانی او را متهم به خیانت خواهند کرد. اینکه کدام یک از این نظرات درست است را نمی‌دانم و فکر می‌کنم نیاز به تحقیق بیشتر دارد. ولی مسلم است که با کودتای ۲۸ مرداد و قراردادی که بعد از کودتا تحت عنوان کنسرسیوم بسته شد، ما عقب نشینی کردیم و به سهم و سود کمتر قانع شدیم. بعلاوه شرایط سیاسی کشور بعد از کودتا وحشتناک شد. تمام آزادی‌های مدنی و آزادی مطبوعات از بین رفت. بسیاری از افراد ملی که مخالف حکومت بودند، دستگیر شدند و یک فضای دیکتاتوری به مدت ۲۵ سال بر کشور حاکم شد.

 29/07/1332 شمسی تصویب لایحه تشکیل کنسرسیوم شرکتهای بین المللی نفت در مجلس

مجلس شورای ملی در 29 مهرماه 1332 ماده واحده مربوط به قرارداد نفت را با 113 رای موافق، 5 رای مخالف و یک رای ممتنع تصویب کرد. این لایحه که مقدمه بر تشکیل کنسرسیوم شرکت‌های بین‌المللی نفتی در ایران بود، پیش از آن در کمیسیون خاصی مرکب از نمایندگان مجلس شورای ملی و سنا بررسی شده ‌بود. این کمیسیون 36 عضو داشت که به‌ طور مساوی از دو مجلس انتخاب شده ‌بودند. لایحه نفت در 30 شهریور به مجلس ارائه شده‌بود. آمریکا و انگلیس از عملکرد زاهدی و دولت او در تنظیم قرارداد و توجیه آن بسیار راضی بودند و مهارت علی امینی، وزیر دارایی را در این زمینه می‌ستودند. شاه نیز همان‌گونه که قول داده‌بود، از لایحه پشتیبانی می‌کرد. سردار فاخر حکمت، رئیس مجلس شورا نیز به سفارش انگلیس اطمینان داده‌بود که کار تصویب قرارداد در مجلس، با مشکل مهمی برخورد نخواهد کرد. مطبوعات تحت کنترل دولت نیز با نقل شایعات و انتصاب نمایندگان مختلف با لایحه به کمونیست‌ها، سعی در انحراف افکار عمومی در این زمینه داشتند.

 08/07/1358 شمسی تصویب قانون تاسیس وزارت نفت در شورای انقلاب

 پس از پیروزی انقلاب، دولت موقت تاسیس وزارت نفت را به شورای انقلاب پیشنهاد کرد. پس از بررسی‌های لازم در 8 مهر 1358، این شورا قانون تاسیس وزارت نفت را تصویب و برای اجرا به دولت ابلاغ کرد.

براساس این قانون، شرکت‌های ملی نفت، گاز، صنایع پتروشیمی و کلیه شرکت‌های تابعه به‌عنوان زیرمجموعه وزارت نفت درآمدند و موظف شدند، پس از تهیه و تدوین آیین‌نامه‌ها و مقررات و اتخاذ روش‌ها و سیستم‌های تشکیلاتی، کلیه امور خود را زیرنظر وزیر نفت انجام دهند

 

23/11/1358 شمسی نصویب لایحه استفاده موقت از اموال شرکتهای در حال تعطیل وابسته به شرکت ملی نفت ایران

لایحه قانونی راجع به استفاده موقت از اموال شرکتهای در حال تعطیل وابسته به شرکت ملی نفت ایران در اهواز برای‌سازندگی کشور که در جلسه مورخ 23/11/1358 به تصویب شورای انقلاب جمهوری اسلامی ایران رسید.

15/12/1361 شمسی تصویب قانون‌الزام دولت جهت تنظیم لایحه قانونی نفت در مجلس

     ‌ماده واحده ـاز تاریخ تصویب این قانون وزارت نفت موظف است ظرف مدت چهار ماه لایحه نفت و اساسنامه مؤسسات تابعه خود را منطبق بر‌موازین اسلامی‌و قانون اساسی جمهوری اسلامی‌ایران تهیه و طبق اصل 74 قانون اساسی به مجلس شورای اسلامی‌تقدیم نماید.

 

 

09/07/1366 شمسی تصویب قانون جدید نفت

بر اساس ماده 4 این مصوبه که در تاریخ 23 مهر به تایید شورای نگهبان رسیده وزارت نفت مکلف است ظرف یکسال از تاریخ تصویب این قانون، اساسنامه‌های شرکت‌های نفت، گاز و پتروشیمی را به مجلس شورای اسلامی تقدیم نماید.

 11/03/1376 شمسی افزایش سرمایه شرکت ملی نفت ایران

افزایش سرمایه شرکت نفت (بر اساس اساسنامه سال 1356 ) از هفت صد میلیارد ریال به چهارهزار و پانصد میلیارد ریال

 30/03/1380 شمسی افزایش سرمایه شرکت ملی نفت ایران

افزایش سرمایه شرکت نفت (بر اساس اساسنامه سال 1356 ) از چهارهزار و پانصد میلیارد ریال به یازده هزار و یکصد و ده  میلیارد و چهارصد و بیست میلیون ریال

00/00/1384 شمسی تلاش دولت خاتمی برای اصلاح و تغییر اساسنامه  شرکت ملی نفت ایران

 

04/07/1386 شمسی تعیین وزارت نفت ایران بعنوان نماینده دولت برای عقد قراداد با  شرکت ملی نفت ایران

افزایش سرمایه شرکت نفت (بر اساس اساسنامه سال 1356 ) ریال به سیصدو هفتاد و دو  هزار و ششصد و چهل و چهار میلیارد ریال

25/10/1387 شمسی مصوبه هیات دولت مبنی بر پرداخت حقوق گمرکی توسط  شرکت ملی نفت ایران

هیئت وزیران در جلسه مورخ 25/10/1387 بنا به پیشنهاد شماره 261915ـ2/12 مورخ 16/9/1387 وزارت نفت و به استناد اصل یکصد و سی و هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تصویب نمود:

     شرکت ملی نفت ایران مکلف است قبل از ترخیص محموله‌های فرآورده‌های نفتی نسبت به تکمیل و ارائه اظهارنامه گمرکی برابر قوانین و مقررات مربوط اقدام و نسبت به پرداخت حقوق ورودی به صورت نقدی و ارائه تعهدنامه ذیحسابی در رابطه با پرداخت مالیات بر ارزش افزوده و عوارض مربوط اقدام نماید.

 

25/10/1387 شمسی کلیات طرح « وظایف و اختیارات وزارت نفت» در مجلس تصویب شد

 نمایندگان مجلس با تصویب کلیات طرح «وظایف و اختیارات وزارت نفت» به کاهش قدرت و اختیارات شرکت ملی نفت در برابر وزارت نفت رای دادند و زمینه تغییر ساختار در مدیریت بزرگ‌ترین منبع درآمدی دولت را فراهم کردند.

 طرح قانونی «وظایف و اختیارات وزارت نفت» یکی از سه‌گانه مجلس هشتم برای ایجاد تحول در این ساختار مدیریتی است که به اعتقاد نمایندگان، پیش زمینه تدوین اساسنامه شرکت ملی نفت خواهد بود. کلیات این طرح با وجود اعلام مخالفت صریح دولت، روز گذشته با رای موافق 124 نفر از مجموع 197 نماینده حاضر در جلسه علنی به تصویب رسید و نمایندگان در ادامه شش ماده از آن را نیز به تصویب نهایی رساندند. مواد تصویب شده علاوه بر تعیین وظایف و اختیارات وزارت نفت از جمله در «امور حاکمیتی و سیاست گذاری»، «امور نظارتی»، «امور اجرایی»، «امور سرمایه گذاری و تامین منابع مالی»، «امور منابع انسانی، علمی و فناوری» و «امور بین‌الملل»، یک تغییر مهم نیز در راس هرم نفتی کشور ایجاد کرد؛ به این ترتیب که ریاست مجمع عمومی شرکت ملی نفت را که پیش از این در اختیار رییس‌جمهور بود، به وزیر نفت واگذار کرد.

 

در تدوین این مقاله از چند منبع استفاده کرده ام که بدلیل نبود امکان ارجاع در متن اسامی این منابع را در ادامه می‌اورم.

تحلیل "صادق زیباکلام" درباره ملی شدن نفت در ایران از سایت ایران پترو

نفت ایران از سلطه استعمار تا تسلط استبداد- سید محمد صادق خرازی

تقویم نفت ایرات از سایت شرکت ملی نفت

جزئیات اساسنامه جدید شرکت ملی نفت ار سایت الف