روزنامه نگار

آموزش روزنامه نگاری و یادداشت های یک روزنامه نگار

 
طنز و شادی در کلام امام خمینی2
ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ خرداد ۱۳۸۸  

سادگی کلام و شیرینی گفتار:

یکی از روحیات حضرت امام که پیران و جوانان را شیفته خودش کرده بود  سادگی در کلام و شیرنی گفتار صادقانه او با مردم بود. در این میان طنز امام هم در نوع خود از ماندنی ترین و جذاب ترین بخشهای شخصیت ولای بزرگ مرد عصر حاضر بود. در تمام دوران حضور رهبر کبیر انقلاب در میان مردم یکبار شنیده نشد که لفظ زشت و نامربوطی بر زبان جاری کند. من نشنیدم که در بدترین شرایط به  دشمنان خود  توهین کند. او در سال 1342 و زمانی که بحرانی ترین روزهای مبارزه بود ،حتی در جایی که طلاب حوزه علمیه را از بالای مدرسه فیضیه به پایین انداختند محمدرضا را با عنوان « آقا» صدا می زند .« ای آقای شاه من اعلام خطر می کنم.»

 اگر ریشی داشته باشد!

دورترین خاطره ای که از طنز در کلام امام خمینی دارم مربوط به زمانی است که در جمع اعضاى شوراهاى اسلامى روستاها و مهاجران جنگ تحمیلى‏ در 13  آبان 1361 پیرامون رجز خوانی های صدام پس از آزاد سازی خرمشهر سخنرانی کردند. در این سخنرانی ایشان با اشاره به این مطلب که صدام پس از شکست در خرمشهر در میان ارتش خودش گفته عقب نشینی ما تاکتیکی بوده است فرمودند: «و تعجب [از] این است که این را در برابر ارتش و نظامیهاى خودش و فرماندهان خودش مى‏گوید که آنها در باطن نفس‏شان به ریشش مى‏خندند»

اینجا بود که حضرت امام چند ثانیه ای مکث کرد و در حالیکه تبسم ملیحی بر لبش نقش بسته بود  مثل اینکه یادش بیاید که صدام ریش ندارد ادامه داد :- اگر ریشی  داشته باشند- ( صحیفه امام    ج‏17  ص  83   )

 نه تو سرباز منى، نه من سرباز تو!

در جایی دیگر هنگامی که در میان سخنرانی ایشان یک نفر بدون توجه به فرمایشات ایشان و فضای مجلس از سر ارادت با صدای بلند فریاد زد : ما همه سرباز توایم خمینى، گوش به فرمان توایم خمینى. با همان شرینی کلام فرمودند : ‏] ما همه سرباز خدا هستیم ان شاء اللَّه. نه تو سرباز منى، نه من سرباز تو. همه ما با هم قیام کردیم که اسلام را در اینجا زنده کنیم و ان شاء اللَّه... (صحیفه امام    ج‏13  ص  335    )