روزنامه نگار

آموزش روزنامه نگاری و یادداشت های یک روزنامه نگار

 
به یاد سهراب
ساعت ۸:٥٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٢  

خانه دوست کجاست؟" در فلق بود که پرسید سوار.
آسمان مکثی کرد.
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید
و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت:
"نرسیده به درخت،
کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است
و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است.

سهراب سپهری در تاریخ پانزدهم مهر ماه 1307 در خانواده ای که اهل شعر، نقاشی، منبت کاری و دیگر رشته های هنری بود، زاده شد. کودکی و نوجوانی او به مطالعه، بازی در طبیعت، شکار و نواختن موسیقی گذشت. سهراب تا پانزده سالگی خود را در شهر کاشان گذراند و در نقاشی ها و اشعار او تاثیر این دوران و تاثیر طبیعت و گیاهان را می بینیم.
سهراب یک سال بعد پس از پایان تحصیلات سیکل اول متوسطه به تهران رفت و در دانشسرای مقدماتی نام نویسی کرد. پس از پایان دوران دانشسرا به کاشان بازگشت و به سرودن شعر و کشیدن نقاشی مشغول شد. اما دوباره به تهران رفت و برای تحصیل در رشته نقاشی در دانشکده هنرهای زیبا ثبت نام کرد.
او اولین کتاب خود به نام مرگ رنگ را در سال 1330 چاپ کرد. سهراب سپهری شعر صدای پای آب را با الهام از قریه "چنار" واقع در حد واسط کاشان و مشهد اردهال سرود و دهکده زیبای "گلستانه" واقع در اطراف کاشان الهام بخش او در سرودن شعر گلستانه شد. شعر بلند مسافر یکی از اشعارسهراب است که خیلی برایم دلنشین است .
این هنرمند پرآوازه ایران روز اول اردیبهشت ماه 1359 در اثر بیماری سرطان خون در بیمارستان پارس تهران درگذشت و در مشهد اردهال در نزدیکی کاشان به خاک سپرده شد. بر سنگ مزار سهراب سپهری این شعر هشت کتاب را با خط زیبای استاد رضا مافی می خوانیم :
به سراغ من اگر می آیید،
نرم و آهسته بیایید، مبادا که ترک بردارد،
چینی نازک تنهایی من.
یک گفت و گو با سهراب سپهری برای جوانان مشتاق تهیه کرده ام که دوست دارند سوالات مختلف خود را از این شاعر بلند آوازه بپرسند. سؤالات را طور انتخاب کرده ام که بتواند به تمامی کنجکوی های خوانندگان اشعار سهراب پاسخ دهد. پاسخ سوالات نیز همگی – به جز چند سوال اول که از زبان پریدخت سپهری است- از یاد داشتها و اشعار سهراب انتخاب شده است طوری که می توان گفت این یک مصاحبه زنده و رو در رو با شاعر آب و خرد و روشنی، سهراب سپهری است. این مصاحبه را بزودی روی وبلاگم می گذارم