روزنامه نگار

آموزش روزنامه نگاری و یادداشت های یک روزنامه نگار

 
گاه باید صورت مسئله را دوباره نوشت
ساعت ٧:٤٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩٦  



مریم عزیز سلام
کاش قدر تو را بیشتر می دانستیم
کاش چیزهایی که می دانی و می دانیم
ما را در حسرت داشتنت نمی گذاشت.
ولی شاید این مهاجرت دوم تو بسوی خداوند در زمان درست انجام شده باشد.
کسی چه می داند
اگر در ایران می ماندی
رفتنت
اتفاقی معمولی بود
مثل هزاران مرگ معمولی دیگر که برای زنان ومردان در این کشور روی میدهد
تو حساب و کتاب زندگی ات را خوب داشتی

به گمانم
ریاضتی که تو برای ریاضیات کشیدی بیشتر از آن مدال بود که بر سینه ات نشست. ما از تو آموختیم
در معادلات زندگی
همه فرمول ها به جواب درست نمی رسد
گاه باید مسئله را از اول نوشت
در خبرها آمده بود:
مریم میرزاخانی ریاضی‌دان ایرانی و برنده مدال فیلدز بر اثر بیماری سرطان درگذشت.

#هزاره_ققنوس
#رقص_واژه_ها
#رضا_حاجی_آبادی
#انتشارات
#نشر_هزاره_ققنوس
#مریم_میرزاخانی
#تسلیت



 
آزادی مشروط
ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ خرداد ۱۳٩٤  

 

بعد از سهمیه‌ای شدن بنزین در دولت نهم ، این روزها شاهد هستیم دولت یازدهم خیلی زیر پوستی و نرم قیمت بنزین را آزاد کرد. شکی نیست  مصرف بنزین در ایران بالاتر از حد استاندارد جهانی و حتی منطقه‌ای آن است. اما آیا دولتمردان ایرانی تاکنون با خود اندیشیده‌اند که مردم در این زمینه بی تقصیر هستند. اگر مردم ایران همانند سایر کشورهای دنیا این اجازه را داشته باشند که از خودروهای با کیفیت و ارزان قیمت جهانی که مصرف سوخت پایینی ( حدود یک سوم خودروهای داخلی) دارند استفاده کنند بی شک مصرف روزانه آنها حداقل یک سوم مصرف فعلی خواهد شد. با این فرض همه‌ی مردم حاضرهستند بنزین لیتری 3000 تومانی مصرف کنند مشروط به آنکه اجازه داشته باشند خودروی کم مصرف خارجی را هم سوار شوند.

به نظر می‌رسد این چماق حمایت از تولید داخلی که سی و اندی سال است بر سر ملت کوفته می‌شود کم کم دارد قدرت خودش را از دست می دهد. آیا سی و چندسال فرصت کمی است برای تولید کننده داخلی که خود را به استاندارد های منطقه ای و جهانی برساند.  باید طور دیگری به این موضوع نگاه کرد. اکنون چماق آلودگی هوا و سرطان ناشی از بنزین و وسیله نقلیه بی کیفیت در دست مردم است و این متولیان صنعت و دولت هستند که باید پاسخگو باشند.

حکایت معادله قیمت بنزین در ایران خیلی ساده تر از این است که دولتهای قبلی و فعلی متوجه آن نشوند. این معادله خیلی ساده است. اگر قیمت بالای بنزین در جهان را توی سر ملت می زنید ،‌آنها هم حق دارند قیمت بالای خودروهای بی کیفیت داخلی را( که سودهای هنگفت شرکت های تولیدی آن به جیب مردم نمی رود) را  آن بر سرتان بزنند.

می‌گویند فردی با کشاورز پیازکاری دعوایش شد. پیش حاکم رفتند. حاکم گفت برای جریمه یا 50 سکه بده ، یا 50ضربه چوب بخور و یا 50عدد پیاز را نوش جان کن. مرد اول خواست پیاز بخورد بعد از خورد 20تایی دیگر نتوانست ادامه بدهد. گفت: چوبم بزندید. ضربات چوب را هم تا 30 تحمیل کرد و گفت اصلا بی خیال این هم 50 سکه. نتیجه اخلاقی اینکه هم چوب خورد و هم پیاز و هم جریمه را پرداخت کرد.

 

این هم مطلب قبلی من در این زمینه

بوی بنزین بوی اعتراض

بنزین ایرانی گران یا ارزان



 
بنزین ایرانی ارزان یا گران!
ساعت ٩:٤٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٥ آذر ۱۳٩۳  

چندی پیش تابناک در مطلبی تحت عنوان"ارزان ترین و گران ترین بنزین های جهان "به مقایسه قیمت بنزین در کشورهای مختلف پرداخته و نتیجه گرفته که بنزین ایران پنجمین بنزین ارزان در دنیاست.

نکته ای که نویسنده مقاله فراموش کرده در معادلات خود بیاورد میزان مصرف بنزین خودورهای داخلی است که حدود سه برابر ماشین های سایر کشورهای دنیاست.

اینکه مردم ایران مجبور باشند از خودرویی که سه برابر استاندارد جهانی بنزین مصرف می کند را باقیمتی چند برابر خریداری کنند در این معادله دیده نشده است.

در کامنتی زیر مطلب تابناک نوشتم:

اجازه بدهند ماشین کم مصرف بیاریم یک سوم مصرف بنزیمان کم می شود. با تعرفه کمتر این ماشینها را وارد کنیم میشه گفت مصرف بنزین ما تا یک چهارم کم میشه.
این یعنی الان قیمت بنزینی که ما مجبوریم توی باک خودروهای بی کیفیت داخلی بریزیم چهار برابر حساب میشه چون مجبوریم چهار برابر مصرف کنیم.
با این حساب قیمت بنزین توی ایران و نروژ تفاوتی نداره..اون که تفاوت داره حقوق کارمندان و درآمد مردم این دو کشور نفیته..



 
هفته دفاع مقدس را باید گرامی داشت یا جشن گرفت
ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ مهر ۱۳٩۳  

همه جنگ های تاریخ بشر به بهانه هایی معمولا کوچک آغاز و پس از سالها  کشتار با قراردادهایی به اتمام می رسند. نگاهی به دو جنگ جهانی1 نشان دهنده همین امر است.منشور سازمان ملل زائیده دو جنگ خانمان سوز جهانی است نیز در نوع خود جالب توجه است.

اینکه دفاع مردمی ملت ایران در برابر ارتش اشغالگر رژیم بعث(یا همان ارتش و نیروهای مردمی عراق) را باید ارج بنهیم امری طبیعی است. اما سوالی که ذهن خیلی از نسلهای امروز را به خود مشغول داشته جشن گرفت سالروز آغاز  این تجاوز است. گاهی اوقات این جشن و پایکوبی تا آنجا پیش می رود که انگار ما خودمان از حمله و تجاوز ارتش عراق به کشورمان خوشحال و راضی هستیم.

به نظر می رسد متولیان امور فرهنگی باید تفاوتی بین گرامی داشت و جشن در چنین برنامه های ملی که از افتخارات مردم ایران است قائل شوند.

بی شک در طول هشت سال دفاع مقدس مردم ایران در مقابل تجاوز بیگانه روزهای غرور آفرینی مثل آزادسازی خرمشهر... مثل آزادی مهران به فرمان حضرت امام  یا شکست حصر آبادان و یا عملیات سایه البرز (کمان ۹۹) وجود دارد که هر کدام از آنها می تواند بهانه ای برای جشن باشد.