روزنامه نگار

آموزش روزنامه نگاری و یادداشت های یک روزنامه نگار

 
نیمه پنهان و پشت پرده فوتبال ایران
ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۸٧  

حدود سال 1371 یک مسابقه دوستانه بین تیم ملی فوتبال ایران و باشگاه ابومسلم خراسان برگزار شد. در آن مسابقه دوستانه یک نوجوان مشهدی در فضایی به اندازه یک قالیچه شش متری تمام بازیکنان اسم و رسم دار آن روزهای تیم ملی را که سرآمدشان ابطحی بود به هم پیچاند. بازی آن روز این نوجوان 50کیلویی و سیاه چرده با آن پا های لاغر و ضعیف به چشم مربیان وقت تیم ملی نیامد ، اما تماشاگران مشهدی بعد بازی برای مدت زیادی این اعجوبه کوچک خود را تشویق کردند تا به مسئولان تیم ملی بفهمانند جای او در تیم ملی خالی است. من و برادرم هم  از تماشاچیان آن بازی بودیم ، هنوز هم صدای تماشاگران مشهدی که فریاد می زدند «خداداد بیا اینجا » در گوشم است . آن روز برادر بزرگم دندان درد شدیدی داشت و به توصیه یکی از تماشاگران دود سیگار را در دهان خود می چرخاند. این دور ترین خاطره من از عزیزی است ، فوتبالیستی که تلاش مسئولان ورزش و سیاست خراسان در آن زمان نتوانست پای او را به تیم ملی باز کند.بازیکنی که در آن روز ها او را با مارادونا ! مقایسه می کردند.  چند سالی گذشت تا نام خداد عزیزی  بعد حضورش در تیم فوتبال پاس و تیم ملی بر سر زبان ها افتاد  و در بازی با استرالیا به یک حماسه تبدیل شد.

اینکه یک نوجوان از پایین ترین محله های مشهد به قله فوتبال این مملکت برسد ، برای خداداد عزیزی امری محال نبود ، اما  کاری که برای او امکان پذیر نبود و نیست کنترل رفتار تند و خشنی است که جزء لاینفک جوانان و نوجوانان محله های پایین شهر است . شاید اگر او هم مثل دایی مشاوران و دوستان بهتری برای خود انتخاب می کرد دچار این بحرانها نمی شد. علی دایی در جایی به یک خبرنگار گفته بود که دوستان و مشاورانش حتی در آلمان نیز با تلفن او را کنترل می کرده اند تا بدانند بعد از بازی به هتل می رود یا جای دیگر.

به نظر می رسد هر اتفاقی که روز جمعه هشتم آذرماه 1387 در  vip  ورزشگاه ثامن بین  خداداد و آن خبرنگار رخ داده باشد بی ارتباط با فرهنگ واقعی حاکم بر میادین فوتبال و و رزش ما نیست. شکی نیست اغلب معضلات اجتماعی و حتی اقتصادی ما ریشه در فرهنگ دارد و فرهنگ مقوله ای نیست که رشد و یا توسعه نیافتن آن یک شبه  اتفاق بیفتد. خداداد در میان فوتبالیست های این مرز بوم یک نمونه منحصر به فرد   است . او کسی است که بقول خودش دروغ نمی گوید و با کسی هم تعارف ندارد و شاید هم خصوصیت ها سبب شده همواره نامش به عنوان یک عصیانگر بر سر زبان ها باشد. به همین دلیل است که می توان گفت او در واقع  نیمه پنهان و پشت پرده فوتبال ایران است.

نگاهی به مسائلی که خداداد بارها بدان اشاره کرده و یا  خود سبب بروزشان شده  نشان می دهد ، بی اخلاقی و ضعف فرهنگی ورزش و بخصوص فوتبال ما را احاطه کرده است. شاید اکثر افرادی که از فوتبال این مملکت کسب درآمد و آبرو می کنند مثل خداداد ساده و رک نباشند ، اما همه آنها می دانند در این فوتبال تعداد افرادی که خیلی جوانمردانه بازی و زندگی می کنند زیاد نیست . از خبر نگاران ورزشی در مطبوعات و صداوسیما که با دریافت مبلغی از قراداد بازیکنان به تبلیغ و تعریف بازی آنها می پردازند تا بازیکنان و مربیانی که به فوتبال و هر مسابقه مانند بازی مرگ و زندگی برای کسب درآمد نگاه می کنند .