روزنامه نگار

آموزش روزنامه نگاری و یادداشت های یک روزنامه نگار

 
آیا نفت ایران ملی است؟
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٠  

اولین چاه  نفتی ایران در پنجم خرداد 1287 شمسی  103 سال پیش (1907 میلادی ) در مسجد سلیمان  کشف شد و از آن روز به بعد ایران در دایره  دارندگان و صادرکنندگان بزرگ نفتی جهان قرار گرفت.  ملی شدن صنعت نفت  40 سال بعد از کشف اولین چاه نفت در مسجد سلیمان یعنی  سال 1329 ه.ش بوقع پیوست. تا قبل از  این تاریخ  سهم مردم ایران از نفت تنها 16 درصد از سود شرکت نفت(شرکت نفت دارسی و سپس شرکت نفت انگلیس و ایران) آنهم بر اساس اعلام شرکت بود.

روز 24 اسفند ماه 1329 نمایندگان دوره شانزدهم مجلس شورای ملی ماده واحده ملی شدن صنعت نفت ایران را از تصویب گذراندند. این  مصوبه  روز ۲۹ اسفند به تائید مجلس سنا رسید.

قانون نفت پس از ملی شدن صنعت نفت، اجرا شد. اساسنامه شرکت ملی نفت ایران، پیش از انقلاب، در هفدهم اردیبهشت‌ ماه سال 1353 تصویب و به قانون تبدیل شد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مورد بازنگری شورای انقلاب قرار گرفت و دستخوش تغییر و تحولاتی شد .

 شورای انقلاب در 29 خرداد سال 59 وزارت نفت را مکلف به تهیه اساسنامه شرکت نفت کرد، اما این امر تحقق نیافت.

در سال 1362 نیز این قانون یک بار تغییر کرد و از آن زمان تاکنون، دولت‌ها موظف شده‌اند تا اساسنامه شرکت ملی نفت را تهیه و تدوین و به مجلس ارایه کنند.
 با گذشت 27 سال از آن زمان تاکنون و با وجود آنکه قوه مجریه، تغییر چندین دولت را به‌ خود دیده، هنوز تدوین و ارایه اساسنامه مهمترین شرکت دولتی به مجلس صورت نپذیرفته است.

به همین دلیل، موضوع اصلاح اساسنامه شرکت ملی نفت ایران به ‌عنوان بزرگترین شرکت دولتی، چند سالی است که پای ثابت روابط و مذاکرات میان مجلس شورای اسلامی و دولت است.

از سال 1362 تاکنون چندین وزیر بر مسند وزارت نفت تکیه زده‌اند و هر یک بارها درباره اساسنامه و مهمترین منبع مالی و درآمدی کشور از سوی مجلس مورد سؤال قرار گرفته‌اند.

 در آغاز انقلاب، شورای انقلاب تصویب کرده بود که شش ماه پس از زمان تصویب، این اساسنامه باید تهیه و تنظیم و به مجلس فرستاده شود؛ اما این مهم تا به امروز رخ نداد. 31 سال از این اتفاق گذشت و هنوز مجلس در انتظار فرستادن اساسنامه و شاهد کوتاهی دولت‌ها در این امر بوده است.

اکنون و بعد از 61 سال طرح  این سوال که « نفت ایران ملی است؟ » در واقع شکستن هاله تقدسی است که بر جریان ملی شدن صنعت نفت شکل گرفته است.

آنچه در قسمت اول این یادداشت که بیشتر آن نقل از سایت ها و وبلاگ های دیگر است می‌آورم تنها تاریخچه است. در قسمت بعدی اگر عمری باشد به بررسی بیشتر دلایل عدم تدوین اساسنامه ای انقلابی برای شرکت نفت و حتی برخی دعاوی در دیوان عدالت اداری که اکثرا شرکت نفت برنده آن است خواهم پرداخت.



 
ماجرای یک نامه‌ی ساختگی
ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ بهمن ۱۳٩٠  

بعد اینکه چندین و چند بار از زبان دوستان و نیز در فضای مجازی دوباره با نامه‌ی تاریخی چارلی چاپلین به دخترش بر خورد کردم دیدم حیف است مطلبی در این خصوص را که سالها پیش برایم ایمیل شده بود در وبلاگم نگذارم.اینکه این نامه توسط فرج‌الله صبا روزنامه نگار ایرانی نوشته شده است باید برای کسانی که بدون اطلاع آن را نقل می‌کنند خوب باشد.

هر چند این گونه نقل قول‌ها با فراگیر شدن رسانه‌های نوین بیشتر هم شده مثل عباراتی که به نام دکتر شریعتی دست به دست می‌شود



 
کتاب روزنامه نگاری به زبان ساده منتشر شد
ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ آذر ۱۳٩٠  

کتاب روزنامه نگاری به زبان ساده گردآوری و تدوین رضا حاجی آبادی توسط انتشارات تجلی مهر منتشر شد

علاقمندان برای تهیه کتاب با شماره  تلفن 88317832  تماس بگیرند.

کتاب روزنامه نگاری به زبان ساده



 
عاشورا از نگاهی دیگر
ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٠  

محرم اولین ماه در سال قمری است. به عبارتی این ماه سرآغاز یک سال نو قمری است. شاید بتوان از همین دریچه به عاشورا و قیام عاشور نگاه کرد. عاشورا فصلی تازه و سرآغازی نو در تاریخ اسلام بود. هر چند این نو شدن و تازگی با خون عزیزترین بنده خدا آبیاری شد اما بی شک اگر نبود شهادت آگاهانه امام حسین (ع) از اسلام نامی باقی نمی ماند.

در ادامه این پست برخی جملات شاعران ، نویسندگان و پژوهشگران در باره عاشورا و سالار شهیدان نقل می کنم.

ابوالقاسم حسینجانی:

اسلام از ریشه سلم و سلام است و ما عاشق جنگ نیستیم، جنگ‌طلب نیستیم هرکه جنگ طلب است آدم نیست، ولی دفاع چیز دیگری است به معنی خاصیت داشتن و زیر بار ظلم نرفتن است.

امام حسین(ع) به کربلا نرفت که بجنگد گفت بگذارید ما برویم . دو روز مانده به تاسوعا شمر در تیررس بود و می توانستند او را بکشند ولی امام حسین اجازه نداد چون نمی خواست شروع کننده جنگ باشد.

شهادت نوعی مدیریت است ، آدم‌های معمولی خیلی هم که موفق باشند زندگی خود را مدیریت می کنند اما شهدا مرگ خود را نیز مدیریت می کنند .شهادت یعنی چگونه بمیریم که بهترین مرگ باشد و زندگی‌مان را کجا خرج کنیم که زندگی دیگران معنی پیدا کند .