روزنامه نگار

آموزش روزنامه نگاری و یادداشت های یک روزنامه نگار

 
داستان پطروس فداکار و سوراخ تورم در ایران
ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸٧  

حتما می دانید پطروس، نوجوان فداکاری بود که با فرو کردن انگشت خود در سوراخ سد توانست شهر خود را از سیل ویرانگر نجات دهد.اینکه پطروس می توانست یک شاخه درخت یا حتی گوشه ای از لباسش را در سوراخ سد فرو کند تا صبح روز بعد بی هوش کنار سد نیفتد موضوع بحث ما نیست ،آنچه برای ما مهم است اینست که اگر پطروس اینکار را نمی کرد شاید سوراخ های دیگری در سد پیدا می شد و شهر را ویران می کرد.

حکایت مبارزه دولتمردان ما با تورم بی شباهت با مبارزه پطروس با سوراخ سد نیست، آنها با مشاهد تورم و گرانی یکی از مایحتاج مردم بلافاصله به سراغ آن رفته و تمام همت خود را معطوف حل این معضل می کنند. تفاوت آنها با داستان پطروس در این است که مثل آن نوجوان فداکار خوش شانس نیستند چون تا بیایند جلوی تورم در یک گوشه را بگیرند این دیو چند سر از جای دیگر بیرون می زند.

نگاهی به سوراخ های تورم در ایران شاهد این مدعاست که تعداد سوراخ های سد مبارزه با گرانی کم نیست . این سوراخ ها که با گوجه فرنگی آغاز شد و با محصولی تمیز مثل پودر های شوینده ادامه یافت در ادامه به سراغ سکه، طلا، آهن ، آجر ، خانه و ملک  و...... و این اواخر برنج رفت. بد نیست بدانید این زنجیره غذایی  که با برنج و گوشت آغاز شد حتما به مرغ و ماهی و کنسرو و نهایتا نان خواهد رسید چون وقتی برنج نباشد (در فرض ما نباشد بهترین فعل است چون برنج کیلویی 5000 تومان باشد هم قابل خرید نیست )عادت غذایی مردم به طرف غذاهای نانی رفته و در نتیجه مصرف نان بالا خواهد رفت  با این فرض نان هم گران خواهد شد و مردم نخواهند توانست بجای گوشت و مرغ از سوسیس و کالباس و کنسرو استفاده کنند چون این مواد غذایی نیز گران شده است.

شما فکر نمی کنید کار از انگشت در سوراخ سد فرو کردن گذشته باشد ، شاید اصلا سد خراب است و شاید به چیزی قوی تراز انگشت و سد و....... الخ نیاز باشد.