روزنامه نگار

آموزش روزنامه نگاری و یادداشت های یک روزنامه نگار

 
پلیس آهنی!
ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ آبان ۱۳٩۱  

 ماشین را پارک کرد و رفت سراغ دستگاه پارکومتر تا آن را شارژ کند. کارت مترو خالی بود، مغازه­­ های سرکوچه کارت نداشتند کسی هم نبود تا برای شارژ دستگاه کمکش کند. برگشت تا یک جای پارک مناسب و بدون پارکومتر در کوچه های اطراف پیدا کند . پلیس محترم قبض بدست ایستاده بود و بیست هزار تومان ناقابل برایش بریده بود. کارت متروی خالی را به پلیس نشان داد و گفت : تو رو خدا ننویس  رفتم شارژ کنم نشد برگشتم. افسر پلیس با قیافه­ای حق به جانب گفت : ببخشید نوشتم نمی توانم کاری بکنم . گفت: دارم می­رم حداقل کمتر بنویس افسر در حالی که قبض را نشان می­داد گفت : مبلغش را هم نوشته بودم کاریش نمیشه کرد. سوار ماشین شد، در حالی که به زمین و زمان فحش می داد در ماشین را محکم بست.

 این تصویر شاید آشنای هر روز افرادی باشد که در خیابان های تهران با وسیله نقلیه خود عبور و مرور می کنند. آنچه برای مردم سوال است فلسفه نصب این پارکومترها در خیابان های شهر و حتی کوچه های فرعی است.

از قرار این به اصطلاح  پلیس آهنی­ها برای جلوگیری از افزایش ترافیک در خیابان های شلوغ و مرکزی شهر، تاسیس و راه اندازی شده اند . اما به نظر می­رسد این هدف با نوع استفاده از پارکومترها نسبت چندانی ندارد.

محمدجواد فینی که چند سال پیش به عنوان پارکبان یکی از خیابان های پایتخت را اجاره کرده بود می­گوید : خیابان را ماهیانه دو میلیون تومان اجاره کرده بودیم.  دو نفری حدوداً سه میلیون تا چهارمیلیون درآمد داشتیم . فینی که هنوز خاطرات تلخی از درگیری با رانندگان برای پرداخت هزینه پارک دارد اضافه می­کند : آن روز­ها مردم  هنوز با این شیوه دریافت هزینه پارک آشنا نبودند اما حداقل فایده های آن شیوه ایجاد فرصت شغلی برای ما دو نفر و نیز هزینه پایین آن  برای رانندگان وسایل نقلیه بود.

حمید باقری که در یک مجموعه دولتی کارمند است با گلایه از نصب این دستگاه ها در خیابان های فرعی می­گوید : محل کار من در یک کوچه فرعی است . چون مشکل جسمی دارم ناچارم ماشین بیاورم.  با توجه به اینکه ساختمان ادارای ما پارکینگ کافی ندارد ناچار هستم ماشینم را کنار خیابان بگذارم . اما باید ساعتی 700 تومان برای گذاشتن ماشینم کنار خیابان بپردازم . تازه با همین مشکل جسمی باید هر سه ساعت بیایم پایین و پارکومتر را مجدداً شارژ کنم . به عبارت ساده­تر روزانه تقریباً 6000 تومان باید برای گذاشتن ماشینم در حاشیه یک خیابان فرعی که هیچ پارکبانی هم از آن مواظبت نمی­کند بپردازم. مگر حقوق یک کارمند روزانه چقدر است که 6000تومن آن را بابت پارک خودرو بدهد.

دوستی می‌گفت اغلب تصمیم‌های مدیریتی ما برای رفع مشکلات یکشبه گرفته می‌شود. به نظر او بیشتر اوقات مسئولان بدون در نطر گرفتن تبعات تصمیم خودشان بر انجام آن به هر شکل ممکن اصرار دارند.

او که در گذشته دور کار خبرنگاری کرده است اضافه می کند: اصلاح کار هیاتی برای فعالیتهای بدون

 



 
با قطاری که به سوی جهنم می‌رود نمی توان به بهشت رفت
ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ آبان ۱۳٩۱  

محرم آغاز شده است:

کارگاه مطالعه موضوعی نهج‌البلاغه با عنوان «عاشورا؛ کارگاه عملیاتی نهج‌البلاغه» با سخنرانی ابوالقاسم حسینجانی، نویسنده و پژوهشگر شب پنج‌شنبه 25 آبان‌ماه، در محل انتشارات هزاره ققنوس برگزار شد. تیتر برخی مطالب عنوان شده را برای آنهایی که علاقمند هستند می آورم. اطلاعات بیشتر را اینجا ببینید.

  • امام حسین (ع) برای کشتن و یا کشته شدن حرکت نکرد، قیام او برای از بین بردن جاهلیت بود و نه جاهل.
  • هیچ جنگی پایان دهنده جنگ دیگر نیست و با پلشتی نمی‌توان پلشتی را از بین برد .تنها از راه توسعه بهشت می‌توان جهنم را از میان برداشت
  •   عاشورای حسینی آمده بود تا جلوی تحریف اسلام را بگیرد، اما به دلیل بدفهمی‌هایی که از آن شد، خود تحریفاتی پیدا کرد.
  • پرچم سیاه و روضه خواند تنها کاری بود که در خفقان ایجاد شده توسط حاکمان زمان از دست امامان ما بر می‌آمد. اما اکنون همین حداقل کار برای ما شده است اولویت اصلی و آن کار اصلی که برداشتن موانع فکری است را فراموش کرده‌ایم.
  •   آن‌هایی زنده‌اند که تمام موانع فکری را از میان بردارند.. برخی بدفهمی‌ها سبب شده فلسفه حرکت و قیام امام حسین از ریل و شبکه حرکتی خود خارج شود. همان‌طور که قطار خارج از ریل و شبکه حرکتی خود قطار نیست، امام حسین (ع) خارج شده از شبکه حرکتی خود دیگر آن امام حسین (ع) واقعی نیست.
  •  مطابق بیان قرآن (رعد/17) حق چیزی است که به درد «ناس» یعنی همه مردم جهان بخورد و اگر به درد همه مردم نخورد، حق نیست.
  • شهادت مدیریت مرگ از سوی انسان‌های رسیده و واصل است و آنان با مدیریت مرگ خود می‌خواهند زندگی دیگران را هم معنا کرده و نجات دهند.