روزنامه نگار

آموزش روزنامه نگاری و یادداشت های یک روزنامه نگار

 
طنز و شادی در کلام امام خمینی3
ساعت ۳:٤٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ خرداد ۱۳۸۸  

خلاصه دو بخش قبل

بیست سال است که از عروج عارفانه حضرت امام خمینی معمار بزرگ انقلاب اسلامی گذشته است. به نظر من دوران 10 ساله ( به عبارت بهتر 9 سال و 4 ماهه )حضور امام در جمهوری اسلامی روزگاری بود که حلاوت و شرینی آن علی رغم التهاب ها و آشوب های سالهای اول انقلاب و نیز جنگ هشت ساله هنوز هم در ذائقه همنسلان من مانده است.

آنچه  علی رغم مشکلات اقتصادی و معیشتی و نیز نابسامانی های اجتماعی مثل ترور های خیابانی منافقین سبب شد ملت ایران از آن سالهای پر التهاب به نیکی یاد کنند همراهی  و همدلی رهبر کبیر انقلاب در تمام عرصه های با مردم بود. حضور روحانی و معنوی امام خمینی در میان ملت ایران سبب شده بود روح مردم نیز همراه با آن پیر فرزانه بسوی خدا و معنویت گام بردارد. این فرصت کوتاه  9 ساله کسب فیض از چشمه معرفت الهی آن پیر جمارانی سبب شد معنویت ، سادگی ، اخلاص ،همدلی ،برابری و برادری در میان مردم ایران نمودی عینی داشته باشد و اگر نبود این روح پاک خدایی ، جمهوری اسلامی ایران توان مقاومت هشت ساله در مقابل دنیای غرب را نداشت

 می خواستم این یادداشت را در روزهای میانی خرداد و به مناسبت سالگرد ارتحال امام امت روی وبلاگم بگذارم ولی چون موضوع یاداشت طنز در کلام امام بود آن را به زمان دیگری موکول کردم

  یکی از روحیات حضرت امام که پیران و جوانان را شیفته خودش کرده بود  سادگی در کلام و شیرنی گفتار صادقانه او با مردم بود. در این میان طنز امام هم در نوع خود از ماندنی ترین و جذاب ترین بخشهای شخصیت ولای بزرگ مرد عصر حاضر بود.

سه نفر رفتند به دزدی !

استفاده حضرت امام از ضرب المثل ها هر چند کم بود اما در معدود مواردی که هم ایشان به بیان این مثل های می پرداختند به بهترین شکل ممکن از آن برای ترسیم و تبین یک مسئله استفاده می نمودند. برای نمونه امام در دیداری که با یک متفکر مسلمان آمریکایی داشنتند موضوع تفرقه ای که استکبار  برای حذف روحانبیت از صحنه میان مسلمانان می اندازند را به خوبی ترسیم کردند. ایشان فرمودند:

نمى‏دانم این مَثَل پیش شما هست یا نیست که یکى رفت توى باغش دید که یک سیدى و یک آخوندى و یک مرد عامى دارند دزدى مى‏کنند. رفت آنجا و گفت که خوب این آقا سید است و اولاد پیغمبر. بسیار خوب، این آقا از علماست و پایش روى چشم ما. اما تو مردیکه چه مى‏گویى؟ آن دو تا را هم با خودش رفیق کرد. آن را دست و پایش را بست. بعد آمد نشست و گفت، واقع مطلب این است. خوب، سید اولاد پیغمبر است. با اولاد پیغمبر که نمى‏شود چیز کرد، خوب آشیخ تو چه مى‏گویى؟ با این ریش و عمامه آمدى دزدى! سید را با خودش موافق کرد. آخوند را بست. این دوتا را که دستشان را بست، پاشد، گفت: سید! جدت گفته دزدى کنى؟ قلدر بود گرفت سید را هم بست.

اینها وضعشان این طور است. روى این نقشه است که مى‏خواهند این سید اولاد پیغمبر است، آن کذا و کذا است، خوب این آخوندها حالا چى مى‏گویند اینها. آخوندیسم یعنى چه، مملکت ما نباید دست آخوندها باشد. اینها خیال مى‏کنند که آخوندها مى‏خواهند مملکت را بگیرند و به کس دیگر بدهند و خودشان هر کارى مى‏خواهند بکنند. مسأله این نیست. اینها همین نقشه است که ملت را از این آخوندها جدا کنند با دست خود ملت. آن چیزى که براى ملت سرمایه است و مى‏تواند کار بکنند، آن را بگیرند و جدا کنند، که نقشه در زمان رضا شاه هم به این معنا بود. و بعد هم یکى یکى از اول از آن پایینترها بگیرند و بیایند بالا، بیایند بالا یکى یکى برسند تا آخر این جمعیت را از بین ببرند. ( صحیفه امام، ج‏11، ص: 462)

 باباجان این از تو می ترسد!

ایشان طی  سخنرانى در جمع مسئولان و کارکنان وزارت بهدارى که در 16 آذر 1362 ایراد شده در ترسیم فضای سیاسی لبنان که آن زمان  در آتش جنگ داخلی می سوخت و آمریکا و فرانسه و برخی کشور ها برای ا به  صطلاح کمک به مردم و صلح میان طرفهای درگیر به لبان لشکر کشی کرده بودند به یک ضرب المثل اشاره کردند.

رهبر کبیر انقلاب فرمودند:« شما الآن ملاحظه مى‏کنید که در لبنان چه مى‏گذرد بر اهالى لبنان از دست همین‏هایى که براى صلح آمده‏اند. امریکا و فرانسه و انگلستان و ایتالیا براى اینکه صلح را در آنجا پایدار کنند آمده‏اند و جنگ راه انداخته‏اند. جنگ راه انداختند در محلى که اگر اینها نباشند خود آنجا آرامش بهتر پیدا مى‏کند، تا اینها باشند. اگر امریکا نبود و فشار به مردم نمى‏آورد، آن بیچاره‏هایى که تحت آن همه فشار هستند بالاخره یک کارى انجام مى‏دهند. منتظر نباشند که شما همه فشارها را بر ملت‏ها تحمیل کنید و آنها همین طور بنشینند و به شما مبارک بگویند. البته این انفجارات هست، تابع همان، دنبال همان است. دنبال آن هم آن بمباران‏هایى که دیدید کردند در لبنان. و امریکا آن قدر در آنجا فساد کرد و عمال امریکا که صهیونیسم هم از آنهاست و فرانسه هم باید از آنها حساب بکنیم، اینها به عنوان اینکه ما مى‏خواهیم صلح را در منطقه نگه داریم، آمدند و ببینید چقدر فساد وارد کرده‏اند بر این منطقه. از آن طرف شوروى به عنوان اینکه صلح در افغانستان درست کند، آمده است چندین سال است، قریب پنج سال است که الآن دارد در افغانستان آتش بپا مى‏کند. از آن طرف هم امریکا در هر نقطه‏اى که دستش برسد مى‏گوید ما براى صلح مى‏خواهیم برویم و لکن فساد ایجاد مى‏کند. نمى‏دانم این مَثَل را شما شنیدید یک بچه، پسر کوچکى بود که یک نفر آدم کریه المنظر «1» که صورتش جورى بود که بچه‏ها از او مى‏ترسیدند، او بغلش گرفته بود و او از ترس همین آدم گریه مى‏کرد، این مى‏گفت نترس من اینجا هستم، یک کسى به او گفت که آقا این از تو مى‏ترسد، تو این را بگذار زمین، این آرام مى‏شود. حالا اینها، قدرت‏هاى بزرگ، آمده در افغانستان مى‏گوید نترسید ما اینجاییم! در لبنان هم نترسید، ما اینجا هستیم! خوب، این مردم از شما مى‏ترسند، خوب، شما بروید کنار مردم آرام مى‏گیرند.» (صحیفه امام، ج‏18، ص: 237)



 
طنز و شادی در کلام امام خمینی2
ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ خرداد ۱۳۸۸  

سادگی کلام و شیرینی گفتار:

یکی از روحیات حضرت امام که پیران و جوانان را شیفته خودش کرده بود  سادگی در کلام و شیرنی گفتار صادقانه او با مردم بود. در این میان طنز امام هم در نوع خود از ماندنی ترین و جذاب ترین بخشهای شخصیت ولای بزرگ مرد عصر حاضر بود. در تمام دوران حضور رهبر کبیر انقلاب در میان مردم یکبار شنیده نشد که لفظ زشت و نامربوطی بر زبان جاری کند. من نشنیدم که در بدترین شرایط به  دشمنان خود  توهین کند. او در سال 1342 و زمانی که بحرانی ترین روزهای مبارزه بود ،حتی در جایی که طلاب حوزه علمیه را از بالای مدرسه فیضیه به پایین انداختند محمدرضا را با عنوان « آقا» صدا می زند .« ای آقای شاه من اعلام خطر می کنم.»

 اگر ریشی داشته باشد!

دورترین خاطره ای که از طنز در کلام امام خمینی دارم مربوط به زمانی است که در جمع اعضاى شوراهاى اسلامى روستاها و مهاجران جنگ تحمیلى‏ در 13  آبان 1361 پیرامون رجز خوانی های صدام پس از آزاد سازی خرمشهر سخنرانی کردند. در این سخنرانی ایشان با اشاره به این مطلب که صدام پس از شکست در خرمشهر در میان ارتش خودش گفته عقب نشینی ما تاکتیکی بوده است فرمودند: «و تعجب [از] این است که این را در برابر ارتش و نظامیهاى خودش و فرماندهان خودش مى‏گوید که آنها در باطن نفس‏شان به ریشش مى‏خندند»

اینجا بود که حضرت امام چند ثانیه ای مکث کرد و در حالیکه تبسم ملیحی بر لبش نقش بسته بود  مثل اینکه یادش بیاید که صدام ریش ندارد ادامه داد :- اگر ریشی  داشته باشند- ( صحیفه امام    ج‏17  ص  83   )

 نه تو سرباز منى، نه من سرباز تو!

در جایی دیگر هنگامی که در میان سخنرانی ایشان یک نفر بدون توجه به فرمایشات ایشان و فضای مجلس از سر ارادت با صدای بلند فریاد زد : ما همه سرباز توایم خمینى، گوش به فرمان توایم خمینى. با همان شرینی کلام فرمودند : ‏] ما همه سرباز خدا هستیم ان شاء اللَّه. نه تو سرباز منى، نه من سرباز تو. همه ما با هم قیام کردیم که اسلام را در اینجا زنده کنیم و ان شاء اللَّه... (صحیفه امام    ج‏13  ص  335    )

 



 
طنز و شادی در کلام امام خمینی1
ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ خرداد ۱۳۸۸  

قبل از تحریر :

 می خواستم این یادداشت را در روزهای میانی خرداد و به مناسبت سالگرد ارتحال امام امت روی وبلاگم بگذارم ولی چون موضوع یاداشت طنز در کلام امام بود آن را به زمان دیگری موکول کردم. اکنون و در روزهایی که برای اولین بار انتخابات در جمهوری اسلامی به این حد ملتهب شده تا جایی که برخی از مردم در مقابل هم و حتی در مقابل انقلاب قرار گرفته اند  لازم دیدم با اشاره  گوشه هایی از خاطرات خوش دوران رهبر کبیر انقلاب یاد آن روزها را در ذهن مردم و دولتمردان و سیاستدمدارن زنده کنم.

واما بعد:

بیست سال است که از عروج عارفانه حضرت امام خمینی معمار بزرگ انقلاب اسلامی گذشته است. به نظر من دوران 10 ساله ( به عبارت بهتر 9 سال و 4 ماهه )حضور امام در جمهوری اسلامی روزگاری بود که حلاوت و شرینی آن علی رغم التهاب ها و آشوب های سالهای اول انقلاب و نیز جنگ هشت ساله هنوز هم در ذائقه همنسلان من مانده است.

آنچه  علی رغم مشکلات اقتصادی و معیشتی و نیز نابسامانی های اجتماعی مثل ترور های خیابانی منافقین سبب شد ملت ایران از آن سالهای پر التهاب به نیکی یاد کنند همراهی  و همدلی رهبر کبیر انقلاب در تمام عرصه های با مردم بود. حضور روحانی و معنوی امام خمینی در میان ملت ایران سبب شده بود روح مردم نیز همراه با آن پیر فرزانه بسوی خدا و معنویت گام بردارد. این فرصت کوتاه  9 ساله کسب فیض از چشمه معرفت الهی آن پیر جمارانی سبب شد معنویت ، سادگی ، اخلاص ،همدلی ،برابری و برادری در میان مردم ایران نمودی عینی داشته باشد و اگر نبود این روح پاک خدایی ، جمهوری اسلامی ایران توان مقاومت هشت ساله در مقابل دنیای غرب را نداشت



 
درسهای انتخابات دهم برای مردم و سیاستمداران ایران
ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸۸  

 

سرانجام پس از کش و قوس های فراوان رییس جمهور دهم ایران با آرایی در حدود 24 میلیون  انتخاب شد . این مشارکت حداکثری مردم در انتخابات را در بدبینانه ترین شکل آن که از زبان برخی افراد می توان می توان شنید  یک کودتای مردمی است چراکه اغلب نشانه های آن را دارد. اولین نشانه این کودتای مردمی مثل سایر کودتا ها بر هم خورد تمام نظر سنجی ها و  پیش بینی های سیاست مداران داخلی و خارجی پس از این مشارکت عجیب و غریب  مردم بود. انتخابات دهم درس های زیادی برای ملت و دولتمردان و سیاستمدارن  ایران داشت که اولین درس آن مشارکت 85 درصدی مردم در انتخابات است که برای نظام می تواند یک سرمایه باشد.  بهتر است درس های دیگر را گام به گام مرور کنیم:

١-نظام جمهوری اسلامی و رییس جمهور منتخب باید بدانند مشارکت 85 درصدی مردم به دلیل حضور منتقدان آنها در عرصه رقابت بوده است. به عبارت دیگر اگر نزدیک به 15 میلیون آرا سه نامزد دیگر  و آرای ماخوذه باطله در انتخابات وجود نداشت میزان مشارکت مردم به زیر 65 درصد می رسید . پس مشارکت مخالفان یک پیروزی برای دولت فعلی و منتخب است.

٢-بنا به فرمایش مقام معظم رهبری که در پیام خود به مناسبت انتخاب دهمین رییس جمهور فرمودند: "رئیس جمهور منتخب و محترم، رئیس جمهور همه‌ ملت ایران است و همه و از جمله رقیبان دیروز باید یکپارچه از او حمایت و به او کمک کنند. " رییس دولت منتخب باید بداند که رییس جمهوری کل مردم ایران است نه آن 24 میلیونی که به وی رای دادند ، بلکه او رییس جمهور 15 درصدی که رای ندادند ونیز آن حدود 30 میلیون نفری که واجد شرایط نبودند نیز هست.

٣-با سابقه ای که از شعار های دولت نهم سراغ داریم انتظار اینست که در اداره امور اجرایی دولت دهم  از نخبگان افرادی که یک سوم آرا متعلق به آنهاست نیز استفاده نماید. به عبارت ساده تر وقتی از هر سه رای یک رای آن متعلق به قشری از ملت است که نظری متفاوت با جناح حاکم دارد پس آنها  به اندازه همان یک سوم حق حاکمیت خواهد داشت  و این یعنی حداقل از هر سه وزیر کابینه باید یک نفر از این قشر باشد و همینطور در سایر نهاد های حکومتی!

۴-به نظر می رسد همواره در تمام انتخابات سالهای اخیر اعتراض هایی در باره نحوه شمارش دستی آرا وجود داشته است که در انتخابات دهم به اوج خود رسیده است. با این شرایط و نظر به وجود زیر ساخت ها لازم برای انجام انتخابات الکترونیک چرا هنوز اصرار بر شمارش دستی آرا وجود دارد؟  امید آن است که مسولان با درسی که از این انتخابات گرفتند هر چه سریعتر به سمت برگزاری رفراندوم های دیجیتال بروند. برای اینکه  هموطنان ما از نحوه شمارش آرا اطلاع پیدا کنند باید بگویم در این نوع شمارش در هر شعبه اخذ رای پس از پایان رای گیری نمایندگان ستاد انتخابات کشور (همان مسولان وزارت کشور بعنوان شمارش گران  و تعدادی از نمایندگان نامزد ها بعنوان ناظر ) شروع به شمارش دستی  آرا می کنند. چندین نفر مسوول خواندن برگه های آرا و چندین نفر هم مسوول تیک زدن جلوی  اسامی نامزدها می شوند. به هر حال در این نوع شمارش  حتی با یقین به سلامت شمارشگران امکان اشتباه در خواندن نام یک نامزد و یا درج علامت بدلیل همهه و سرو صدای  فراوان  ، خستگی بیش از حد بدلیل بیداری شبانه و وجود عامل انسانی وجود دارد.

۵-با عنایت به نتیجه انتخابات که از سوی وزارت کشور اعلام شده و به تایید شورای نگهبان نیز رسیده است و نیز با توجه به پیام رهبری حق اینست که سایر نامزدها برای مشروعیت و استواری نظام جمهوری اسلامی نتیجه این آمار را گردن نهند و برای چهار سال بعد با برنامه بهتر وارد عرصه انتخابات شوند. بدون شک حتی اگر شائبه دستکاری در آرا وجود دارد سه نامزد دیگر باید خیلی پیش از روز 22 خرداد به آن می رسیدند. به عبارت دیگر ضعیف ترین تحلیلگران سیاسی با بروز برخی وقایع در زمان تبلیغات مثل حمایت برخی نهاد های رسمی از کاندیدای خاص می توانستند پی به این موضوع ببرند که فضا سالم نیست  و انتخابات را تحریم و یا حداقل از شرکت به  عنوان نامزد انصراف دهند . با این تفاسیر اگر بازندگان انتخابات دهم پی به موضوع نبردن صلاحیت سیاسی لازم را برای برخورد با موارد مشابه ندارند و اگر هم پی بردند و اقدامی نکردند جسارت لازم را برای داره حکومت ندارند. خلاصه اینکه مردم هر مملکت بدنبال کسانی هستند که به راحتی بازی نخوردند.



 
هیاهوی جوانان برای برای نامزد پنجم ریاست جمهوری
ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸۸  

 

 دی ماه سال 1357 برای اولین بار مردم ایران  برای نمایش احساسات خود به خیابان ها ریختند. این حضور در خیابان ها که با همراهی اکثر مردم همراه بود اولین شور و التهاب مردمی  بود که برای بروز خود به خیابان ها آمد. در این روز مردم ایران خوشحال از فرار شاه فقط برای ابراز شادی به خیابان ها آمدند. در همین ایام ورود امام خمینی به ایران بزرگترین کارناوال شادی را در دنیا برای ایرانیان به ارمغان آورد. آزاد سازی خرمشهر  و مهران ، شکست حصر آبادان و  چندین و چند موفقیت دیگر نظامی در دوران پایداری نیز دوباره مردم و علی الخصوص جوانان را به خیابان ها کشاند.

بعد از پایان دفاع مقدس و پشت سر گذاشتند حوادث درد ناکی مثل ارتحال رهبر کبیر انقلاب اسلامی، جشن های خیابانی با پیروزی تیم فوتبال ایران بر استرالیا و صعود به جام جهانی 1998 آغاز شد. به عبارت دیگر یک پیروزی ورزشی برای  اولین بار شور و التهاب جوانان را به  خیابان ها آورد  این درحالی بود که  بزرگتر ها و نیز نیرو های نظامی و انتظامی کاری به ابراز شادی که تا حدی هم نابهنجار بود نداشتند.

 اکنون و در آستانه دهمین انتخابات ریاست جمهوری نیز التهاب رقابت های انتخاباتی دو هفته ای است که دامنگیر همه اقشار جامعه شده است . آنچه در بازار رقابتهای دوره دهم نمود بارزی دارد نفوذ بیشتر رقابت ها در میان جوانان و نوجوانان  است . بدون شک حضور پر رنگ جوانان و نوجوانان در میان کارنوالهای انتخاباتی که در خیابان های شهرها به راه افتاده است می تواند انرژی این گروه عظیم را تخلیه نماید. به عبارتی باید گفت بخشی از این شور و شوق ربطی به حمایت از نامزدی خاص ندارد بلکه جوانان در حال استفاده از این ظرفیت برای بروز و ثبوت برخی رفتارها دارند که در شرایط عادی امکان بروز آن را نداشتند.

اینکه جوانی بتواند تا ساعات پایانی شب و بدون اینکه مزاحمتی از طرف والدین و دولت برای او بوجود بیاید در خیابان ها حضور داشته باشد بهترین فرصت برای اوست که  برخی هیجان های  محدود شده خود را نیز بروز دهد.

فارغ از اینکه  جوانان طرفدار کدامیک از نامزدهای ریاست جمهوری هستند ،آنچه می توان از اینگونه رفتارهای پر شور جوانان دریافت اینست که همه  آنها طرفدار بی قید و شرط نامزد پنجم یعنی شادی و نشاط جوانی هستند. بدون شک این آزادی های مردمی و مدنی برای جوانان تا پایان انتخابات خواهد بود و بعد از آن – بدون در نظر گرفتن اینکه کدامیک از این چهار نفر رای بیاورد- هیچ رییس جمهوری به جوانان اجازه بروز چنین رفتارهای هنجار شکنی را نخواهد داد. شاید هم جوانان این مسئله را درک کرده اند که مثل تشنه ای که به آب زلال رسیده لاجرعه و بی مهابا از این آزادی کوتاه مدت استفاده می کنند.

نگاهی به طرفداران رقبای انتخاباتی شاهد این مدعاست که برخی از طرفداران رفتارهایی دارند که در قاموس هیچ یک از چهار نامزد ریاست جمهوری راهی ندارد. هنجار شکنی هایی مثل خیابان گردی های شبانه دختران و پسران ،تولید زباله های فراوان در کف خیابان ها ، جیغ و فریاد های شبانه ، شعار های نامربوط و گاهی بچگانه ،انجام حرکات موزون ، مزاحمت برای خودروهای شخصی ، ایجاد ترافیک های بزگ و کلافه کننده و .... مورد تایید هیچکدام از چهار نامزد فعلی نبوده و نیست. به هر حال حداقل خروجی اینگونه رفتار های ناهنجار اینست که برخلاف شعار های انتخاباتی ، هیچ یک از دولت های  سالهای اخیر  نتوانسته اند برای اوقات فراغت ،شور و شادی  و در یک کلمه برای جوانی کردن جوانان راهکار موثری پیاده کنند. و این خود جوانان بوده اند که در فرصت هایی اینچنینی با دور زدن دولت به خواسته های خود رسیده اند. در پایان باید گفت در این دوران  نامزد پنجم ریاست جمهوری  که همان خواسته جوانان است برنده نهایی خواهد بود.



 
تبلیغات اینترنتی ریاست جمهوری تلاش برای جذب آرای دیجیتالی ها
ساعت ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۸ خرداد ۱۳۸۸  

دهمین انتخابات ریاست جمهوری اگر هیچ فایده ای برای جامعه نداشته باشد برای جامعه مجازی ایران و افراد مشغول در آن دارای فواید بسیاری است. اینکه تعداد زیادی از دست اندرکاران آی.تی در ستاد های انتخاباتی کاندیدها مشغول فعالیت شوند و از خلاقیت های خود برای بهتر شده پایگاه های اینترنتی و سی دی های مولتی مدیا استفاده نمایند امر میمون و مبارک است.

نگاهی به وبلاگ ها و پایگاه های اینترنتی خلق الساعه نامزد ها حداقل حسنی که دارد افزایش اطلاعات فارسی در دنیای سایبر است.

احمدی نژدا:

شاید رسمی ترین وب سایت ها متعلق به این نامز دانتخاباتی باشد که علاوه بر تارنماهای رسمی مثل خبرگزاری جمهوری اسلامی ،و.... رجانیوز  و فارس را نیز دارد .

- رجا نیوز

خبرگزاری جمهوری اسلامی

فارس

واحد مرکزی خبر

 

میرحسین موسوی

بیشترین اطلاعات مربوط به این نامزد در وبلاگ های طرفدار وی و نیز چند خبرگزاری خصوصی مثل یاری نیوز و کار منتشر می شود

خبرگزاری کار

خبرگزاری آفتاب

یاری نیوز

کلمه

 

مهدی کروبی

کروبی با داشتن روزنامه اعتماد ملی از چندی قبل فعالیت های انتخاباتی و تبلیغاتی خود را آغاز کرده بود . بجز سایت این روزنامه و سحام نیوز باید به سایت مشروطه بعنوان اصلی ترین جایگاه اینترنتی حامیان شیخ اصلاحات اشاره کرد.

مشروطه

کمپینگ حامیان

مشروطه نیوز

سحام نیوز

اعتماد ملی

 

محسن رضایی:

 محسمن رضایی با اینکه خیلی دیر وارد عرصه رقابت شد اما به مرور زمان فعالیت های دیجیتالی خود را گسترش داد . وی که ازارسال پیامک های تبلیغی نیز بخوبی استفاده می کند علاوه بر سایت تابناک جدیدا یاست ایفنا نیوز را بعنوان تارنمای اصلی ستاد خود اعلام کرده است.

تابناک

ایفنا نیوز

وبلاگ رضایی

 

 



 
شعارهای تبلیغاتی نداشته های مردم
ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ خرداد ۱۳۸۸  

اگر بپذیریم که شعار های تبلیغاتی نامزد های انتخابات ریاست جمهوری دهم فریاد برای رسیدن به آنچه نداریم است پس باید گفت متاسفانه مردم ایران خیلی از  امکانات ، آزادی ها، مزیت های اقتصادی و فرهنگی و... را ندارند.

ایران پیشرفته با قانون، عدالت و آزادی  شعار یکی از کاندیدا هاست و این یعنی با آمدن ایشان تازه پشرفت و عدالت و آزادی برای ما  ما آغاز می شود .

بهبود شرایط اقتصادی - فرهنگی ، توسعه فناوری ،توسعه ورزش قهرمانی ، نیز شعار های یکی دیگر است

اصلاح و تغییر که شعار فرد دیگر است هم از آن شعار هاست . تغییر یعنی اینکه وضع موجود مطلوب نیست  و شاید این واقع بینانه ترین شعار باشد . کدامیک از شما از وضع فرهنگی اقتصادی و اجتماعی خود رضایت کامل دارد .

وووو بهتر است مابقی را خودتان کامل کنید. ...

آیا واقعا وقتی هر یک از این عزیزان انتخاب شدند باز هم می توان از کمبود ها و فقر و ... صحبت کرد. ..