روزنامه نگار

آموزش روزنامه نگاری و یادداشت های یک روزنامه نگار

 
مردی برای تمام فصول
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٩ خرداد ۱۳۸٧  

دکتر علی شریعتی  شاید اغراق نباشد اگر بگویم اغلب مردان و زنان فرهیخته میانسال حال حاضر این مرز و بوم تحت تاثیر نام شخصیت های بزرگی مثل دکتر علی شریعتی ، دکتر مرتضی مطهری ، سهراب سپهری ، جلال آل احمد ، غلامرضا تختی ،مهدی اخوان ثالث و.... چند نام دیگر در عرصه های مختلف هنر و ادبیات و سیاست و جامعه شناسی هستند.

اگر از اکثر افرادی که در میانه سال های 1320 تا 1340 بدنیا آمده باشند بپرسی چه کسانی در شکل گیری عقاید و شخصیت آنها تاثیر داشته است بدون تردید حداقل یک از نام های فوق را خواهد گفت. در میان این اسامی شاید تاثیر دکتر علی شریعتی بر ایدئولوژی و جامعه شناسی مردمان یاد شده بیش از همه باشد. تجربه خواندن هبوط در کویر برای هر یک از این آدمها تجربه ای فراموش نشدنی است که شاید ماه ها ذهن آنها را با خود درگیر کرده باشد ، تجربه ای که با خواند شعر مسافر سهراب و خسی در میقات و مدیر مدرسه جلال و خدمات متقابل اسلام و ایران دکتر مطهری و...در قلمرو های دیگر به انسان دست می دهد.

به هر جهت امروز 29 خرداد 1387 است و سی‌ویک سال از مرگ شریعتی گذشته است و نگاهی به روز شمار زندگی او در این ایام - که در ادامه مطب آمده است -  بی مناسبت نیست.

 


 

دکتر علی شریعتی سال 1312 در روستای مزینان از حوالی شهرستان سبزوار متولد شد. پدرش استاد محمد تقی شریعتی (موسس کانون حقایق اسلامی در مشهد) و مادرش زهرا امینی زنی روستایی بود.

علی شریعتی به سال 1319 در سن هفت سالگی در دبستان ابن‌یمین ثبت‌نام کرد و پس از اتمام تحصیلات مقدماتی در 16 سالگی سیکل اول دبیرستان (کلاس نهم نظام قدیم) را به پایان رساند و وارد دانشسرای مقدماتی شد
در سال 1331، اولین بازداشت علی شریعتی و  نخستین رویارویی مستقیم وی با حکومت  اتفاق افتاد. در همین زمان ،وی که در سال آخر دانشسرا بود به پیشنهاد پدرش شروع به ترجمه کتاب ابوذر (نوشته عبدالحمید جوده السحار) کرد
اواسط سال 1331 تحصیلات علی شریعتی در دانشسرا تمام شد و پس از مدتی شروع به تدریس در مدرسه کاتب‌پور احمدآباد کرد و همزمان به فعالیت‌های سیاسی‌اش ادامه داد. کتاب «مکتب واسطه» نیز در همین دوره نوشته شده است.
سال 1334 و پس از تاسیس دانشکده علوم و ادبیات انسانی مشهد وارد آن دانشکده شد. در دانشکده مسوول انجمن ادبی دانشجویان بود. در همین سال‌ها بود که آثاری از اخوان ثالث مانند کتاب ارغنون (1330) و کتاب زمستان (1335) و آخر شاهنامه (1328) او را سخت تحت تاثیر قرار داد
آشنایی او با پوران شریعت رضوی در دانشکده ادبیات منجر به ازدواج آن دو در سال 1337 شد و پس از چند ماه زندگی مشترک به علت موافقت با بورسیه تحصیلی او در اوایل خرداد ماه 1338 برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت
در طول دوران تحصیل در اروپا علاوه بر نهضت آزادیبخش الجزایر با دیگر نهضت‌های ملی آفریقا و آسیا، آشنایی پیدا کرد. او  در سال 1963 با درجه دکتری یونیورسیته فارغ‌التحصیل شد و پس از مدتی همراه خانواده و سه فرزندش به ایران بازگشت. اما در مرز بازرگان توسط مأموران ساواک دستگیر شد.
پس از پنج سال تحصیل و آموختن و فعالیت سیاسی در اروپا، بازگشت به فضای راکد و بسته جامعه ایران آن روزگار و آن هم تدریس در دبیرستان ،بسیار رنج‌آور بود. سال بعد، وی پس از قبولی در امتحان به عنوان کارشناس کتب درسی به تهران منتقل شد و با آقایان برقعی و شهیدباهنر و شهیددکتر بهشتی که از مسوولان بررسی کتب دینی بودند، همکاری کرد. ترجمه کتاب «سلمان پاک» اثر لویی ماسینیون حاصل تلاش او در این دوره است
از سال 1345 به عنوان استادیار رشته تاریخ در دانشکده مشهد استخدام شد. موضوعات اساسی تدریس او را می‌توان به چند بخش تقسیم کرد؛ تاریخ ایران، تاریخ و تمدن اسلامی و تاریخ تمدن‌های غیراسلامی
از همان آغاز روش تدریس، برخوردش با مقررات متداول در دانشکده و رفتارش با دانشجویان، او را از دیگر استادان متمایز کرد. چاپ کتاب اسلام‌شناسی و موفقیت درس‌های دکتر علی شریعتی در دانشکده مشهد و ایراد سخنرانی‌های او در حسینیه ارشاد در تهران موجب شد که دانشکده‌های دیگر ایران از او تقاضای سخنرانی کنند. این سخنرانی‌ها از نیمه دوم سال 1347 آغاز شد
مجموعه این فعالیت‌ها ،مسوولان دانشگاهی را بر آن داشت که ارتباط او را با دانشجویان قطع کنند و به کلاس‌های وی که در واقع به جلسات سیاسی ـ فرهنگی بیشتر شباهت داشت، خاتمه دهند. در پی این کشمکش‌ها و دستور شفاهی ساواک به دانشگاه مشهد کلاس‌های درس او، از مهرماه 1350 رسماً تعطیل شد.
از اواخر آبان ماه 1351 به خاطر سخنرانی‌های ضد رژیم پهلوی، زندگی مخفی علی شریعتی آغاز شد و پس از چند ماه زندگی مخفی ،در مهرماه سال 1352 خود را به ساواک معرفی کرد. او 18 ماه در سلول انفرادی زندانی و در نهایت اواخر اسفند ماه سال 1353 آزاد شد و بدین ترتیب مهم‌ترین فصل زندگی اجتماعی و سیاسی وی پایان یافت
در این دوران که مجبور به خانه‌نشینی بودٰ فرصت یافت تا به فرزندانش توجه بیشتری کند. در سال 1355، با فرستادن پسرش (احسان) به خارج از کشور، فرصت یافت تا مقدمات هجرت خود را فراهم کند و در   26 اردیبهشت سال 1356 از ایران، به مقصد بلژیک خارج و پس از اقامتی سه روزه در بروکسل عازم انگلستان شد و در منزل یکی از بستگان نزدیک همسر خود اقامت گزید. اما پس از گذشت یک ماه و در 29 خرداد همان سال - یعنی حدو د یک سال و هشت ماه قبل از پیروزی انقلاب- به نحو مشکوکی درگذشت . با مشورت استاد محمد‌تقی شریعتی و کمک دوستان و یاران او از جمله شهید دکتر مصطفی چمران و امام موسی صدر در سوریه به خاک سپرده شد.